لطفا جلوی من کتاب نخوان!

لطفا جلوی من کتاب نخوان!

نویسنده : a-pooryousof

من تا موقعی که یادم می‌آید، هیچ وقت صدای گیتار را دوست نداشتم. فقط به خاطر این‌که تو گیتار می‌زدی پی گیر شدم که یاد بگیرم.

الان هم هیچ علاقه‌ای به ساز دهنی ندارم. امتحانش مجانیست، می‌توانی یک بار جلوی من ساز دهنی بزنی تا ببینی چه طوری عاشقش می‌شوم.

من دارم خودم را با تو معنا می‌کنم. برایم گیتار زدی موسیقی دان شدم، برایم شعر خواندی  شاعر شدم، کنارم راه رفتی دونده شدم، لطفا دیگر جلوی من کتاب نخوان وگر نه پروفسور هم می‌شوم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
zahra.bkht
zahra.bkht
٩٣/١١/١٢
١
٠
عجب :|
zahra.bkht
zahra.bkht
٩٣/١١/١٢
٠
٠
اول شده بیدم!!! :)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
از شما به خاطر حضور به موقعتون تشكر ميشود
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/١٢
٠
٠
خوبه که (^_^)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
بله كه خوبه البته اگه واقعي باشه
نگارا
نگارا
٩٣/١١/١٢
٠
٠
این منم قشنگ :))
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
وات؟؟؟
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/١٢
٠
٠
چ خووووووووب بووووووووود:))
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
شما هم خوبي داداش:))
admincheh
admincheh
٩٣/١١/١٢
٠
٠
از دست رفتین به شدت !
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
من هنوز از دست نرفتم شديييييدا تكذيب ميكنم اين فقط يه متن بيش نبود و هيچ ارتباطي با از دست رفتن ندارد خخخخ
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١١/١٢
١
١
هر کتابی شما رو پرفسور نمیکنه :) بگین براتون مولانا و شمس و حافظ بخونه تا عارف بشین و عاااااااااااشق و شاعر :)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
بله كاملا درسته / اگه روزي بياد كه خواسته باشه اين كارو بكنه حتما بهش تاكيد ميكنم/ اخرشم به جاي پروفسور عارف و عاشق و شاعر ميشم
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/١٢
٠
٠
خوبه آدم همچين موتور كِشنده ي قدرتمندي داشته باشه البته به شرط اينكه موتوره خوب باشه:)
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
اره همچين متوري ارزو دارم خدا نسيب كنه
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/١١/١٢
٠
٠
اگه جووناي ايراني ، همي انگيزه رو داشتن الان ايران از لحاظ علمي ، اول دنيا بود !!
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
شديد موافقم / ولي كو انگيزه
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/١٢
٠
٠
خیلی ساده و عمیق بودند همین چند جمله... بازی با معانی و دوگانگی های مفهومی را خیلی خوب از کار در آوردید. لذت بردم. (فقط کاش کتاب را به جای بهتری وصل می کردید به جای "پروفسور").
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
سلام تشكر از نقدتون / اون موقع چيزي بجز اين به ذهنم نرسيد / سعي ميكنم يه چيز بهر پيدا كنم براش/ شما اگه مي بوديد به جاي پروفسور چي منوشتيد؟؟؟
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٣
٠
٠
سلام: خوشبخت باشید.جالب نگاشتید.خدا یارتان باد.
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
سلام تشكر از حضورتون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٤
٠
٠
سلام زنده باشید
h.naderi
h.naderi
٩٣/١١/١٣
٠
٠
یعنی از چند وقت دیگه باید بگیم پروفسور پوریوسف؟؟
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
نخير اين فقط يه نوشته همين جوري بود هيچ خبر خاصي نيست
دلنیا
دلنیا
٩٣/١١/١٣
٠
٠
اینکه خیلیمممممممممم خوبههههههههههههه
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
بله در كل هيچ چيز بدي در دنيا وجود نداره فقط بعضي هاش براي ما خوش نيست
a_shamshiri
a_shamshiri
٩٣/١١/١٣
٠
٠
خیلی قشنگ بود فقط بقول مستر شمشیری ایکاش بجای پروفسور واژه هنری تری استفاده میکردین! آدم یهو توو ذوقش میخوره، اولش اونهمه طبع زیبا، آخرش اینقد لوس!!! حیف
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
بله قبول دارم / تشكر از حضورتون
p_golpari
p_golpari
٩٣/١١/١٣
٠
٠
پروفسور خوبه که !1
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
بله كلا پروفسور خوبه كسي منكرش نيست
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/١٣
٠
٠
مرسي
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١١/١٤
٠
٠
خواهش ميكنم/ ياد پسر عموم افتادم هر وقت زنگ ميزنم وقتي ميگم الو همين جوري بي دليل ميگه مرسي
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨