فرورفته‌ام تا به گردن به گل

ز روی تو یا رب بود دل خجل

رها کن مرا چون اسیر غمم

پر از اشتباهم، بنی آدمم

از این خانه‌ی درد رهایم تو کن

ز چنگال شیطان جدایم تو کن

مراد من از زنده بودن تویی

امیدم از این شعر سرودن تویی

رضای تو است خواسته‌ی این دلم

ولیکن صد افسوس ز تو غافلم

ز خود نا امیدم امیدم تویی

درِ توبه باز کن به یک یا علی

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٩/١٠
١
٠
خوب بود فقط مصرع آخر قافیه اش خوب جور نشده بود، بعضی جاها وزن شعر هم بهم ریخته بود
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٩/١٢
٠
٠
سلام...متشکر...بله....درسته...این جز کارهای قدیمی و اولیه بوده...ممنون...
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٩/١٠
١
٠
بسیار عالی:)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٩/١٢
٠
٠
سلام...به شما...کم پیدایید...ممنون....لطف دارید...
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/٠٩/١١
١
٠
بسي لذت برديمممم:)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٩/١٢
٠
٠
شسلام...بسی ممنونمممم:)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٩/١١
١
٠
شهر زیبایی است
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٩/١٢
٠
٠
سلام...ممنون...زیبایی از فکرتونه...متشکر...
naser_j
naser_j
٩٤/٠٩/١١
١
٠
زیبا و قشنگ و خوشگل :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٩/١٢
٠
٠
سلام...ممنون...خیلی تعریف کردید...شما لطف دارید...برادر...
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
شعری سروده خودم

قسم به طرز نگاهت

٩٥/١٠/٢٠
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
کاش گرگ بودیم

گرگ ها گریه نمی کنند؟

٩٥/١٠/٢٠
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
حکایت آمارهای تکان دهنده

لطفا قبل از مصرف تکان دهید

٩٥/١٠/٢٠
ته ریشت را بیشتر

موهایت را دوست دارم

٩٥/١٠/٢٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات