زندگی می‌کنیم تا فقط زنده باشیم

زندگی می‌کنیم تا فقط زنده باشیم

نویسنده : s_sepid

چه تکرار آزار دهنده‌ای شده زندگی

رنگ‌هایش تکراری است آفتابش تکراری است

سایه‌هایش تکراری است

فقط گاهی سرد و می‌شود و گاهی گرم

گاهی دیر می‌شود و گاهی زود

و همین دیر و زود می‌شود دغدغه‌های‌مان

تکرار می‌شویم و غافل از این‌که تکراری‌ها را همیشه حذف می‌کنند.

رد پایشان میان این روزها گم می‌شود.

 برای زندگی کردن زنده‌ایم و غافل از این‌که زندگی می‌کنیم تا فقط زنده باشیم.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_yazdani
r_yazdani
٩٣/١١/٠٨
٠
٠
زندگی بازی ساختن آدم هاست... میسازیم ولی شرط دارد... تنها نباشیم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٨
٠
٠
به دلم نشست... شیوا و بی لکنت. مرسی.
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠٨
٠
٠
منم همینب ک خانوم یزدانی گفتن:)
ye_pesar
ye_pesar
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
ای کاش یکبار دیگه متولد بشیم ، نه به این معنا که دوباره روزهایی که گذشت رو از نو شروع کنیم ، نه ، به این معنا که از نو خودمون رو بسازیم و بفهیم از زندگی چی می خوایم / گاهی خدا رو شکر می کنم که پرنده نشدم ، چون آدم هایی مث من تا ابد توی لونش می موندن و جرئت پراوز نداشتن / به امید روزی که پرواز کنیم و از حصر کهنه ی سنت و تفکر تاریخ مصرف گذشته یا باطل شده ای که دور برمون رو گرفته رها بشیم ، زندگی کنیم / ...
saiideh70
saiideh70
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
http://jeem.ir/pagetwo.php?print=3&type=4&id=10053 تعریف من از زندگی...
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
مرســــــــــــي
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٠
٠
٠
سلام: خیلی جالب بود. همواره سلامت باشید.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥