دایره المعارف امتحانات پایان ترم

دایره المعارف امتحانات پایان ترم

نویسنده : وبگردی

داشتم فکر می کردم برای وبگردی امروز چه مطلبی را منتشر کنم که به حال و هوای این روزها هم بخورد،ی ادم افتاد آیدین سیار سریع دی ماه سال گذشته زمان امتحانات یادداشت طنزی را برای روزنامه قانون نوشت. گفتم فرصت خوبی برای بازنشر این مطلب است، پس مطلب را پیدا کردم و برای‌تان در ادامه گذاشتم...

به مناسبت فرارسیدن ایام امتحانات دانشگاه‌ها، امروز تصمیم گرفتیم چند مساله مهم را پیرامون امتحانات که به عنوان یک معضل هم می‌توان به آن‌ها نگاه کرد بررسی کنیم و به این سوال پاسخ دهیم که این عبارات واقعا چه معنی‌ای می‌دهند.

فرجه چیست؟

همانطور که قبل از ذبح به گوسفند آب می‌دهند به دانشجو هم قبل از امتحانات فرصتی می‌دهند تا برای خودش خوش باشد. دانشجو در ابتدای شروع فرجه کمی جزوه‌ها را نگاه می‌کند و بعد از ناامیدی همچون فردی که بهش گفته‌اند تا دو ماه دیگر می‌میری برو هر غلطی که می‌خواهی بکن، از هیچگونه لذت‌جویی (اعم از دیدن فیلم‌های ندیده، خوابیدن در حد اصحاب کهف، انجام بازی کامپیوتری به صورت نان استاپ، عبور از مخاطب خاص و مخاطب قرار دادن عام و ...) دریغ ننموده و خود را به درجه فنای فی‌الفرجه می‌رساند. بطور کلی می‌توان گفت آن میزانی که دانشجویان ما در ایام فرجه لذت‌جویی می‌کنند، میلیاردر آمریکایی در وگاس نمی‌کند. ولی به نظرم همین که دانشجو در این ایام جلوی خودش را می‌گیرد و معتاد نمی‌شود جای تقدیر دارد.

 

شب امتحان چیست؟

شب امتحان از جمله شب‌های معنوی است که موجب نزدیکی دانشجو با خداوند از طریق ذکر و راز و نیاز می‌شود. شب امتحان شب آزاد شدن ظرفیت‌ها و شکوفا شدن استعداد دانشجویان است. خیلی از این دانشجویان بعد از تجربه شب امتحان و مشاهده توانایی‌های خود در زمینه تقلب نویسی مسیر زندگی‌شان عوض شد و الان دست کم 250 دانشجو داریم که توانسته‌اند رمان بینوایان را روی یک دانه برنج بنویسند و نام خود را در گینس به ثبت برسانند.

یکی دیگر از ویژگی‌های شب امتحان این است که دانشجو به طرز عجیبی به هر چیزی غیر از درس علاقه پیدا می‌کند. در پاره‌ای از موارد دیده شده که دانشجو با کتاب باز در حالی که چشمانش را برای دقت بیشتر تنگ کرده به مستندِ تخم ریزی دلقک ماهیِ آب شور می‌نگرد. بعضی‌ها که خیلی حالشان خراب است با 20:30 هم جذب می‌شوند. البته تقصیری ندارند. گاهی درس‌ها آن‌قدر فشار می‌آورند که آدم برای فرار از آن به سخنرانی استاد رحیم‌پور ازغدی هم چنگ می‌اندازد.

 

مراقب کیست؟

مراقب کسی است که در کودکی توجهات لازم به او نشده و غالبا در نقش تیر دروازه در گل کوچیک مورد استفاده قرار می‌گرفته. او از کودکی دوست داشت میتی کومون باشد تا همه به او احترام بگذارند و به محض بردن اسمش به خاک بیفتند ولی از آنجایی که هر چه می‌دوید به جایی نمی‌رسید، بیشتر کاراکتر زمبه را در یادها تداعی می‌کرد. مراقب بعد از سپری کردن دوران کودکی به مرحله‌ای رسید که برای تیر دروازه شدن کمی بزرگ بود، به همین دلیل از او به عنوان گاز اشک آور برای متفرق کردن افراد استفاده می‌کردند، چون بنده خدا هر جا پا می‌گذاشت می‌گفتند اه باز این پسره اومد و پراکنده می‌شدند. همه این‌ها باعث شده تا تمام عقده‌های فروخورده مراقب در جلسه امتحان ظهور پیدا کند و مراقب همچون عقابی تیزبین دانشجویان را تحت نظر داشته باشد و خود را در حد ناظر سازمان ملل جدی بگیرد. وی معمولا با گفتن «ورقه‌ات رو درست بگیر»، «گوشیتو بذار تو جیبت»، «میام پاره می‌کنما» و «دیگه وقتی نمونده» (به صورت کاذبانه!) سعی در ارضای روحی-روانی خود دارد. پس بیایید با مراقب مهربان باشیم، با او نجنگیم و به تهدیداتش احترام بگذاریم. باور کنید هرکس جای او بود با آن حجم از آسیب‌های روحی تا الان قاتل زنجیره‌ای شده بود ولی او نجیبانه به شغل شریف کارمندی رضایت داده است.

 

استاد کیست؟

از آن‌جایی که دوستان در گوشی به بنده اشاره می‌کنند که دیگر جایی برای مطالب بقیه همکاران باقی نمانده به همین مقدار کفایت می‌کنم که استاد همان موجودی است که سر جلسه امتحان حاضر می‌شود و در حالی که لبخندی سادیستیک بر لب دارد با گفتن «اینا همه‌اش تو جزوه بود» و «از این ساده‌تر امکان نداشت» از عجز و خنگی دانشجویان لذت می‌برد. سپس بالای سر دانشجویان مونث حاضر می‌شود و برای آنان توضیحاتی را با لبخند ارائه می‌دهد ولی تا پسرها از او می‌خواهند که یک لحظه بیاید قاطعانه می‌گوید «دیگه به هیچ سوالی جواب نمیدم» و با شور و انرژی کلاس را ترک می‌کند. همین خصیصه استاد را موجودی سهل و ممتنع جلوه می‌دهد. پس بیایید در کنار مراقب، استاد را هم درک کنیم، ثواب دارد.

آیدین سیارسریع|روزنامه قانون|دی ماه 1392

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/١١
٠
٠
چه خوب که مدتهاست دغدغه امتحان ندارم
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١٠/١١
٠
٠
هعی ! خوشا به سعادتت . :))
s_ehsan
s_ehsan
٩٣/١٠/١١
٠
٠
هی.....بازم امتحان...
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/١٠/١١
٠
٠
یادش به خیر یه استاد باحالی داشتیم برگه ها رو که میداد کلاس میشد عین برزخ انصافا کله گنده متقلبامونم لنگ مینداخت پیشش اگه سوال میپرسیدی هم که دیگه نمرت صفر بود چقدر باهش حال میکردیما؛اصلا یه آدم باحالی بود!! استاد دانشگاه بود برای اینکه به قول خودش بچه ها رو از پایه آماده کنه میومد به ما درس میداد...
raha_sl
raha_sl
٩٣/١٠/١١
٠
٠
واای چقد خووب بود..مردم از خنده مخصوصااستادو مراقبش...خیلی ممنوون
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١١
٠
٠
خیلی قشنگ بود ... مرسی.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/١١
٠
٠
سلام: زیبا بود.امیدوارم که در تمام امتحانات زندگی موفق باشید.ممنونم
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
خیلی باحال بود
s_m
s_m
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
آقا به مراقب ها توهین نکنید . :| خیلی قشنگ بود دستتون درد نکنه.
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/١٣
٠
٠
لو دادی مراقبی . خب بابا چشماتو اون روزا ضعیف کن بچه های ملت مشروط نشن
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/١٣
٠
٠
:| مشروط نمیشن میفتن. من تو آموزشگاه های خصوصی درس میدم. بعدشم اون همه زحمت کشیدم با اون پسرای شیطون که سرجاشون نمیتونن بشینن انگار صندلیشون میخ داره سروکله زدم درس دادم . عیب نداره بزار بیفتن آدم شن :))
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
ترم پیش یه استاد داشتیم انقد امتحان رو سخت گرفته بود و خودشم میدونست که سخته اون وسطای امتحان با یه لبخند پیروز مندانه ای میگف خیلی سوالات دقیق و ریزه همتون توش موندین و با یه خنده به صورت هاهاها ادامه میداد نصفتون رو میندازم:| :|
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٣
٠
٠
:))))))))))))))) آخی ما که پیر شدیم...امتحانامونم دادیم رفت....راحت شدیم :))
m_hatami
m_hatami
٩٣/١٠/١٤
٠
٠
با تشکر از جناب سیار سریع ، عالی بود
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠