دارم به تو فکر می‌کنم / ترانه

دارم به تو فکر می‌کنم / ترانه

نویسنده : ردپای قلم

سربه سرم می‌زاره هی، این دل که عاشق تو بود

دائم مزاحمم میشه، نرفته برمی‌گرده زود

اشکامو در میاره هی، با حرفای عجیب

تنها شدن بد دردیه، برا هیچکی نشه نصیب

لبام به خنده بسته شد، چشام از گریه خسته شد

دائم به تو فکر می‌کنم، دلم به تو وابسته شد

از من نپرسیدی چرا، توو  غصه غوطه‌ور شدم

با حس دوس داشتن تو، همراه و همسفر شدم

راهه درازه عاشقی، راهیه که میخام برم

اما می‌ترسم بین راه ، خسته بشم کم بیارم

وحشی شده دلم دیگه، لگد به بختم می‌زنه

هر آنه که گریم بیاد، بغضم  توو سینه بشکنه

نمی‌رسم به آرزوم که داشتن دستای توست

نمی‌دونم که می‌دونی، دنیای من دنیای توست

دارم به تو فکر می‌کنم، شعرام همش به اسم توست

بدجوری عاشقت شدم، چشام دنبال چشم توست

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Cold
Cold
٩٤/٠٨/١٦
٠
٠
قشنگ بود و ریتم خوبی هم داشت :)...فقط دو بیت آخر ردیفشون "توست" بود ، توست زیاد با ترانه همخونی نداره ، تو ترانه بجاش از "توئه" استفاده میشه...مصرع سوم هم فک کنم آخرش عجیب غریب بوده که غریبش تایپ نشده...ببخشید از ایراد گرفتنم :) خسته نباشید
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
سلام...درسته غریب جا افتلاده...ممنون..خوشحال شدم....ممنون...
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/١٦
١
٠
زیبا بود آقای ردپای قلم / ممنون /من هم فکر می کنم در مصرع سوم کلمه غریب جاافتاده .
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
سلام...بله کاملا درسته غریب جا افتاده...ممنون...
admincheh
admincheh
٩٤/٠٨/١٧
١
٠
من زیاد تو وزن و اینا سررشته ندارم ولی احساس می کنم یه قسمتی از وزنش لنگ می زد :) موفق باشید
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
سلام...بله کاملا درسته ...غریب جا افتاده...ممنون...
f_maveddat
f_maveddat
٩٤/٠٨/١٨
١
٠
سلآم؛ خیلی هم زیبا...لذت بردیم.تشکر :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٨/١٨
٠
٠
سلام..ممنون...لطف دارید شما...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
مثلا فکرش را بکن...

صبح‌ات به خیر تر از این مگر می‌شد؟

٩٧/٠٧/٠٢