مردن یه بچه معصوم، چه تماشاییست بیایید

بیایید با هم ببینید، چشاتون خوب بسایید

ببینید خونه‌ی مرگ رو که چه جوری توش می‌میرن

گل یاس‌ها، نسترن‌ها، قناری‌ها توش اسیرن

لونه کرده توی این شهر، جغد شوم بد صدایی

فاصله انداخته بین، آب و دریا بین ماهی

همه همبازی خنده، جای خنده روی لب‌ها

دست کودکی که سنگ می‌زنه به چشم فردا

آرزو رو سر بریدن، نا امیدی جاش گذاشتن

که بگن فقط توو دنیا، نسل برتر اونا هستن

چرا آفتاب در نمیاد، پاک کنه این سایه‌ها رو

هیچ گوشی پیدا نمی‌شه گوش بده گلایه‌ها رو

مردن یه بچه معصوم، توی خون آغوش بابا

هر دلی رو می‌سوزونه که می‌شه توش خوبی پیدا

چشم این گل‌های پرپر، به امید باغبونه

یه روزی یه روزگاری می‌رسه می‌دن جوونه

دست روی دست نمی‌زاره؛ اون خدای مهربونه

صاحب هستی و نیستی، صاحب هفت آسمونه

بیایید با هم بخونید، شعر آزادی و امید

سیاهی رو پاک کنید از آسمون با نور خورشید

دست خنده رو بزارید، توی دست کودک شهر

توی باغ این گلستون، بکارید سرو و صنوبر

هر چی خوبی توی دنیاست جمع کنید ببندید آذین

اسرائیل وجود نداره روی نقشه جز فلسطین

(آذین پور)

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
زیباست:)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
شاعرش گفته...من بی تقصیرم...
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
این شعره؟
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
چطور مگه؟...شاید ...
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
چون هرجوری میخونم، هیچ ریتم و آهنگی نداره، شاید عیب از من باشه
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
این متن چون به زبان گفتار بود؛ باید حرکت گذاری میشد؛ ضمنا این اشعار به خاطر نثر گفتاری برای کودکان مناسب هستند و در شعر کودکان هم باید مصراع ها کوتاه و وزن و آهنگ روان و ساده ای داشته باشد که در شعر مورد نظر خیلی اینگونه نیست..
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
نمی دونم از من که نیست...همینجوری گذاشتمش...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
سلام؛ فکر کردم از خودتونه ولی اینبار با اسم واقعی، ولی خوب بود.
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
خیلیم قشنگه. این شعر نیست و ترانه س و ترانه اصولا به زبان محاوره س، پس لزوماً برای کودکان نیس، ولی بهتر بود از اول اعراب گذاری میشد. مرسی.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/١٨
٠
٠
سلام :خداپناهتان بادوشادکام باشید
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات