دلدادگی دانه‌ها / شعر
شعری سروده خودم

دلدادگی دانه‌ها / شعر

نویسنده : saiideh70

لحظه‌ای بایست!

گوش می‌کنی؟

از پس ذهن یک ابر سپید،

صدای شیطنت چند ابر بازیگوش می‌آید...

آهسته نجوا می‌کنند

راز سپید آرزوها را...

و کسی،

از میان دلتنگی پاییز می‌آید

خنده کنان مژده می‌دهد

دلدادگی 

دانه‌های سپید دلم را...

====

پ.ن: سعی کردم از ویرگول کم تر استفاده کنم!

پ.ن: امیدوارم بتونه با دونه‌های سپیدش روی سیاهی دلتون رو برای چند لحظه هم که شده بگیره

پ.ن: نظر، انتقاد و پیشنهاد فراموش نشه

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_riahi
r_riahi
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
خیلی هم عالی، تشکـــــــ:ـــ)ـــــر
saiideh70
saiideh70
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
ممنون همکار عزیز!
mirza
mirza
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
وقتی آقای ریاحی فقط تشکر کردند، من چی بگم! عرض تشکر بنده را هم پذیرا باشید.
saiideh70
saiideh70
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
خواهش میکنم به قول شاعر هر چه میخواهد دل تنگت بگو!
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
:)
saiideh70
saiideh70
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
:)
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
واقعاعالیییییییییییییی خسته نباشیدددددد
saiideh70
saiideh70
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
ممنون دلنیای عزیز:)
faride
faride
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
بح بح:)
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/١٠/٢٠
٠
٠
خیلی قشنگ بود:))
saiideh70
saiideh70
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
چشماتون فشنگ میبینه :)
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
شروع عالی وزن متناسب با موضوع محتوا خوب هدایت شد اما در پایان رها شد میتونستی دلدادگی رو که یه اتفاق بزرگه خیلی اتفاقی و بزرگ بیاری که خواننده رو شگفت زده کنی! سعی کن تو شعرات یه لحظه ی ناب خلق کنی و ریتم یکنواخت رو بذاری کنار میدونی چی میگم? منظورم اینه که اگه من به آرزو یا دلدادگی فکر کردم یه مصرع عجیب داشته باشی تو عشعرت که من یادش بیفتم و یه شکل مبهم و کلل از شعرت نیاد تو ذهنم! ببخشی زیاد حرف زدم شما اجازه ی نقد دادی منم دلم نیومد نگم :-)
saiideh70
saiideh70
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
تشکر فراوان به خاطر این نکات ارزشمند...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
بله :)دلم برف خواست.... قشنگ بودندی :) قلمتآن مستدآم (^_^)
saiideh70
saiideh70
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
منم دلم برف میخواد:(
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
قشنگ بود. ممنون
saiideh70
saiideh70
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
:)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
آفرین! از ویرگول کمتر استفاده کردی و این درسته./شروع شعرت خیلی خوبه و سطر دومش هم همینطور/محتوای ذهنیت روشن و پرپتانسیل هستش و جای بسیاری داره واسه نوشتن ولی اگه سعی کنی تخیلت رو گسترش بدی و شعاع دایره لغاتت رو هم بیشتر کنی میتونی از همین اتفاقات ساده معانی بزرگی دربیاری و به مخاطبانت ارائه بدی. /موفق باشی سعیده جان. /توصیه میکنم بهت که متن هفته آینده منو بخونی. اونم درمورد زمستان هست و فکرمیکنم بیشتر بتونه کمکت کنه در بسط تراوشات خیالپردازانه.ممنون که به نظر من اهمیت دادی.
saiideh70
saiideh70
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
:))))))
Cold
Cold
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
دلم تنگ شده بود واسه سروده هاتون :)...خیلی وقت بود نخونده بودم...هنوزم همون حال و هوای اون موقع ها توش موج میزنه :)...
saiideh70
saiideh70
٩٣/١٢/٠٣
٠
٠
خیلی خیلی ممنون دوست قدیمی :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات