کاش درک می‌کردی مرا به جای ترک

کاش درک می‌کردی مرا به جای ترک

نویسنده : f_yazdi

خیلی وقت است که ندیدمت، یادت می‌آید آن روز را که رها از زمان و مکان، دستت را در دست من جا داده بودی؟! گویی تمام دنیا در دست من و تو جا می‌گرفت. کاش می‌دانستی، زیبایی‌های دنیا را همین لحظه‌های زیبا می‌سازد! کاش می‌فهمیدی دوستت دارم را! و کاش درک می‌کردی مرا به جای ترک! کاش باز هم ساده می‌شدی مثل صداقت دستانت! این حرف‌ها را به نسیم بهاری می‌گویم، نمی‌دانم ناله‌هایم را به گوشت می‌رساند یا مثل تو خیانت می‌کند در امانت!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/٢٨
١
٠
چه تلخ ... چه دردناک ... خیلی سخته و غم انگیزه :(
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
اوهوم ..... خیلی . مرسی از کلیک حضورت عزیزم :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٢٨
١
٠
عجب غم سنگینی! ... کلمات مودبانه و پر از احساس در عین ناامیدی و دلگیر بودن ...
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
انقد که غمش سنگین بود وقتی داشتم می نوشتم شونه هام از شدت درد شکست . خخخ ...... شوخی کردم آره دیگه ......... ممنون از لطف شما جناب بزرگواری :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
خخخ :)) .... شونه مهم نیست ، ایشالا دل هیچوقت نشکنه ... :)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
بله واقعا ، اگه دل بشکنه دیگه نمی شه کاریش کرد . بازم ممنون از شما جناب بزرگواری :)
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
:(((((((((((((((((
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
:((((((((((((((((((((( فقط همین :( مرسی از کلیک حضورت :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
:((
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
فرانک جان کامنتم بذار عزیزم :) مرسی از کلیک حضورت
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
غم داشت... یه غم آشنا... همین... :(
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
ممنون فرانک جان ، خیلی ممنون :)
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
تو میروی و مرا جان و دل به جانب توست - ولی چه سوذ که جانب نگه نمی داری . سعدی
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
بله آفرین بر شما ..... بسیار زیبا ....... مرسی از کلیک حضورت :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
بله.،،
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
بله ... بله چی ؟! بله ... خوب بود ؟! ........بله ... بد بود ؟! بله... تلخ و دردناک بود ؟! و یا بله خیلی افتضاح بود ؟! ......... ممنون از کلیک حضور شما :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
بله بیایید منو بزنید...
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
شوخی کردم جناب رد پای قلم ، اگر ناراحت شدید ببخشید . :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
من قهرم دیگه...
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/٠٥/٢٨
٠
٠
رفتی و این حقیقت سنگین برای من/ آنقدر مشکل است که باور نمی کنم... راضیه رجائی
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
ممنون عزیزم .... حقیقت همیشه تلخ و سنگینه ..... مرسی از کلیک حضورت :)
na3er
na3er
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
لبریز از احساس...کوتاه و عالی بود
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
ممنون از شما و کلیک حضورتون
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
به نظر من به نسیم بهاری هم اعتماد نیومده...اینروزا تو روی طرف داد میزنی نمیشنوه چه برسه به اینکه یکی دیگه براش پیغام ببره...واللا :/
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
اوهوم ......... راست میگی با حرفت موافقم در حد المپیک :) مرسی از کلیک حضورت
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
رها از زمان و مکان، چه حس خوبی... چه نوشته غمباری در عین احساس...
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
ممنون عزیزم ..... خوشحالم که ارتباط برقرار کردی دوست خوبم :)
راتا
راتا
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
بازعزیزم متن زیباگذاشته.....شادش کن دیگه دلم گرفت:)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
مرسی دوستم ....... چشم حتما یه دونه شاد مخصوص برای شما می نویسم ، به دلت بگو نگیره :)
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
جمله ی آخر ضربه ی نهایی بود !
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٢٩
٠
٠
آره یه جورایی ........ مرسی عزیزم از کلیک حضورت :)
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
تیترش غم متنو داد میزنه:((( با کوتاهیش احساسشو منتقل کرد...اینقدر غمناک ننویسید لدفن یاایهاالجیمیون!!!تشکرات فاطمه بانو:)))
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
مرسی عزیزم . آواتار نو مبارک ، چقد خوشگلههههههههههههههههههههه ............ :))) خواهش می کنم دختر آریایی .به روی چشم .ممنون از کلیک حضورت :)))
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
اونی که رفته و درک نکرده حتما دلیلش این نیست که شما باید درد بکشی ، یه جاهایی باید خوشحال باشی چون کسی که دوست داشتن رو در نمیکنه مثل پرنده تو قفسه ، هر وقت بتونه میره ، بعدشم فاطمه جان یه وقتایی به قدرت خدا شک نکن حتما خیری توش بوده :)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
ممنون سحر جان ، ولی من این یادداشت رو خطاب به کسی ننوشتم .مرسی از کلیک حضورت :))
گيتي
گيتي
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
حافظ شيرازي مي فرماييد؛ آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست هركجا هست خدايا به سلامت دارش
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٣٠
٠
٠
به .... به ..... بازم سلام دوست قدیمی .... خوش اومدی عزیزم دوباره .......... :))
shekoofeh-r
shekoofeh-r
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
مرسی قشنگ بود
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
نگاهت قشنگه عزیزم :) مرسی از کلیک حضورت
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤