همه چیز از یک خط شروع می‌شود!

با خط حیات موجودیت یک زندگی، می‌زنیم خطِ لبخند مادری منتظر را و خطی می‌کشیم برچوب خط دفتری آشنا. یک خط را می‌گیریم تا قدم گذاشتن و برداشتن را یاد بگیریم.

خطی که پیمودنش بی‌نهایت است و لغزیدنش، لغزش دل پدر و مادری آگاه. فهمیدن این خط آنقدر سنگین و ناخواناست. که حتی هیچ داروخانه‌ای هم نمی‌تواند بخواندش.

شاید این خط را همین‌جا جا بزنم...

همه از بَریم که نوشتن از سرخط شروع شد. و دوباره نوشتن یعنی نقطه از سرخط! خطای زندگی همان خط خوردن دست ماست که تاوانش؛ شروع خط جدیدی‌ست، اما وای از اینکه برگ سفید بی‌خطی داشته باشیم.

گاهی یک خط را از دست می‌دهیم. و چند خط برای اعصابمان می‌خریم که شود خط‌ خطی! گاهی برای امتداد یک خط از دیگری خط می‌گیریم. گاهی در خیال مداد بودن، راست قامت و با غرور خط می‌دهیم و خط می‌زنیم دست‌خط های آشنا را یه خط هایی هم هستند که هنر دست خطاط دفتر زندگی‌ست. مثل خط مقدم چشمان یک عشق.

بعضی‌هامون رسیدیم آخر خط، اما آنقدر دلبسته‌ی آن خط خوش شده بودیم، که خطای دید داریم و متوجه آن نیستیم.

می‌دانید آخر خط کجاست؟ از گفته‌ی من، شاید آخر خط برای یک مرد جایی باشد، که حرفی برای گفتن نداشته باشد. نه اینکه نداشته باشد، نه! توان حرف زدن‌های تکراری را نداشته باشد، وقتی او را جدی نگیرند!

اینکه سکوت کند و فقط اوست که می‌داند سکوت پراز ناگفته‌هاست! این یکی از خطوط ممتد بی‌پایان است، "نقطه سرخط"

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١٠/٢٦
٥
٠
خطای زندگی همان خط خوردن دست ماست که تاوانش ... //می‌دانید آخر خط کجاست؟ از گفته‌ی من، شاید آخر خط برای یک مرد جایی باشد، که حرفی برای گفتن نداشته باشد. نه اینکه نداشته باشد، نه! توان حرف زدن‌های تکراری را نداشته باشد، وقتی او را جدی نگیرند!... اینکه سکوت کند و فقط اوست که می‌داند سکوت پراز ناگفته‌هاست! این یکی از خطوط ممتد بی‌پایان است، "نقطه سرخط"/// چقدر نمیتونم وصف کنم مصداق بخشی این جملات رو ... چقدر ... اما آخر خطی که حرفها و کلمه ها می میرن مرد و زن نداره ... زنها هم وقتی جدی گرفته نشوند و پشت یک تنگ شیشه ای بال بال بزنن و صداشون با بی اعتنایی مواجه بشه می میرن و کلماتشون راه به جایی نمیبره ... نمیتونم بگم چقدر با این متن همذات پندار بودم امروز ... فقط می تونم بگم عجیب ... عجیب!
r_riahi
r_riahi
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
احساستون رو کاملا درک می‌کنم و خوشحالم ازاینکه این متن موردتوجه‌تون قرار گرفته /// شکستن و کم آوردن برای هردوجنس، واقعا غیرقابل توصیفه و......
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٣/١٠/٢٦
٤
٠
نمیتونم بازم درباره این متن شگفت انگیز چیزی ننویسم!! انگار دقیقا وصف حال خود منه. تک به تک خطهاش عجیب از من نوشتن و حرفهایی که چندین روزه که روی دلم ماسیده و هیچ رسوب زدایی هم نیست براش! اونقدر که خلاف آداب و رسوم خودم عمل کنم و اینجا بیام بگم ... این متن زبان دل منه که لال شد و شما به جاش نوشتید. خیلی ممنونم. خیلی زیاد .....
r_riahi
r_riahi
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
امیدوارم خط زندگیتون پررنگ باشه و رنگارنگ //// تشکر خانوم قاسمــــ:ــ)ـــــی
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
خيلي ارتباط برقرار كردم با اين متن ممنون
r_riahi
r_riahi
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
ممنون از شما، مرســــــــ:ـــ)ــــــی
انیس
انیس
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
زیبا و با احساس بود ... پر از حسای قشنگ.. (سکوت پر از ناگفته هاست)
r_riahi
r_riahi
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
مرسی ممنون دوست مـــــــ:ـــ)ـــــن
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
احساس خوب و گیرایی پشت تک تک کلمات نهفته بود دوست عزیز :) موفق باشین
r_riahi
r_riahi
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
لطف دارید، خیلی ممنون دوست عزیـــــ:ـــ)ــــــــز
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
مثل شعراتون پر از حرف :) درود بر شما...قلمتآن مستدآم (^_^)
r_riahi
r_riahi
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
لطف دارید شما، تشکر زیـــــ:ــ)ـــــاد
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
قلمتان سبززززززززواحسنت برشمااااااااااااازیبابودممنونننننن
r_riahi
r_riahi
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
ممنون از شما دوست عزیــــــ:ـــ)ــــــز
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
خیلی زیبا بود این یادداشت. / ... اینکه سکوت کند و فقط اوست که می‌داند سکوت پراز ناگفته‌هاست! لذت بردم... عالی.
r_riahi
r_riahi
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
خیلی ممنون، خوشحالــــــــــ:ـــ)ـــــم
h.naderi
h.naderi
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
آقا رضا منور کردی؛ کجایی برادر؟
r_riahi
r_riahi
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
سلام جناب نادری عزیــــــ:ـــ)ــــــز، اختیار دارید قربان، کم سعادتیم دیگه چه کنیم //// راستش این روزا به ندرت میام جیم و زمان انتشار یه سری می‌زنم که خب شرمنده‌ی مطالب زیبای دوستانم هستم که از دست خارج میشــ:ــ||ــه
h.naderi
h.naderi
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
چرا؟ گرفتار شدی؟ داماد شدی؟
r_riahi
r_riahi
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
ن بابا، کی به ما زن میده؟؟ فعلا قصد ادامه‌ی تحصیل دارم خخخ
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات