خنگ بازی حیوانات
تصاویر بامزه از گیر کردن حیوانات

خنگ بازی حیوانات

نویسنده : mahshid2

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٨/٠٥
١
٠
آخی.. دلم براشون سوخت
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٠٥
١
٠
:(( چقدر بد....بیچاره ها چه عذابی میکشن....آآآخخخیییی....ممنون :)
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٨/٠٥
٠
٠
سلام/ الان هم اخبار شبانگاهی یه گربه رو نشون داد که تو یه لوله سیمانی گیر کرده بود!!/ ...
سحر
سحر
٩٢/٠٨/٠٥
٠
٠
آخییی....دلم واسه گربهه.سوخت :((
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٠٥
٠
٠
هی وای من!!بعضیاش دیگه خیلی خفن بود!!!ممنون تصاویر جالبی بود:))
آبان
آبان
٩٢/٠٨/٠٥
٠
٠
حیوونن دیگه :////
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٠٥
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخ
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٠٥
٠
٠
خیلی باحال بود ممنونم
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
اون حیوونی که رو سیمهای برق گیر کرده چیه ؟.... همه حیوونا با سراشون مشکل داشتن
javad agha
javad agha
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
جالب بود ممنون از شما:)))
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
مثل اینکه گربه ها از همه بدبخترن ولی اون فیله هم اوضاع بدی داشت ...
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
خنگا :|
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
خخخ!از بس فوضولن...ممنونم جالب بود.
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٨/١١
٠
٠
يه عدد شاهين نيز 2روزي خونه ما مهمون بود، طفلكي با سر رفت تو شيشه پنجره؟! خيلي باحال بود، رو پاش نميتونست واسته، سرش گيجي ويجي ميرفت، تلپ ميافتاد؟! خدامنو ببخشه يه چند وقتي بهش ميخنديدم :/
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠