توصیه‌های حکیم خودم فی الباب المجازیون
ارسالی برای مسابقه‌ای از جنس مجازی

توصیه‌های حکیم خودم فی الباب المجازیون

نویسنده : R_shariaty

دلم نیامد دل جیم را بشکنم وقتی دیدم این همه تلاش می‌کند تا من را که از قبل نفر اول شده‌ام کشف کند؛ البته باید بگویم نفر اول از سمت آخر. از این رو قلم به دست گرفته و در مورد آدم‌های مجازی مینویسم.

حکیم بزرگی به نام خودم جان، که در حال حاضر و در خانه‌ای در شمال ایران زندگی می‌کند، در این خصوص می‌گوید: هرگز وارد روابط با آدم‌هایی مجازی نشوید، چرا که یک وقت دیدید فرد مورد ذکر شما را تور کرد و زنش، شوهرش، خواهر زنش، مادر زنش، شوهر زنش (ببخشید این یکی اشتباه شد) و...  شدید.

این حکیم ادامه می‌دهد: روابط با آدم‌های مجازی در صورت شناخت آدم‌های مجازی در حد اعتدال خوب است و نباید بیش از شناخت یک فرد دست به این روابط زد.

این دانشمند بزرگ می‌افزاید: اگر کسی را نمی‌شناسید، خب باید در همان جایگاه یک انسان مجازی باقی بماند و نباید با او رابطه دوستانه برقرار کنید. دادن شماره و تلفن منزل به وی کار بدی بوده و شیطان گول‌تان زده است (در این‌جا شیطان به معنای همان فرد مذکور است)

حکیم خودم جان در پایان ضمن تشکر از هیئت داوران  برای این‌که ایشان را به عنوان نفر اول از سمت آخر برگزیده است، مراتب قدر دانی خود را از این هیئت اعلام می‌دارد و جایزه خود را جهت عدم ورشکستی جیم به این سایت می‌بخشد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Narjes_khatoon
Narjes_khatoon
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
:) به به بسی پند و اندرز گرفتیم!
R_shariaty
R_shariaty
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
چه خوب خاتون دی:
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
موافقم فضای مجازییییییییییی یک حریمییییییییی رابرای افراددددددددددد ایجادمیکنهههههههههه که نبایدازاون تعدی کننددددددددددد
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/١٠/٢١
١
٠
نمیشه شما حروفو تکرار نکنین؟..واقعا رو اعصابه:/
R_shariaty
R_shariaty
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
دقیقا دوست خوبم
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
خخخخخ
R_shariaty
R_shariaty
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
زیاد نخند دی:
faranak_b
faranak_b
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
:))))
mirza
mirza
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
حقیقتی بود و حقیقت هم که مزه ی تریاک دارد.
j-hoseinpoor
j-hoseinpoor
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
مزه تریاک از نظر مصرف کننده یا از نظر مصرف نکننده؟
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
آقا این شماره 110 چند بود؟
R_shariaty
R_shariaty
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
تا حدودی کنایه میزنی میرزا...
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
میرزا جنس خوب تو دست و بالتت نیس؟ خمارم به مولا!
mirza
mirza
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
آدرس بدید تا بفرستم، نابِ ناب!
mirza
mirza
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
برسد به دست j-hoseinpoor : هر دو ...
mirza
mirza
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
برای آقا رضا: کنایه برا چی؟
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
این چند کلمه ای میشه؟؟؟ کم نیست؟؟ به هر جهت کار از این حرفا گذشته :/ همه ی ما بعد طی مدارج عالی/ لنگ شغلی شریف می مانیم/عوض حرفه ای درآمد زا/در اینترنت تمام شب ON ایم!
R_shariaty
R_shariaty
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
موافقم به شدت آخرشم میشیم خبرنگار عین من دی:
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
ایشالا رتبه خوبی بیارید در مسابقه. براتون آرزوی موفقیت میکنم.
R_shariaty
R_shariaty
٩٣/١٠/٢١
٠
٠
مرسی
ali_sh
ali_sh
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
خوب بود خیلی / امیدوارم رتبه خوبی بیارید
R_shariaty
R_shariaty
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
لطف داری خیلی
shadi
shadi
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
ادمین جان سایت، دیگه امکان ارسال متن برای مسابقه نیست؟
R_shariaty
R_shariaty
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
من ادمین نیستم دی:
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
خوشمان آمد حکیم جان !
R_shariaty
R_shariaty
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
چاکریم دی:
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/١٠/٢٢
٠
٠
:)
علیرضا
علیرضا
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
آفرین خوب نوشتید :)
R_shariaty
R_shariaty
٩٣/١٠/٣٠
٠
٠
مرسی
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠