شما آسوده بخواب؛ وایبر بیداره!

شما آسوده بخواب؛ وایبر بیداره!

نویسنده : r_roshnavand

عقربه‌های ساعت از دوازده نیمه شب گذشتند. نگاهشان می‌کنم که سه تایی چقدر خوشحالند که در سراشیبی افتاده‌اند. چایی روی میز عسلی را بر می‌دارم و آهسته سر می‌کشم.

سرگرم کانال عوض کردن می‌شوم، از بالا به پایین و از پایین به بالا، خدا خیرشان دهد که هیچ برنامه ندارند. دکمه قرمز روی کنترل را فشار می‌دهم ومی‌روم روی تختم.

گوشی سفید دوست داشتنی‌ام را بر می‌دارم و به پشت دراز می‌کشم. صدای ساعت که هنوز با خوشحالی کارش را می‌کرد را می‌شنیدم. چشم‌هایم گرم گرم شده بودند. همین که می‌خواستم از لاین به وایبر بروم، پیامی تازه روی لاینم آمد: «آقا رضا ممنون که برای نماز بیدارم کردی. دیگه شما بخواب».

با خودم گفتم الهی خیر نبینند، صبح شد و نتوانستم پیام‌های وایبر را ببینم.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mirza
mirza
٩٣/١١/٠٤
٤
٠
سلام بر شما، باریکلا به این سبک نوشتن! جدای از نفرینی که آخرش کردین، سطر اولتون خیلی حرف داشت برای گفتن، دیگه صوبتی ندارم.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١١/٠٥
٠
٠
سلام ... متشكرم و با انتقاد خط آخر هم موافق هستم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٤
١
٠
به دلم نشست آقا رضا... قلم شریفی دارید. سرتون سلامت مومن.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١١/٠٥
٠
٠
سلام ... رفيق عزيز در «شريفي» بودنش شك نكنيد
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١١/٠٤
١
٠
:)))))) دیر یا زود لاین ووایبرم میشن جز نوستالژی ها تا اون موقع باید حداکثر استفاده رو ازش برد :)))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١١/٠٥
٠
٠
سلام ... براي امثال من جديدتري در راه است
علیرضا
علیرضا
٩٣/١١/٠٤
١
٠
2 بار متن رو خوندم منتها نمیدونم چرا متوجه نشدم آخرش این جمله به کی یا چی برمیگرده: «با خودم گفتم الهی خیر نبینند، صبح شد و نتوانستم پیام‌های وایبر را ببینم.»
علیرضا
علیرضا
٩٣/١١/٠٤
١
٠
اگر به لاین برمیگرده؟ خب وایبر هم که مثل همونه تقریبا!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١١/٠٥
٠
٠
سلام ... جمله آخر اضافه است
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١١/٠٥
١
٠
کی خیر نبینه؟ :)) آیفون دارین نه؟ فقط آیفون میتونه با همه کوچیک بودنش دوست داشتنی باشه :))
Esprichoo
Esprichoo
٩٣/١١/٠٥
١
٠
فكر كنم اونايي كه توي لاينن
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١١/٠٥
٠
٠
سلام ... قابلي ندارد
دلنیا
دلنیا
٩٣/١١/٠٥
١
٠
شماتاصبح بیدارهستیدددددددد؟؟؟؟؟؟؟؟اخه چراااااااااااا
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١١/٠٥
٠
٠
سلام ... تا ساعت 2 كه هر شب بيدارم بعضي اوقات كه تعطيلي مرده دارم تا صبح بيدارم
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٠٦
١
٠
پس براي همينه كه ساعت يازده به هركي زنگ ميزنم خوابه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! / من تا الان فكر ميكردم ملت اهل قيلوله شدن :)))))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١١/٠٦
٠
٠
سلام ... ملت بيداره
زمستان تنها
زمستان تنها
٩٣/١٢/٠١
٠
٠
گفتین ساعت از 12نیمه شب گذشته بود ولی بعدانگار ساعت چهار صبح رو گفتین
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤