شاید خیلی‌ها زیاد از آن خوششان نیاید اما نبودش را درست وقتی می‌شود حس کرد که یازده ماه تمام هر روز صبح که چشم باز می‌کنی، می‌بینی از آن محرومی! باید یازده ماه بگذرد و تو چشمت به آن بیفتد و از ته دل آه بکشی و هی در نبودنش در خود بپیچی، هی با نبودنش سر کنی، هی دلت تنگش بشود و هی بخواهی‌اش!

آن‌جوری نگاهم نکنید، شما هم بودید عاشق می‌شدید، عاشق هم که نمی‌شدید به او وابسته می‌شدید، مگر می‌شود با او بود و بی او روزها را گذراند.

همه چیز از همان کاغذ سفید تایپ شده شروع شد که یکی از ممنوعاتم او شد، از آن روز به بعد هر روز دلتنگتر شدم، این آخرها دیگر از پس دلم بر نمی‌آمدم، حرف سرش نمی‌شد، فقط او را می‌خواست، به هیچ طریق دیگری آرام نمی‌شد، تازگی‌ها دیدنش نه تنها آرامش نمی‌کرد بلکه این دل کوچک نازکم را بی‌قرارتر از همیشه می‌کرد.

هفته پیش که اجازه وصلش آمد، دلم پیچیده بود لای یک حریری از حیا و راستش نمی‌دانست دلیل این همه دوری را برای او چگونه بگوید، فقط دست دلم را گرفتیم، با هم رفتیم سوپر مارکت سر کوچه و یک بطری یک و نیم لیتری از او را خریدیم و در راه هم کلی برای بطری نازنین شیرکاکائو گفتم که من خودم دلم برایش یک ذره شده بود، همه چیز زیر سر این دکتر معده بود که خوردن او را برایم ممنوع کرده بود!

شما هم اگر بین همه نوشیدنی‌ها، هر روز صبح او را بخورید و با او زندگی کنید، امکان ندارد بتوانید لحظه‌ای بدون او زندگی کنید، صبر من هم از بابت امیدم به رسیدن به او بود، شیر کاکائوها نقش مهمی در زندگی دارند، نقش خیلی خیلی مهمی!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mirza
mirza
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
اگر در پاراگراف آخر همه چیز برملا می شد، یعنی اگر جای دو پاراگراف آخر با هم عوض میشد، می تونستیم بگیم واقعا مخاطب رو خوب سر کار گذاشتید؛ ولی حالا هم بد نبود، سپاس.
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
تقریبا یک پاراگراف آخر محسدب میشود دیگر تشکر
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/١٠/١٨
١
٠
اولش با خودم گفتم چه متن عاشقانه ای! خخخخخخ....بگردمممممم....بعد از امتحان ها خودم شیرکاکائو مهمونت می کنم :دی
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
بچه ها همه شاهد باشید اون شیرینی هایی را هم که قرار بود بدی ندادی ضمیمه اش بکن!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
منم شاهدم :))
huna_aghighi
huna_aghighi
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
آره دوست دارم .خیلی خوشمزه است .ولی خوب نیست تااین حد به یک چیز وابسته باشی ...راستی گفتین معده درد ...انشالله که زودتر خوب بشین ....
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
مچکرم:)
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
:))))) خیلی قشنگ بود :)))
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
:))
zahra.bkht
zahra.bkht
٩٣/١٠/١٨
١
٠
ای بابا منو بگو از اول چقد با احساس خوندمش!!! شیرکاکائو زد تو ذوقم
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
شیر کاکائو خیلی چیز مهمی است در زندگی باور کن خخخ
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
مثل همیشه توانا... اما این متنِ شما نسبت به کارهای قشنگِ قبلی؛ ساختارِ تعلیقش کمی جای کارِ بیشتری داره... با توجه به حجمِ مطلب، کاش فقط در دو جمله ی آخر گره گشایی می کردید. تقریبا از آخر پاراگراف اول(که عریان تر از عاشقی گفتید) میشد به یقین رسید که انتهای قضیه به جای دیگری به جز آنچه وانمود شده بود ختم میشه. این به معنای این نیست که متنِ ضعیفی شده؛ هرگز. من از شما توقع خیلی بیشتری دارم نسبت به آنچه قبل تر ها نوشته بودید. موفق باشید خواهر.
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
تشکر خیلی خوب گفتید با شما موافقم باید تیر خلاصی را در یک جمله خلاصه میکردم و دم اخر میزدم!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
اینطور پاسخهای بزرگوارانه شما در مقابلِ انتقاد؛ منو تشویق میکنه که همیشه پیشنهاد هام رو بدم و برای قلم های توانا "سخت گیرتر" باشم. ممنونم. یقین دارم لحظه به لحظه قوی تر و عالی تر خواهید نوشت. یقین دارم با این طرزِ فکر، موفقیت در چند قدمی شماست.
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
من خوشحالم میشوم که کسی نقد کند دست نوشتمو اتفاقن قبلها هم گفتم به شما از انتقاد خوشحالم میشویم خصوصا مشکلات نگارشی!چرا که هنوز اول راهیم و به خود و قلممون حق اماتور بودن را داده ایم!اگر باز هم دیدید بگویید!باید ممنونم باشم برای یاد داد نکته ای:)
S_Alami
S_Alami
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
جالب بود.
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/١٩
٠
٠
:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/١٩
١
٠
سلام: چه فکرها که نکردم.خیلی ممنونم جالب بود.
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/١٩
٠
٠
خاهش میکنم:)
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/١٩
٠
٠
جالبببببببببببب بودددددددددددیک جاخوندم دکتراخوردن بیش ازاندازه شیرکاکائوروتوصیه میکنندفک کنم هفته ای یکباردرهرهفته نرمالش بودالبته اگه اشتباه نکرده باشممممممممم
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/١٩
٠
٠
من الان صبح ظهر شب سه وعده شیرکاکاءو میخورم خخخ قوت قالب شده اصلن
shakhe_shemshad
shakhe_shemshad
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
آره بابا! من که هر 45 دقیقه سرِ یخچالم!
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/١٩
١
٠
من که از همون اول می دونستم فیلمته مریم :) منتظر بودم که از یک جاش بزنه بیرون خخ:) فک کردم واز داری راجع به کتاب می صوبتی :)
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/١٩
١
٠
اینم از یار گرمابه و گلستان خخخ عاشقانه های من خلاصه میشه در کتاب گلدونام و شیرکاکاءو البته نسکافه هم هس ولی هیچی شیرکاکاءو نمیشه
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/١٩
٠
٠
منم دقیقا با همین شدت و حتی بیشتر به قهوه وابسته ام . معتادیم برا خودم . سبک نوشته ات رو دوست دارم قافل گیرانه مینویسی
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/١٩
٠
٠
یک دورانی به طرز وحشتناکی به نسکافه موتاد شده بودم!
j_hoseinpoor
j_hoseinpoor
٩٣/١٠/١٩
٠
٠
از هی زیاد استفاده کرده اید واین برای متن به این زیبای مشکل ایجاد میکند. این که از زبان دوم شخص تو ی تو استفاده کرده اید در سطر اول جالب شده و به ادم حس خوبی دست میدهد.پاینده باشید.
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
متوجه نشدم ایرادی را که گرفتید میشه دقیق تر توضیح بدید!؟
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
اخه این چه کاریه با ادم میکنین دم امتحانا خب!مخام الان اینها را خب از اونجایی که درست در چند روز باقی مانده به امتحان کمرشکن اناتومی دارم دو تا کتاب از نادر ابراهیمی میخوانم شبهای روشن هم به لیست اضافه شدند باشند که من مشروط نشده شاگرد اول شده و کتابهامم بخونم ولی شبها روشن میذارم واسه یک امتحان دیگه شبش بخونم!اصلن نمیدانید خانم نیک بنیاد لذتی که کتاب غیر درسی خواندن درست در شب امتحان دارد چه لذتی است!!!خیلی خوب مینویسید راستی از ان هفتاب هایتان هم برای جیم بگذارید لذت ببریم سبک نگارشون دوست دارم اینکه یک اینفو گرافی کتابی اند ازشون خوشم میاد!:))
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
من دقیقا این اعتیاد رو نسبت به شکلات دارم و کاملا درکت میکنم که چقدر سخته ...مثه همیشه عالی
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
موتادیم دور همی!:))
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
من اما میانه خوبی با شیرجات ندارم...الان دیگه نیازی نیست دستورات کاغذ سفید تایپ شده رو جدی بگیری....میزان بهبودیتو به من گزارش ندادی ها؟؟
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
این شیرکاکائو مد نظر من هشتاد درصدش کاکائوس!خخخ خیلی خوبه در ازادی به سر میبرم قرص نمیخورم و ممنوعاتمم کم کم دارم میخورم!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣