روبه راه شو دل من

روبه راه شو دل من

نویسنده : ردپای قلم

روبه راه شو دل من

آبی به صورتت بزن

به آسمون نگاه کن

از این زمین دل بکن

وضو بگیر نمازی

بخون به نیت عشق

دوباره جون بگیری

توو خلوت دقائق

شب سیاه رو دور کن

از غصه ها عبور کن

تا برسی به خورشید

خودت رو غرق نور کن

نقد و نسیه ی عمر

کدومشو دوست داری

یه لحظه شادمانی

یا کل عمر نداری

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٩
١
٠
دلتون رو به راه! لذت بردیم مثل همیشه :-)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
سلام...عکس خودتونه؟...چندسالگیتونه...ممنون...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
علیکم السلام؛ شما که دیدین عکس منو! :-)
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/٢٩
١
٠
عالی بود:-)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
سلام...ممنون...لطف دارید...
aassak13
aassak13
٩٤/٠٦/٢٩
١
٠
زندگی یعنی همینکه اگه داری یا نداری، حقتو بگیری اما حقّو زیر پا زیر پا نزاری... هیییییی
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
بله کاملاً...کسی حقتون رو خورده؟...بگید تا حقتون رو بگیریم...
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٢٩
١
٠
عالي با طعم پرتقالي :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
؛-)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٢٩
٠
٠
سلام...ممنون...حال شما؟...
kianaz
kianaz
٩٤/٠٦/٢٩
١
٠
ديگه با دانشگاه و كار مشغوليم ديگه سعادت خوندن اين نوشته و شعر هاي زيبا رو كم داريم عذرخواهي از همه ي دوستان كم سعادتي من ديگه ببخشيد
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٦/٢٩
١
٠
سلآم ؛ تمام لحظاتتون غرق نور...زیبا بود لذت بردیم :,)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
سلام...برشما...دوست عزیز...همچنین...
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٦/٢٩
١
٠
عالی بود،ممنون:))
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
سلام..ممنون...لطف دارید...
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٣٠
١
٠
بسی زیبا:)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
سلام...بسی ممنون...لطف دارید شما...ممنون...
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٦/٣٠
١
٠
قشنگ بود کیف کردیم :) ممنون
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
سلام...خداروشکر...مممنون...
Elham_n
Elham_n
٩٤/٠٦/٣٠
٠
٠
عاالی بود مثل همیشه (:
پربازدیدتریـــن ها
شعری برای آتنا اصلانی، دختر مظلوم اردبیلی

دختر من بخواب لالایی

٩٦/٠٤/٢٤
خوشبحال شما

من همیشه چاق بودم

٩٦/٠٤/٢٥
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
ماجرای بعد از ظهر

من متفاوت ترین 18 ساله جیمی هستم!

٩٦/٠٤/٢٦
برسد به دست مریم میرزاخانی

قرار بود من هم «مریم» شوم!

٩٦/٠٤/٢٦
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
اجباری ترین روز کاری من

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت ششم

٩٦/٠٤/٢٥
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
ما همه زندانی شدیم

لبخندهای پنج اینچی

٩٦/٠٤/٢٤

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
مات چشمانی که سیاه است

دختره ی چشم سفيد

٩٦/٠٤/٢٤
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩
این سفر کاملا با سفرهای دیگر فرق داشت

دوست داشتنی ترین ها

٩٦/٠٤/٢٦
دردنامه

آیا آینده ای متصور هستیم؟!

٩٦/٠٤/٢٦
بی خوابی تو چه شکلی است؟!

بی خوابی ها نباید تا همیشه میهمان آدم ها باشند

٩٦/٠٤/٢٦
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
هنوز بوی عطر پسرش می آید

همان دیوار قدیمی

٩٦/٠٤/٢٦
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
تبلیغات