شب بخیر... / خاطره بامزه

شب بخیر... / خاطره بامزه

نویسنده : r_roshnavand

دیشب هم، مثل هر شب دوباره خواب دیدم. کلی توی خواب حرف می‌زنم و صبح، یک کلمه‌اش را یاد نمی‌یاد. یک پا منبری دارم که هیچ وقت ترک منبر نمی‌کند. انگاری دیشب منبر خیلی داغ بوده، آخر صبح که بیدار شدم پا منبری خواب خواب بود. توپ که هیچ، بمب هسته‌ای هم نمی‌توانست بیدارش کند.

 ظهر که برگشتم نیمرویی جلویم گذاشت و رفت که بخوابد. در جواب اعتراضم گفت: «حاج آقا؛ منبر دیشب خیلی طول کشید.» حق را به او دادم و با خودم گفتم: «امشب پا منبری اجیر است، مواظب باشم سوتی ندهم خخخخخخ».

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
م-نص
م-نص
٩٣/١٠/٢٥
٢
٠
بله.............واسه من که گنگ بود..چی شد؟؟؟کی بود؟؟؟شما کی هستین>>
ghazale
ghazale
٩٣/١٠/٢٥
١
٠
بنظر میاد تو خواب حرف می زنن ! مثل دیشب و خانومشون ( پا منبری ؟! ) دیشب خوابشون برده ولی امشب احتمالا حواس خانومشون هست و میخان سوتی ندن ؟! :))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
سلام ... توضيح كاملا درست بود
ghazale
ghazale
٩٣/١٠/٢٥
١
٠
خوب بود موضوعش ها ولی خیلی کوتاه بود :))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
سلام ... نكنه شما هم دنبال سوتي گرفتن بوديد
Vania
Vania
٩٣/١٠/٢٥
١
٠
طفلک خانومشون! خب برین یه فکری بکنین انقد نرین رو منبر اون بنده خدا هم خواب لازم دارن خب!:))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
سلام ... كلي با علاقه گوش ميكند يك كلمه حرف بشنود فرداش به سيخ بكشدم خخخخخخ
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/٢٦
١
٠
:| حاج آقا به دکتر مراجعه کنید تا بلایی سرتون نیاوردن پا منبری :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
سلام ... تا سوتي ندهم بلايي در كار نيست
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٢٦
١
٠
کوتاه و بسیار جذاب. خیلی پایان بندی خوبی داشتید( و کاش "خ" ها رو نمیذاشتید) لذت بردم حاج رضا. موفق باشید ممومن.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
سلام .... خ ها اضافه بود با وجود اينكه خ گذاشتم ميبينيد كه جدي گرفته اند
Niva
Niva
٩٣/١٠/٢٦
١
٠
عجب!!!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
سلام ... ها بخدا
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٢٦
١
٠
کوتاه بودنشو دوست داشتم یک حس گنگیییییییییی داشت قشنگ بودممنوننننننننننننننن
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
سلام ... متشكرم لطف كرديد / درس پس ميدهيم
zahra.bkht
zahra.bkht
٩٣/١٠/٢٦
١
٠
هه ! پامنبری بیچاره... خدا میدونه چقد تو خواب سوتی دادین
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
سلام ... اگر سوتي مي‌دادم كه دست نوشتن نداشتم
انیس
انیس
٩٣/١٠/٢٦
١
٠
گنگ بودنش قشنگ بود . موضوع هم متفاوت بود.( حاج آقا... مسئالتون...)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٦
٠
٠
سلام ... ميبينم كه تعدادي التماس دعا دارن
Narges_V
Narges_V
٩٣/١٠/٢٦
١
٠
موضوع جالبي بود مرسي
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
سلام ... متشكرم
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٣/١٠/٢٦
١
٠
دلم برای پامنبری ها می سوزه خخخ
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
سلام ... شتري است كه در خانه خيليها مي خوابد
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٠/٢٦
١
٠
توی خواب راه هم میرید؟!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
سلام ... نه فقط سفر ميروم
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٢٦
١
٠
کلن اون دسته از آدمایی که تو خواب حرف میزنن...خوراکه سوتی گرفتن هستن...من خودم شخصا اگر ببینم کسی تو خواب حرف میزنه میرم بالا سرش ببینم چی میگه...اگر خوش شانس باشم یه آتو تپل گیرم میاد که هـــــــی باج بگیرم هـــــــــی باج بگیرم :))))))))))))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
سلام ... فعلا كه پا منبري ما با اينكه كلي دوره رفته هنوز نتوانسته سوتي بگيرد البته خدا را شكر
h.naderi
h.naderi
٩٣/١٠/٢٧
١
١
خور خور می کنید؟ یا حرف می زنید توی خواب
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
سلام ... خور خور كه نه حرف هم كه نه كلا سخنراني ميكنم
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٠/٢٧
١
٠
اوخ اوخ اوخ :))))))))))))))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٧
١
٠
سلام ... الان يعني چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٠/٢٨
١
٠
خوشمان آمد نیمرو به خوردتون دادن :))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٨
٠
٠
سلام ... آره منم خوردم
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١٠/٢٧
٢
٠
مختصر و مفيد! ممنون.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٢٧
٠
٠
سلام ... متشكرم
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات