سلام مرا به مادرم برسان و بگو روزت مبارک

سلام مرا به مادرم برسان و بگو روزت مبارک

نویسنده : Soraya_Sh

می‌گویند صبور باشم و راضی باشم به رضای تو. من هم راضی‌ام؛ ناشکری نمی‌کنم؛ کفر نمی‌گویم؛ گلایه نمی‌کنم که چرا مادرم را بردی و چرا اول ِجوانی‌ام یتیم شدم و حالا دیگر چه کنم با برچسب ِ «یتیم ِ بی مادر». هیچ کدام از این‌ها را نمی‌گویم؛ نمی‌گذارم کسی بفهمد که شبانه نمی‌خوابم؛ به گونه‌ای رفتار می‌کنم که پدر هیچگاه بغضم را نبیند و برادرم اشک‌هایم را؛ گریه‌های شبانه‌ام را می‌گذارم برای خلوت خودم و خودت؛ دلتنگی‌هایم را به هیچکسی جز تو و قاب عکس مادرم نخواهم گفت؛ هر که دست محبت بر سرم کشید بغض نخواهم کرد و روزی چندین بار خواهم گفت «خدایا شکرت».

من این‌جا آرام می‌گیرم ؛ این‌جا سکوت می‌کنم؛ تا کسی پی به درون ِ غمبارم نبرد. من آخر هر نمازم تکرار می‌کنم که به رضای تو راضی‌ام ولی قول بده هوای مادرم را داشته باشی؛ سلام مرا به مادرم برسان؛ بگو یک عمر دوستش داشته‌ام و خواهم داشت؛ بگو دلم برای نوازش‌هایش؛ صدایش؛ لبخندش؛ آرامش ِ کلامش؛ دستپختش و حتی نگرانی‌هایش تنگ شده؛ بگو می‌دانم که حالش خوب است؛ می‌دانم که آن‌جا مدام می‌خندد؛ می‌دانم که ما را می‌بیند و هنوز هم دلواپس ِماست.

راستی خدا؛ ما اینجا هر سال چنین روزی برایش جشن می‌گرفتیم. آن‌جا چه می‌کند؟ با فاطمه زهرا (س) امروز را جشن می‌گیرد؟ ... همه این‌ها را به مادرم بگو ... آخ داشت یادم می‌رفت خدای جان؛ به مادرم بگو دختر ِکوچکت که حسابی لوسش می‌کردی؛ یک شبه آن‌قدر بزرگ شد که وقتی از درد ِزنانه‌ای به خود می‌پیچید، دیگر منتظر نشد مادر پرستاری‌اش کند؛ چمباتمه زد گوشه اتاق؛ زانوهایش را بغل گرفت و دردش را اشک شد. اشک‌های بی‌صدا. بگو که زیر لب مدام تکرار می‌کرد «مادر ... مادر...»؛ بگو که هیچ کسی نبود که برایش نبات بیاورد یا یک مشت داروی گیاهی و بگوید: «بخور دردت کمتر می‌شود» ؛ نه نه این‌ها را نگو، فقط بگو که دخترش آنقدر بزرگ شده است که دردهایش را تنهایی درد می‌کشد .

+ روز مادر مبارک ...

+ امروز همه دست‌های مادرشان را می‌بوسند و من بوسه می‌زنم به خاکش ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٢٢
٢
٠
حسابی گریه کردم با نوشته ات بانو خدا مادرت رو رحمت کنه ا نشالله درد بزرگیه ولی حتما خدا صبرش رو هم بهتون میده خیلی خووووووووب بود نوشته ات:(
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
متأسفم که ناراحتتون کردم، خدا همه رفتگان رو بیامرزه نسرین ِ عزیز:*
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
نه عزیزم عذرخواهی لازم نیست بعضی وقت ها گریه خوبه برای اینکه به خودمون بیاییم و قدر داشته هامون رو بدونیم روز مادر گذشته و من دست مادرم رو نبوسیدم متنت تلنگر خوبی بود
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
بغضم گرفت:( چی بگم؟ مثلا مرگ پایان کبوتر نیست؟ یا اینکه مرگ ریحان می چیند؟
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
بنظرم تنها جمله ای که میشه گفت و تأثیر گذاره در این وقت ها "الا بذکر الله تطمئن القلوب" هستش.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠١/٢٢
٢
٠
خدا بيامرزدشون.
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
خدا همه رفتگان رو بیامرزه.
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/٠١/٢٢
٢
٠
خدا بهتون صبر بده انشالله با حضرت زهرا عید خوبی داشته باشن و خدا رحمتشون کنه ... :(
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
مرسی، خدا همه رفتگان رو بیامرزه.
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
فقط بغض داشت این نوشته ... این درد خیلی درد بزرگیه ... خیلی ... :( ان شاالله با حضرت زهرا محشور بشه مادرت ...
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
مرسی که وقت گذاشتی خوندی، ان شاءالله.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
روحشون شاد... جاشون تو قلبِ بهشته... .
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
ان شاءالله.
زهره
زهره
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
من دو سالی هست که به سایت سر نزدم . مططالبتون خیلی قشنگ بود . مرسی . دم همگی تون گرررررررم.
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
خوش برگشتین زهره جان:*
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
.... ممنون از احساس نابی که منتقل کردی ... متاسفم خدا رحمتشون کنه
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/٢٢
١
٠
مرسی از شما که وقت گذاشتی و خوندی، خدا همه رفتگان رو بیامرزه.
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
از اون نوشته هایی بود که ناخوآگاه بغض میاره برای خواننده ی مطلب. اما این بغض درسته،این بغض به جا هستش، این بغض گاهی لازمه... فقط میتونم بگم خدا بهتون صبر بده و شک نداشته باشید جای مادرتون تو بهشت هستش...
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
مرسی، ان شاءالله سایه ی پدر و مادرتون صدها سال بالا سرتون باشه.
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
برای شادی روحشون دعامیکنم وازخداوند منان برای شماصبرمیطلبممممممممممممم نوشته زیبایی بودواقعابرقلمتان بوسه میزنممممممممممممم
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
خدا رحمتشون کنه.. امیدوارم با ائمه معصومین محشور بشن و براشون دعا می کنم ..
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
مرسی از مهربانی ِ شما :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
سلام؛ خدا بیامرزه مادر گرامیتون رو! ان شاءالله جایگاهشون بهشت برین باشد.
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
سلام، متشکرم، خدا همه ی رفتگان رو بیامرزه، آمین.
sajede_gh
sajede_gh
٩٤/٠١/٢٣
١
٠
من یاد شعر محسن چاووشی می افتم:"به مادرم بگید هنوز گریه هاش تو جانمازشن...." تازه خونده اما توصیه میکنم تو اصلا گوش ندی. تو همه سختی ها فقط یاد خداست که آدمو آروم میکنه.این که همه مون رفتنی هستیم و فقط اوست که می ماند. دلت آروم رفیق خوب من.
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
متاسفانه دانلودش کردم، منتها چون پدرم فعلا نزدیکمه نمیتونم گوش کنم:(
Soraya_Sh
Soraya_Sh
٩٤/٠١/٢٣
٠
٠
ممنونم بانو
ندا
ندا
٩٥/٠١/٢٨
٠
٠
درکت میکنم.واقعأ سخته,خونه بدون مادر جهنمه.با دلنوشتت خیلی گریه کردم. آهای اونایی که مادر دارید واقعأ واقعأ واقعأ قدرشو بدونید.قدر فرشته کنارتون رو بدونید.مادرها واقعأ فرشته اند.دلم براش یذره شده.برای یبار دیگه بغل کردنش و بوسیدنش.خیلی سخته بدون مامان جونیییییییییییی😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨