قسم نمی‌خورم ولی برام تو عشقِ اولی

توی کویر دل من فقط تو هستی که گلی

از خنده هات خوشم میاد دوسِت دارم خیلی زیاد

از وقتی که تو روُ دیدم دلم رسیده به مراد

سهمِ منی تو آخرش دلم زده باز به سرش

مجنون و دیوونت بشه تا که کنی تو باورش

محبوب این دلم شدی دل بردنُ خوب بلدی

دنیا برام عوض شده از وقتی که تو اومدی

می‌خوام بگم تا بدونی دلمُ کردی زندونی

از تپش افتاده دیگه نشون به همین نشونی

حرف وُ حدیثِ ما دو تا افتاده روی زبونا

لیلی وُ مجنونیم دیگه رفتیم تو شعر وُ قصه‌ها

فرامرزآذین پور

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٠٣
٠
٠
حالا چرا قسم نمیخوره؟‎;)‎ جالب بود.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
سلام...باید از شاعرش پرسید...دیدم قشنگه گذاشتم...راست میگه دیگه قسم نباید خورد...
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٠٣
٠
٠
سلام...باید از شاعرش پرسید...دیدم قشنگه گذاشتم...راست میگه دیگه قسم نباید خورد...
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٠٣
٠
٠
قسم نمی‌خورم ولی برام تو عشقِ اولی توی کویر دل من فقط تو هستی که گلی......زیبابود...پسندیدم.....ممنون بابت انتخابت:)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٠٣
٠
٠
سلام...خواهش می کنم...
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
برسانید به خاک قدم یار مرا - که رسانید به جان این دل بیمار مرا . صائب
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/٠٤
٠
٠
نام شاعر را تابحال نشنیدم .زیبا بود ممنون .
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/٠٦/٠٥
٠
٠
قسم نمیخورم ولی تو برام عشق اولی ......گاهی قسم نخوردن قشنگ است واین یعنی ته تهِ اعتماد داشتم که راست میگوید اعتماد دارد به خویش که غیراز اویی نبوده برای عاشق شدن قسم نخوردن ته تهِ آن اعتماد است ! زیبا بود .
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
تبلیغات
تبلیغات