همراه همیشگی...

همراه همیشگی...

نویسنده : 2nyadideh

گمان مي‌كنم از بي‌توجهي و كم لطفي من به خودش خيلي رنج مي‌برد. از اين‌كه مي‌بينم سايه به سايه همراهم است، ولي باز نديده مي‌گيرمش. از اين‌كه مي‌دانم شانه به شانه با من قدم بر می‌دارد، باز نديده مي‌گيرمش...

شايد به همين خاطر بود كه به من نشان داد هرلحظه كه اراده كند مي‌تواند مرا در آغوش بگيرد. هنوز هم صداي ترمز شديد آن ماشين و بوق كشدارش توي گوشم است و قلبم هربار با مرور اين صدا بي‌امان شروع به تپش مي‌كند.

مرگ واقعا از ما به ما نزديك‌تر است.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mirza
mirza
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
عمر طولانی و باعزت داشته باشید!
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
به همچنـیــــــــــن (^_^)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
سلام ... پارگراف اول و دوم فكر كردم در مورد سايه نوشته‌ايد
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
سلآم؛ در مورد سایه یه چیز قشنگ تر نوشتم :))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
سلام ... منتظر مي‌مانم
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
مرگ که خیلی خوبه. انسان وقتی با یاد مرگ زندگی کنه هیچ وقت ازش نمیترسه چون بیشتر به رفتارهاش و اعمالش دقت میکنه. مرسی خیلی قشنگ بود
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
بهله :)) البت من اون روز با 3چهارتا از دوستام بودم....زنجیر وار وکاملا بی حواس داشتیم از خیابون رد میشدیم....یعنی خدابهمون رحم کرد ها :) مرسی از شما عزیز جان (^_^) کیلیلک رنجه فرمودین...
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
دقت کنید لطفا ! اجل معلق رو به مبارزه دعوت نکنید کارش خوبه ! مواظب خودتون باشین عزیزم
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
اوکـــــــــــــــــی :) به همچنین عزیز جان (^_^)
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
خیلی نزدیک است خیلی...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
اوهوم.... اصلن نمیدونم چرا اینو اینجا گذاشتم....خواب داشتم احتمالا اون موقع :/
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
یک یادداشتِ مختصر و البته با محتوا. لذت بردم. از یک دنیادیده جز این هم توقع نمیره.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
من برم برا خودم نوشابه باز کنم :))))))
yekta_b
yekta_b
٩٣/١٠/١٧
٠
٠
چقدر حواسمون نیست و چقدر فکر می کنیم دور ...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
اوهـــــــــــــوم :؟/
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
خیلی زیبا بود ، من هم اولش فک کردم در مورد ِ سایه َس
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
نظر لطفته :) درمورد سایه یه چیز بهتر نوشتم (^_^)
r_qalam
r_qalam
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
سلام...ان شاءالله که واقعیت نداشته باشد..قلبم هربار با مرور اين صدا بي‌امان شروع به تپش مي‌كند ..کاش این صدا همیشه بود و قلبمان را به تپش می انداخت جالب و تلنگری بود...... .ولی ما فراموش کار تر از این چیزهاییم.. یادمان نرفته کوچک که بودیم ...شب ها که می خوابیدیم...ازدزد می ترسیدیم می رفتیم زیر پتو تا اگر دزد خیالی آمد ما ندیده باشیمش و از وحشت نمرده باشیم...الانم مرگ می آید در ظاهری خیالی که لمسش نمی کنیم ولی واقعیتیست گریز ناپذیر... خلاصه ما پرروتر ازاین حرف هاییم...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٨
١
٠
خب واقعیت که داره.... ولی بخیر گذشت دیگه :) واقعن هم (^_^)
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
به نظرمن ازخودمون به خودمون نزدیکترههههههههههههه
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
اوهــــــــــــوم (^_^)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
ایشالا سایهتون بالای سر بر و بچتون باشه. وقتی از مرگ غافل بشیم، قطعاً مردیم...
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
به همچنـــــــــــــین (^_^)
zohreh sayenpoor
zohreh sayenpoor
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
منم گمان میکنم :( خیلی رنج میبره زیادی اذیت بشه صبرش تموم بشه میاد هممونو باهم میبره :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
:))) آرهه (^_^) دیر نیست اون روز.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
سلام: بله نزدیکتر از آنچه فکرشو میکنیم.امیدوارم که سلامت وسعادتمندباشید و عمران طولانی باشد.
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
سلآم ؛ اوهوم... به همچنیـــــــــن بزرگوار (^_^)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
سلام:عمرتان
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
سلام: خیلی ممنون
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات