از این شنبه که بیاد...

از این شنبه که بیاد...

نویسنده : ردپای قلم

از این شنبه که بیاد...

شاید این شنبه بیاید شاید...

از همون دوران مدرسه، وقتی که تصمیم می‌گرفتم شروع کنم به درس خواندن، می‌گفتم «شنبه که بیاد دیگه می‌شینم برنامه ریزی می‌کنم درس می‌خونم» بعد ها هم عادت شد توی همه کارهایم یاد گرفتم که بگویم شنبه که بیاید...

اما از همه مهمتر این که می‌گوم شنبه که بیاید توبه می‌کنم...ولی...

امید هست که امام زمان (عج) یکی از همین جمعه‌های نزدیک بیاید ولی امیدی به این شنبه‌های من نیست.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
ان شالله:((وای که چه قد من از شنبه ها بد میاد
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
سلام..ممنون...ان شاءالله...
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/١٢
٠
٠
سلآم؛ بله کلا همه با این شنبه ای که هیچ وقت هم نمیاد مشکل دارن؟!
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/١٣
٠
٠
سلام..ممنون...؟
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات