زمونه‌ای شده......

زمونه‌ای شده......

نویسنده : پری سا

این روزا عقل آدم‌ها در چشم‌شان است.
عقل‌شان در گوش‌شان است.
تا کاری می‌کنی، حرفی می‌زنی
به جای این‌که به عقل‌شان رجوع کنند و کارت را کندوکاو کنند
چشم‌های‌شان را گشاد می‌کنند و پنبه گوش‌شان را بر می‌دارند.
اصلا انگار این مغزشان است که از چشم و گوش‌شان فرمان می‌گیرد!
به جای این‌که سرشان در کار خودشان باشد و کار خودشان و درست انجام بدهند
مثل جغد چشم‌های‌شان را باز می‌کنند و سرشان را 360 درجه می‌چرخانند
تازه قانعت می‌کنند که...
نه. ما مراقبت هستیم؛ هوایت را داریم اتفاقی نیافتد....
 
++ زمونه‌ای شده....حتی اگر هم بخواهی، نمی‌توانی چشم‌های آدم‌ها را ببندی و برای یک لحظه هم که شده چرخ دنده‌های مغزشان را به کار بیاندازی.


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجید
مجید
٩١/١١/٠٢
١
٠
آی گفتی مخصوصا فامیل....آی لجم میگیره یک کاری میکنی بقیه میان نه میدونن چی دروسته ..نه میدونن چی به چیه...پشت سر آدم کلی حرف می زنن همونو نمیان مثل آدم تورو خودت بزنن
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/٠٢
٢
٠
بله دقیقا همینجوره!
m_sepehri
m_sepehri
٩١/١١/٠٢
٠
٠
واقعا!بعضی ها واقعا آدمو نا امید میکنن.ممنون
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٠٢
١
٠
واقعا زمونه ای شده..... متاسفانه.....
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١١/٠٢
٠
٠
اگه یک میلیونیومی ک معده ما کار میکرد عقلمون کار میکرد الان دنیا تعریف دیگه ای داشت
maryam
maryam
٩١/١١/٠٢
٠
٠
بععععله!
parisa
parisa
٩١/١١/٠٢
٠
٠
چه جمله ی تاثیر گذاری........
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/٠٢
١
٠
زمونه زمونه ی چشم هم چشمیه! زمونه زمونه ی بی معرفتی! زمونه زمونه ی نارفیقیه...
maryam
maryam
٩١/١١/٠٢
٠
٠
بي معرفتيشو خوب اومدي.
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/٠٢
٢
٠
تا یه اتفاقی میفته ، همه واست مهندس و کارشناس میشن ! برو زندگیتو جمع کن اگه راست میگی ...!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/٠٢
٠
٠
واقعا حرف دلمو زدی!قصه اینروزای من دقیقا همینه!جالبه که هرچی دیدنو میکنن وحی نازل شده میدونن و هرچی بهشون میگی چش میبینه ولی عقل میفهمه اونا نمیفهمن که دارن اشتباه میکنن!اگه میفهمیدن که وضعشون و کلا وضعمون این نبود!
mahdi-h
mahdi-h
٩١/١١/٠٢
٠
٠
حرف دل منو زدی خیلی بده همچین ادمایی دور و برت پلاس باشن
zendegitalabegi
zendegitalabegi
٩١/١١/٠٢
٠
٠
نباید چشم ها رو ببندیم بلکه باید راهی از چشم به فکر باز کنیم
مجید
مجید
٩١/١١/٠٢
٠
٠
عجب رسمیه رسم زمونه » خونه مون عیدا پر مهمونه می رن مهمونا از اونا فقط آشغالِ میوه به جا می مونه ! کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟ کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه !
mahshid2
mahshid2
٩١/١١/٠٢
٠
٠
با این مطلبت حرف دل همه را زدی ممنون
m-kian
m-kian
٩١/١١/٠٢
٠
٠
واقعااااااااااااا ها....عجب زمونه ی مزخرفی شده
parisa
parisa
٩١/١١/٠٢
٠
٠
خوشحالم از اینکه حرف دلتونو زدم.........
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
دقیقا.....ممنون
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات