شاید برای خودم در آسمان خانه ای ساختم

شاید برای خودم در آسمان خانه ای ساختم

نویسنده : f_yazdi

باید از زمین کنده شوم... باید دل از زمین برید... نه میدانی آخر دیگر این جا، جای من نیست.

احساس می‌کنم زیادی هستم. یا نه... بودن و نبودنم برای اهالی این سیاره‌ی عجیب و گرد، چه فرقی می‌کند؟! وقتی محبوب ترینم سراغ دلم را نمی‌گیرد! وقتی مرا فراموش کرده و تنهایم گذاشته‌!

شاید برای خودم خانه‌ای ابری در آسمان آبی ساختم و بر سر تو که تنهایم گذاشتی باریدم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
دلنشین بود و غمگین... .
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
مرسی از نقد اصولی تون. به روی چشممممممممممممممم.......... و ممنون از کلیک حضورتون :))
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
ممنونم ولی من دوست دارم شما ب عنوان کسی ک سینما میخونه نوشته م رو نقد کنه
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٠٥
١
٠
خواهش میکنم...:-)) / این یادداشت مشکل خاصی نداره. فقط یکی دوجا لازم بود کمی با کلمات بازی کنید و از حالت "محاوره" خارج کنید: نه میدانی آخر دیگر این جا، جای من نیست: "آخر دیگر" پشت سر هم جالب نیست.... و: بودن و نبودنم، وجود سه تا "ن" سنگین میکنه این اصطلاح رو. بهتره بنویسید: بود و نبودم / خط آخر خیلی قشنگ بود و تقریبا جورِ همه متن رو به دوش کشید. / موفق باشید و منتظر بعدی قدرتمندتر هستم.
azadeh_tabrizi
azadeh_tabrizi
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
:)
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
سلام: قلبتون همیشه مالامال خرسندی باشد.ممنون
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
سلام ممنون از کلیک حضورتون استاد . هم چنین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
سلام پایدارباشید
Cold
Cold
٩٣/١٢/٠٥
٠
٠
خیلی با احساس بود :)..نوشته شما منو یاد نوشته های قدیمی خودم انداخت با این فرق که شما بلند پروازی بیشتری توی نوشتن دارید :)...خسته نباشید...ممنون!
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
ممنون از کلیک حضورتون . آرههههههههه خیلی بلند پروازم :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
بهله...شاعر میفرمایند : سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی / شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی / آه باران من سراپای وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی . . . هیــــــــــــع روزگار...مرسی از شما شیک نوشتی...قلمتآن مستدآم (^_^)
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
ممنون از کلیک حضورت دنیا دیده عزیز :)) و مرسی از شعر قشنگت . شاعرش کیه ؟
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
خوآهش :) نیدونم :/
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
چه ناراحت :(
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
آرععععععع دیگه . بعضی وقتا این جوری میشه ! :(
e_radmehri
e_radmehri
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
شیرین اما پراز غم و قابل درک :)...امیدوارم همیشه شاد باشی
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٠٦
٠
٠
ممنون از کلیک - حضورتون. همچنین :))
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/٠٧
٠
٠
عاااااااااااااالی بود :))))))))
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٠٧
٠
٠
مرسی از کلیک - حضورتون :)))))))))
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات