دست احساست را بگیر و در شهر گشتی بزن

دست احساست را بگیر و در شهر گشتی بزن

نویسنده : Soraya_Shiri

یک روز باید دست احساساتِ نوپایم را بگیرم و در شهر گشتی بزنم. که نشان بدهم حادثه‌هایی که همه‌شان در ابتدا بوی عشق می‌دادند و حالا بوی مرگ . 

یک روز صبح شالگردنش را بپیچانم دور گردنش، بعد برویم در شهر قدم بزنیم، دخترکی را نشانش دهم که فکر می‌کرد عاشق است، با خودکار قرمز روی بازویش حرف اول اسم طرف را به لاتین نوشته بود و روزها در آینه اتاقش به بازویش زل می‌زد و چشم‌هایش برق می‌زد و حالا روی نیمکت پارک نشسته و اشک می‌ریزد برای عشقی که دیگر مال او نیست !

یا آن دخترک دبیرستانی را نشانش دهم که فکر می‌کرد هر چقدر بیشتر به پسرک رویایی‌اش ابراز علاقه کند، او برای ازدواج مصمم‌تر می‌شود و حالا با غروری که دیگر وجود نداشت، از پشت تلفن زار می‌زد و التماس می‌کرد که «تو رو خدا نرو!»

دستش را بگیرم و جلوی رستورانی نگهش دارم که تماشا کند مرد و زنی را که مثلا برای خوردن یک ناهار به رستوران آمده‌اند و حالا مرد دارد با شک به همسرش می‌گوید «تو که اینقدر زود عاشق من شدی و همسرت رو بیخیال شدی، اصلا بعید نیست، یه روز عاشق یکی دیگه بشی و منو بیخیال بشی»

یک روز که خواستم همه این حقیقت‌های تلخ را به احساس ِنوپایم نشان دهم، باید حواسم جمع باشد که نمیرد. باید برگردانمش خانه، شالگردن از گردنش باز کنم، دستش را بگیرم، بگذارمش داخل یک چمدان و زیر تخت قایمش کنم، بعد دست غرورم را بگیرم و به خیابان بروم که مبادا بیدار شود احساسم در این دنیایی که در آن هر رابطه‌ای که با عشق شروع شود، آخرش اشک است و مرگ .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
نسبت به یادداشتهای قشنگی که از شما خوندم این یکی احتمالا قبل ترها نوشته شده، آره؟ انتهای سطر اول یک "فعل" کم داره و البته کمی زمانِ افعال تون ناموزون اند خانم ثریا. بهم ریختگی عامدانه تون رو میفهمم اما تا یک حدی مجاز هستیم ساختار بشکنیم. ضمن اینکه با تئوری فاینال شما هم موافق نیستم. اگر با عشق شروع نشه پس با چی شروع بشه؟ میتونم حدس بزنم منظورتون چی بوده اما اون منظور رو خوب منتقل نکردید خواهرم. مشتاقم یادداشتهای قشنگ بعدی شما رو بخونم... مثل قبلی ها محکم و خوندنی. موفق باشید :-)
Cold
Cold
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
:( چقد غمگین بود...حتما یه روز دست احساستون رو بگیرین و اینا رو بهش نشون بدین...شاید خیلی چیزا یاد بگیره....خیلی خوب بود...خسته نباشید :)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/٢٣
٠
٠
احساس آدما هیچی حالیش نمیشه
Cold
Cold
٩٤/٠٢/٢٣
٠
٠
کاش حالیش میشد یه چیزی...
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٢٣
٠
٠
هیچ چیزصددرصدی وجودندارهههههههههههههههههههههههههههه
fatemeh_sh73
fatemeh_sh73
٩٤/٠٢/٢٣
٠
٠
دقیقا کاری که من با خودم میکنم :) چقدر خوبه که آدم احساساته خودش رو از زبون یکی دیگه میخونه :)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٢/٢٣
٠
٠
من بارها و بارها احساسم، غرورم،کودک درونم و... همه رو بردم بیرونو یکسری حقایق نشونشون دادم ولی هیچکدوم هیچ تغییری نکردن:|کودکم که هنوز بچه اس حرف سرش نمیشه،احساس هم که اسمش روشه احساس چیزی از عقل و منطق حالیش نیست،حالا این وسط غرورم یکم گوش به حرفام میده:))موفقیات
پربازدیدتریـــن ها
از صدا و سیمای میلی تا بی تفاوتی زنان

من به این سکوت معترضم!

٩٧/٠٢/٢٥
شعری سروده خودم

تمام خانه‌ای که پریشان گشت

٩٧/٠٢/٢٥
لبخندش... چشمانش...

عشق پشت چراغ قرمز

٩٧/٠٢/٢٦
تمامی متن‌های زیر شایعه هستند و قطعا واقعی نیستند! (خیابانی_طور!)

شایعات الشایدات!

٩٧/٠٢/٢٦
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
هزار بار نوشتم

ردپای قلم

٩٧/٠٢/٢٤
اثر جدید مانی حقیقی

درباره فیلم خوک

٩٧/٠٢/٢٤
خودمان هم به خودمان رحم نمی کنیم

غصه ای که قصه شده است

٩٧/٠٢/٢٦
این بزرگترین آرزویم بود

سرعت ثانیه های زندگی

٩٧/٠٢/٢٥
امنیت مانع پیشرفتتان نشود

ناحیه امن

٩٧/٠٢/٢٤
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
اقیانوس آرام

سال هاست…

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠