فراموشی تو را هرگز

فراموشی تو را هرگز

نویسنده : ردپای قلم

ز دستم می‌روی ای دل، فراموشی تو را هرگز

کشیدم روی هر چی عشق از این پس خطی از قرمز

هراسان و گریزانم ز هر دوس داشتن دنیا

چرا که آخر قصه می‌زاره آدمو تنها

رهایی از خیال تو برای من چه دشواره

برای من که این دنیا پر از روزهای تکراره

امان از درد تنهایی که می‌شه قاتل جونت

هزارتا درده بی درمان نا خونده میشه مهمونت

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
زیبا بود. ممنون از شما.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
سلام...ممنون از شما...
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
عااالی بود:)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
سلام...شما لطف دارید...
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٠١
٠
٠
عالي با طعم پرتقالي :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
سلام...ممنون...به رنگ پرتقالی...آخرشم باید یک شعر با طعم پرتقالی بگم...
kianaz
kianaz
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
خخخ حتما بگيد من براتون نظر بارونش ميكنم باطعم پرتقالي :دي
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/٠٢
٠
٠
به به
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
سلام...ببح بح بح..ممنون ...
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٧/٠٤
٠
٠
سلآم؛ امان از درد تنهایی که می‌شه قاتل جونت...خیلی هم زیبا وجالب :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
سلام...ممنون...لطف کردید...
راتا
راتا
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
لذت بردم بسی:)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/٠٥
٠
٠
سلام...ممنون بسی...
پربازدیدتریـــن ها