اندر باب اعمال و فضایل شب امتحان
نوشتاری به مناسبت نزدیک شدن پایان ترم

اندر باب اعمال و فضایل شب امتحان

نویسنده : معین اصغری

امروزه بسیاری از پدیده‌هایی که در زندگی بشر اتفاق می‌افتد را می‌توان پیش‌بینی کرد. مثلا شما می‌توانید بدانید دقیقا دو سال و چهار ماه و بیست و پنج روز و هفده ساعت و چهار دقیقه و بیست ثانیه دیگر قرار است خورشید گرفتگی روی دهد. اکتشافات و اختراعات بشر نیز همین گونه است. یعنی شما دقیقا با همین اطمینان می‌توانید خاطرجمع باشید که کشفیات مهمی در یک شب خاص اتفاق می‌افتد. شبی که آن را عموم مردم «شب امتحان» می‌نامند. این شب نزد ارباب ریاضات بسیار گرامی شمرده می‌شود و آداب ویژه‌ای نیز برای آن قائل هستند. ما هم می‌خواهیم در این مجال کوتاه به برخی از آن‌ها اشاره‌ای داشته باشیم.

اصولا این شب در زندگی همه پیش می‌آید اما تنها مقربین هستند که قدر آن را می‌دانند و بسیاری از حاجات خود را در این شب می‌گیرند. مثلا نقل شده است نیوتن در شبی که امتحان تاریخ داشته پس از ساعت‌ها خیره شدن به گل‌های قالی اتاقش و منتظر نشستن برای آمدن پیامکی از جانب دوستش (در تاریخ به دوست نیوتن اشاره نشده ولی اهل فن احتمال زیاد داده‌اند که آن شخص رادرفورد بوده باشد) به حیاط خانه‌شان می‌رود تا ادامه درس خود را آن‌جا پیگیری کند که ماجرای سیب و آن داستان‌ها اتفاق می‌افتد و نیوتن می‌شود نیوتن!

برای این‌که بخواهید این شب را درک کنید لازم است به خودتان زحمت داده و یک سری کارهای خاص را نیز انجام دهید. بالاخره همینطوری که نمی‌شود. مثلا دانشجویانی که یک ترم بکوب درس خوانده‌اند و همیشه در کلاس حاضر بوده‌اند و سوالات استاد را اولین نفر پاسخ می‌دادند و خلاصه در کلاس نقش لیموشیرین را ایفا می‌کردند هرگز و هرگز رنگ سعادت را نخواهند دید و این شب را صدسال سیاه نیز درک نخواهند کرد. اما در عوض دانشجویانی که تعداد موزاییک‌های سلف را از بر هستند و تریا برای آن‌ها حساب دفتری بازکرده است و مسئول سایت از صمیمی‌ترین دوستان‌شان به شمار می‌آید، از این شب کرامات بی‌شماری نقل می‌کنند.

از ویژگی‌های منحصر به فرد این شب این است که نظم خاصی به برنامه‌های انسان می‌دهد. یعنی مثلا اگر شما در یک شب عادی قرار باشد فوتبال تماشا کنید، هزار و یک اتفاق ممکن است بیفتد که نتوانید آن را ببینید. اما «شب امتحان» تنها شبی ست که شما در کمال آسودگی خاطر بازی تیم مورد علاقه‌تان را از لحظه «همراه اول شما را به دیدن این مسابقه دعوت می‌کند» تا پایان تحلیل کارشناسی حمیدرضا صدر به نظاره می‌نشینید و این حقیقتا چیزی جز یک معجزه نیست.

یا مثلا این شب دوستی‌ها را به شدت افزایش می‌دهد. معمولا در این شب به صورت غیرارادی دل آدم برای دوستانش تنگ می‌شود و همه آن‌ها را از پیش دبستانی یک تا زمان حال مرور کرده و سعی می‌کند تا هرقدر که در توانش است از آن‌ها (ولو به قدر پیامکی) یاد کند و رسم دوستی را بجا بیاورد. بماند که موارد زیادی داشتیم که این عرض ارادت‌ها تا پاسی از شب به درازا کشیده و بارها طرفین مجبور شده‌اند پای #720* را وسط بکشند و از او کمک بگیرند تا مبادا این رشته محبت در چنین شب نفس گیری بریده شود.

همچنین پاداش اعمال در این شب چندین برابر می‌شود. اگر شما در یک روز عادی به دوست‌تان در پاسخ به سوال «چقدر خوندی؟» بگویید «هیچی» اجر کمی خواهید داشت. اما اگر همین جواب را در «شب امتحان» به دوستتان پیامک کنید، دیگر ثواب آن از شماره خارج خواهد بود و کسی را یارای محاسبه آن جز خدای جلّ و علا نیست، چرا که مومنی را از نگرانی خارج کرده و به او این قوت قلب را داده‌اید که از او بی‌خیال‌تر هم هستند و خلاصه این‌که خیلی نگران نباشد.

کوتاه سخن این‌که تا رسیدن این شب بزرگ زمان زیادی باقی نمانده است. اگر شما جزو دانشجویان دسته اول هستید، هنوز خیلی دیر نشده است. خاضعانه و از صمیم قلب توبه کنید و سریعا همه کتاب‌های خود را جمع کرده و دیگر تا روز امتحان حتی یک کلمه هم از درس صحبت نکنید. باشد که مورد بخشش پروردگار خطاپوش واقع شوید... آمین یا رب العالمین!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
خیلی بهم چسبید این دست نوشته شما. طنزی فاخر بود در یک کلام. ممنونم جناب اصغری.
معین اصغری
معین اصغری
٩٣/١٠/١٠
١
٠
خدا رو شکر
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
خخخخخخخ عالی بود ممنون:))
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
من نمی دونستم که نیوتن تو خونشون قالی پهن بوده همیشه فکر میکردم میز و صندلی داشتن تو خونشون :) الان فهمیدم که اون ها می فهمن معنی گلای قالی!! رو ممنون :)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
:دی
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
جالب بودددددددددددددممنوننننننننننن واقعاشب امتحان همین حس وحال دارههههههههههههه نمیدونممممممممم چرا
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
خخخخخخخ به عنوان یک دانشجوی متعلق به دسته دوم اعتراف میکنم شب امتحان خون و لنف از بس به در و دیوار لابی خوابگاه زل زدم یکهو کشف کردم که کپسول آتش نشانی طبقه ما فردای اون روز موعد شارژ مجددشه !!! و با خوشحالی تمام این خبر رو به اطلاع تمام هم طبقه ای ها رسوندم :\ ^ـــــــ^ خیلی خوب بود مرسی :) البته اینا برا بقیه نوشته طنزه برا ما همش خاطره اس :دی
par!sa
par!sa
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
تو ک راس میگی -_-
faranak_b
faranak_b
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
خیلی خوب بود. ممنون. من امروز امتحان داشتم و هیچی نخونده بودم و اینقدر به سوالات خیره شدم که فهمیدم میشه از روی گزینه های سه تا سوال جواباشونو فهمید! 3 تا سوالو اینجوری جواب دادم خیلی کیف داد. اینم از معجزات همین شب هاست... باشد که رستگار شویم...
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
جانا سخن از زبان ما ميگويي:)
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
همین که ایشون گفت !
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
سلام:خیلی خوب بود.خوش به حالتان که میتونید بنویسید.منکه هربار تصمیم گرفتم بنویسم نمیدانم چرا تمام حرفهام بیشتر از دوسه خط نمیشه.ممنون
خاصـ استم
خاصـ استم
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
استاد شکست نفسی میکنید! شما ک چشمه شعرتون همیشه جوشانه نباید همچین چیزی بگید اونم نه شعرای عادی شعرای ماورایی!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
سلام:نویسنگی داستان و مطلب طولانی را گفتم.شادو سلامت باشید.متشکرم
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
یادش بخیر چه دوران خوبی بود خدایی
aaasaeid
aaasaeid
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
لایک معین جان
معین اصغری
معین اصغری
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
لطف داری سعید جان
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
سلام ... دیگه به رویدادها پدیده گفته نمیشود
Mehrenaz
Mehrenaz
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
بعله...فردا امتحان ترم دارم ولی واسه جشن پس فردا خواهرم آماده تر از امتحان فردام
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
من تمام دو هفته ای که امتحان دارم رو به برنامه ریزی کردن برای اون دو هفته تعطیلی بعد از امتحانا می پردازم! همچین دانشجوی فعالی هستم من:) ولی کلا خیلی خوب بود و خوشبختانه یا متاسفانه منم تو چند مورد مشترک با متن:)
خاصـ استم
خاصـ استم
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
خخخخخ منم از دسته 2 ام^_^ باشد که رستگار شویم
maede
maede
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
امتحانای ما که شروع شده و قشنگ داریم این شبو درک میکنیم و کسب فیض میکنیم!!! :)))))) مرسی از مطلب خوبتون :)
s_m
s_m
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
آقا از لیموشیرینش خوشم نیومد حداقل یه میوه بهتر میگفتین ! با چای شیرین و شکلاتی که تو دانشگاه بهمون میگن بیشتر از لیموشیرین کنار میام :(( تشکر خیلی عالی نوشته بودید ، واقعا لذت بردم . کپی کردم دادم یکی از دوستام بخونه ببینه چه موجود نازنینیه :))
معین اصغری
معین اصغری
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
خواهش می کنم نظر لطف تونه
s-rastgoo
s-rastgoo
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
من شب هر امتحانی نمدونم پرا به فکر ترم بعد میوفتم!!!درسی که قراره مثلن بخونم رو ول میکنم می چسبم به اینکه آره الان که استاتیک دارم خب پاس میشم حالا ترم بعد باید دینامیک و مقاومت مصالح بردارم!!!نمیدونم چرا همش سر استاتیک این اتفاق میوفته!!!
معین اصغری
معین اصغری
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
اره جالبه من که خودم مهندسی نیستم ولی دوستام که مهندسی هستن با استاتیک مشکل دارن
vesal
vesal
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
خدا قسمت همه بکنه این شب پر فضیلت و:دی
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١١
٠
٠
من که خیلی بچه درس خونی بودم :) فقط صبحای زود کتاب دستم میگرفتم...به این صورت که صبح زود بیدار میشدم کتابمو میذاشتم رو سرم دوباره میخوابیدم :)))))))))) خیلی قشنگ نوشتین...ذوقتان سرشار...قلمتان مستدآم(^_^)
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/١٠/١١
٠
٠
تو امتحانا هیچی مث بازی مافیا و شهروند نمیچسبه... مخصوصا که همه شب بیدارن...فقط کافیه یکی بگه حس درس نیس همه باهاش همراه میشن...
علیرضا
علیرضا
٩٣/١٠/١١
٠
٠
خیلی شب خوبیه، خیلی :دی | من که خیلی از نمراتم رو مدیون همین شب تا صبح شم :دی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣