جُستاری پیرامون آتش فشان های مادر شوهر نوع!

جُستاری پیرامون آتش فشان های مادر شوهر نوع!

نویسنده : m_hatami

راویان اخبار و طوطیان شکرشکن شیرین گفتار، متاسفانه در این مورد بخصوص نظری نداشتند و ما رفتیم سراغ برادران محترم باستان شناس!

به گواهی این عزیزان که از صفر تا صدِ نقاشی دیواره‌ی غارها در سده‌ی دوم از هزاره‌ی اول قبل از میلاد را حفظند، انسانهای نخستین، از وجود موجوداتی دو پا بنام " آتش فشان " رنج میبرده‌اند!

و این رنج را در نقاشی‌های پسا مدرنی خود به وضوح نشان داده اند. به عنوان نمونه:

در یکی از نقاشی‌ها، زنی تنومند در حد آرنولد، خشمگین در حد بروسلی و فاقد مهر و محبت در حد زن تناردیه را به تصویر کشیده و بالای سرش با فونت میخی نوشته بودند:

«مادر شوهر» العهده علی الراوی

وظیفه اصلی این موجود شریف که به سرعت در جوامع بشری رسوخ پیدا کرد عروس آزاری بود و ما به دلیل مسایل فوق امنیتی و جریحه دار شدن احساسات خیل عظیمی از عروسان، از بازگو کردن جنایاتشان معذوریم!

تاریخ شناسان بر این باورند که در اوایل قرن نوزدهم این موجودات فعال‌تر شده و در حد 10 بشکه نفت دریای برنت شمال، آتش فشانی میکردند. خوشبختانه اواخر قرن نوزده به بعد این موجودات دوپا، ورژن به ورژن تحول یافته و بی خطر شده‌اند ولی هرزگاهی از دستشان در میرود و آتشکی به پا میکنند. برای مثال چند سال پیش بود که از زبان شهرام ناظری شنیدیم:

« یک شب آتش در نیستان می سووووخت!»

که سریعا برادر " ماسارو ایموتو " و هرکول خان پوآرو خود را به صحنه جنایت رسانده بودند و از واکنش مولکولهای آب به مفاهیم انسانی فهمیده بودند:

« همیشه پای یک مادر شوهر در میان است»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/١٧
١
٠
سلام؛ یاداشت بسیار خوبی بود، تنها نکته ای که باید خدمت شما بزرگوار ارائه بدم اینه که با شروع متن و خوندن ادامه، اون حس تعلبق و جویندگی در منِ مخاطب به وجود میومد و چه خوب میشد اگر در اواخر یادداشت متوجه می شدم که در مورد چی صحبت می کنید، در حالی که عنوان "مادر شوهر" که در تیتر از آن یاد کردید، مشخص کنندۀ ماجراست. این مورد اشکال نیست و ضربه ای حتی به قلم شیوای شما نزده. موفقیت شما آرزوی میرزاست.
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٢/١٧
١
٠
سلام. خیلی ممنونم از لطفتون.بله حق با شماست ،عنوان این متن محتوای متن رو لو داده که متاسفانه من نقشی در انتخابش نداشتم و صلاحدید عزیزان بوده که این عنوان رو برای این متن انتخاب کردن.ممنووونم بزرگوارید شما....
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٢/١٧
٠
٠
عالي بود مرسي
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٢/١٧
٠
٠
مرسی دوست عزیز
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/١٧
١
٠
قالب سختی رو انتخاب کردید برای داستان سرایی... جذابه و نوستالژیک، اما کوچکترین لغزش میتونه متن رو به زمین بزنه... / منتظر داستان ها و یادداشتهای بعدی شما هستم بیصبرانه :-))
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٢/١٧
٠
٠
ممنون از حضورتون و نظر لطفتون....
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٧
٠
٠
سلام: جالب بود. متشکرم از جنابعالی. پایدار باشید.
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
سلام ممنون از شما، همچنین....
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
سلام:زنده باشید
naser_j
naser_j
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
اون چیزی که تو نوشته خوبتون بیشتر توجه ام رو جلب کرد تلفیق عالی و به جای اصطلاحات کهن و نوین بود که بار طنز مطلبتون رو به دوش می کشید
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
ممنون، خوشحالم که خوشتون اومده
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
عایا شما هم در زمره درگیران با مادر شوهر قرار دارید؟ :))
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
با اجازه بزرگترا نه هنوز :-)
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
مادرشوهر ها خوب و مهربان می باشند :))
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٢/١٨
٠
٠
بر منکرش لعنتتتتتت ! الکییییییی مثلن مادر شوهرا همگی خوب و مهربان می باشند :-) :-) :-)
translator
translator
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
بعلی اینجور مادرشوهرها هم هستند و در زمان های قدیییییییییییم بیشترتر بودند. شکر ایزد مادرشوهر اینجانب در زمره ی فرشتگان زمینی اند.
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٢/٢٠
٠
٠
آره بابا اینجور مادرشوهرها منقرض شدن تقریبن و فقط فرشته های زمینی شون باقی موندن :-)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/١٩
١
٠
همون مال عهد باستان بودن...الان مادر شوهرا خدارو شکر خیلــــــــــی خوبن :))
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٢/٢٠
٠
٠
من که اطلاع دقیقی ندارم ولی چون شما تایید میکنید باور میکنم:-)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
قشنگ بود مرسي:) / موفق باشيد!
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٢/٢٠
٠
٠
مرسی لطف دارید همچنین...
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤