پنجره‌ی مجازی خانه ما
ارسالی برای مسابقه‌ای از جنس مجازی

پنجره‌ی مجازی خانه ما

نویسنده : asadzadeh_s

روزهای اولی که وارد خانه‌ها شده بود، نگرانی اکثر بزرگترها این بود که نکند با یک دکمه اشتباه ویندوز سیستم خراب شود و مجبور بشوند دوباره برای نصب یک ویندوز هزینه بپردازند. بنابراین زنگ خطر نامرئی در اطراف این سیستم غریب الجثه ایجاد شده بود، اما این سوال توی ذهن من بود که این پنجره سیستم عزیزمان، رو به کجا باز می‌شود و چه دنیاهایی را پیش روی‌مان باز می‌کند. هر بار هم که می‌خواستم نزدیک سیستم بشوم چراغ خطر به صدا درمی‌آمد و من الفرار...

گذشت و گذشت، حساسیت‌ها کمتر شد و من بزرگتر شدم، حالا می‌توانستم سر از کار این پنجره سیستم در بیاورم. پنجره را که باز می‌کردم وارد دنیای بی‌انتهایی می‌شدم که روزی به گوگل باز می‌شد، روزی به یاهو، یک روز هم به چت روم‌ها، کلی آدم با هویت الکی‌شان می‌خواستند از پنجره سیستم وارد زندگی‌ام شوند و من هم با سنگ می‌زدم شیشه پنجره‌شان را می‌شکستم.

روزها باز هم گذشت و گذشت، حالا پنجره‌های خانه‌ها را دو جداره می‌کنیم و درهای ورودی را هم ضد سرقت نصب می‌کنیم اما غافلیم از این‌که پنجره سیستم‌مان هم چنان روزنه‌ای نامرئی است به زندگی‌مان. نمی‌دانیم با آن موش کوچک چقدر در زندگی دیگران موش دواندیم یا دواندند.

این روزها خبر از آژیر خطر برای بچه‌ها نیست، بزرگترها خودشان تبلت می‌دهند دست بچه‌ها! این روزها خودمان هم گم می‌شویم در این دنیای نیمه واقعیت، خواب‌های‌مان هم گویی مجازی شده. این روزها کمتر مراقب پنجره‌های ارتباطی‌مان هستیم. در حالی که می‌دانیم آدم‌های مجازی، آدم‌هایی هستند که حضور دارند، اما شاید گاهی هم وجود ندارند؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mirza
mirza
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
سلام؛ "نمی‌دانیم با آن موش کوچک چقدر در زندگی دیگران موش دواندیم یا دواندند."، به دنیا می ارزید، باریکلا! قدم به قدم پیش رفتید و خوب جایی هم ختم قائله کردید، مرحبا، امیدوارم در مسابقه به معنای واقعی کلمه موفق بشید!
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
از لطفتون خیلی سپاسگذارم :) شما هم موفق و سلامت باشید :)
s_hajikhani
s_hajikhani
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
تلخ بود ولی شیرین بیانش کردین ... از قلمتون پیداست که دغدغه های فراوونی دارید موفق باشید
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
شما لطف دارین ...کدوم یکیمون دغدغه نداره این روزها .....تشکر
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
سلام:جالب بود. منکه در داستان وارد نیستم ولی به نظرم خوب آمد.انشاءا... که موفق باشید.
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
سلام ،تشکر میکنم ،سلامت باشید ،شما استادید :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
سلام:شما لطف دارید.شاگردی میکنیم.
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
:) بزرگوارید
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
:)بزرگوارید
ali_y
ali_y
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
سلام. بله درست فرمودین ...
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
سلام ،تشکر میشود
Narjes_khatoon
Narjes_khatoon
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
حقیقت تلخیه این زندگی مجازی.....هر چند خودمون خواستیم!
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
خودمون هم میتونیم بر نحوه استفاده کردنمون در این فضا نظارت کنیم به نظرم :)
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
دینای مجازی ادم رو از کار و زندگی انداخته!مرسی
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
خواهش میشود ،ولی میشه خودمون برنامه ریزیش کنیم دنیای مجازیمون رو همونطور که برا دنیای حقیقی برنامه ریزی داریم
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
مطلبت خوب بود :) خب من خودم تو خونمون به عنوان وارد کننده ابزار الات مجازی هستم و فعلا تنها کسی هم هستم که با دنیای مجازی سر و کارداره :) واقعا چقدر موش دوندیم تو زندگی بقیه با این موشواره ؟:)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
لطف داری:) من معمولا تو خونه تصمیم میگیرم از یک ابزار الات مجازی استفاده کنم ولی هنوز ثانیه ای از بیان اون نگذشته خواهرم از اون استفاده میکنه خخخ،فک کنم،نمیدونم اما گاهی دوست داشتم یک تام داشتم این موش سیستم من رو میخورد خخخخخخخ
neyosha
neyosha
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
سلام خیلی عالی بود نمی‌دانیم با آن موش کوچک چقدر در زندگی دیگران موش دواندیم یا دواندند. :) تشکرات (:
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
سلــــــــــــــــــام،خواهش میشود قابلی نداشت :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٢٤
٠
٠
ساختار محکمی داره این یادداشت شما. خوشم اومد. مرسی، براتون صادقانه بهترین ها رو بهمراه موفقیت در مسابقه آرزو میکنم.
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٥
٠
٠
ازتون بسیار بسیار تشکر میکنم ،درس پس میدم :)امیدوارم شما هم موفق باشید
h.naderi
h.naderi
٩٣/١٠/٢٥
٠
٠
این وجود نداشتن خیلی جالب بود؛ یک سرآعاز هست اصلا توی بحث های روانشناسی یک سرفصل مفصل در مورد خیال و وهم داریم. ساختار نوشته هم ایرادی نداشت و خوبی اش هم این بود که کوتاه نوشته بودید.
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٥
٠
٠
با اون بحث تو روانشناسی کم وبیش اشنا هستم اما موقعی که داشتم می نوشتم اصلا بهش فکر نمی کردم ،پس میشه بگم یک پیشرفت نصفه و نیمه نسبت به مطالب قبلی کردم :)
ali_sh
ali_sh
٩٣/١٠/٢٥
٠
٠
جالب توصیف شده بود /با ارزوی موفقیت :)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٥
٠
٠
تشکر میکنم :)
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٢٥
٠
٠
به نظرمن تاخالااین یکییییییی عالیییییییییییییی بوددست مریزلدبرشمااااااااااااااااااا
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
شما خیلی لطف دارید ممنونم
Vania
Vania
٩٣/١٠/٢٥
٠
٠
خوب بود سِیر از گذشته تابه حال..از ورود اولین ها تا الان که به سرعت هرچه تمام داره همه گیر میشه...سیم کارت های هدیه و نوجوان و تبلیغات تبلت بعنوان جایزه و .... هم خوب کارشونو انجام میدن برای گسترش!
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
بعله متاسفانه کارشون رو خیلی با سرعت انجام میدن و تبلیغاتی هم که میشه خیلی پر زرق و برق نشون میدن تا هم بچه ها راغب بشن و هم والدین تسلیم بشن ....اینگونه است دیگه
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
واقعنم همینطوره.... مرسی از شما...جالب وتاثیر گذار (^_^)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
موش كوچك و درب ضد سرقت در كنار اين پنجره هميشه باز رو خوب اومديد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مرسي:)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠