من به آسانی یک کاه دلم می شکند

من به آسانی یک کاه دلم می شکند

نویسنده : h_ghasemi

دل شکستن ماضی مضارع استمراری تمام آدم های دنیاست، دست کم آنها که دلی دارند محض ترک خوردن و محض آرام فروریختن و باور کنی یا نه اما حتی به آفتاب هم نشانش نداده اند که مبادا...

دلم را می شکنی بی هوی و بیهوا ... دلم را می شکنی و آسوده خاطر می گذری! نگو نه که ریزه سوت زدنهای پس از زهرکلامت هنوز در خاطر درختهای پیچ کوچه هست.

قاعدتا باید گلایه کنم، باید دنیا را به هم بریزم و پرهای آبی کبوترها را آشفته بخواهم وقتی پیراهن اشتیاق جشن بر تن داشتم و ذوق دعوتنامه ات از چشمهام می چکید که هنوز به چارچوب در نرسیده قلمت قلم پایم را شکست و گریخت... غافلگیرم کردی وقتی به هوای وعده گاه عشق خواستی میزبانم باشی و کسی را گمارده بودی که پیراهنم را به آتش بکشد! چرا؟! ... گناه یاکریم های ترسیده کزکرده کنج ایوان چه بود وقتی از خوگرفتن به دستهای تو واهمه داشتند؟ وقتی پیشترها بارها به سنگ و قیچی و خنجر تهدید شده بودند، هنوز که نبودی... وقتی چشم حریص کوچه نشین ها برای قربانی جشن خدایان به دنبال "چشم یاکریم" کمین بسته بود ... تو که نبودی! تو که یادت نیست که حالا یاکریم ها را متهم می کنی به تعلل و تسامح و تساهل و گوشه ای می ایستی تا عدد هول و هراسشان را محک بزنی.

دل شکستن هنر نیست! آری! اما ماضی دوباره مضارع ناگهانی من که هست! حتی خود تو که ادعای عاشقی داشتی، محض مزمزه هم شده امتحانش کردی امروز! باورت می شود؟ ... آری ... پس نگو که کارنامه ام خالی از این یادگار توست ... نگو که دل شکستن را نمی شناسی ... نگو...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
بازم یه متن زیبا... اما هدی جان این مطلب یکم فرق می کرد برا من یعنی یکم چینش کلمات کنار هم سنگینش کرده بود در صورتی که خود واژه ها اینقدر سنگین نبودن
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
ممنون سعیده جان ... آره حق با توئه ... مرسی از حضورت.
Cold
Cold
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
دل شکستن ماضی مضارع استمراری تمام آدم های دنیاست...منظور از این جمله چی بود؟ من اینو ازش برداشت کردم: چون در گذشته اتفاق افتاده ماضی میشه و چون در حال حاضر همیشه با آدم هست میشه مضارع استمراری ،همین بود؟...چون اگه این باشه واقعا عالیه چون از این خلاصه تر و بهتر نمیشد گفتش :)...خسته نباشید
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
کاملا درست برداشت کردید. منظور همیشگی بودن این موضوع در طی زمان هست ... خوشحالم که خواننده های دقیق و باهوشی مثل شما دارم. منم ممنونم از شما
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/١٩
١
١
خیلی خیلی قشنگ بود مثل همیشه، و سرشار از احساس و البته غم... بمیره هر کس بخواد دلی بشکنه، جنایته جنایت. روزهاتون سرشار از شادمانی و لبخند :-)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
ممنون.لطف دارید... // من به آسانی یک کاه دلم می شکند ...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
عجب متن زیبا و البته سنگینی بود ... کمرم شکست ...
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
ممنون. نظر لطف شماست
pari_n
pari_n
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
بینظیر بود.** آدمها دل میشکنن و خیلی ساده رد میشن. چه غم عمیقی داشت این تاپیک شماوچه جورچین زیبایی ازکلمات کنارهم چیده شده بود.**دلم خیلی گرفت. :(
pari_n
pari_n
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
ممکنه بدونم ریزه سوت زدنها یعنی چی؟عدد هول و هراس چی؟یه حدساییمیزنم امااگه میشه شمابرام بیشترتوضیحش بدید.مفهومی بودن این متن منوخیلی جذب کرده
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
ممنون.بله ... دل شکستن همه جا سنگدلی میخواهد ...// "ریزه سوت زدنها" به معنای بیخیالی و فارغ البالی اونکه دل میشکنه هست، و "عدد هول و هراس" هم برای فهم بهتر اونایی که ذهن محاسباتی دارن و ریاضیاتشون قویه، گفته شده ... //مرسی پری سیمای عزیز.
هاچ
هاچ
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
قسمت کن با پنجره ها...
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند ... حق با توئه هاچ عزیز :(
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
سلام متن زیبایی بود اما فکر می کنم اگربا زبان ساده تری نوشته میشد زیباتر بود .
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
سلام.ممنون.نظر لطفته. راستش هرکسی سبک نگارش مخصوص به خودشو داره ساراجان و من از اونجا که سطح مخاطبم رو بالاتر از خودم میدونم، ساده نویسی رو نمیپسندم. ممنون از حضورت.
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
راستش زیاد متوجه محتوای نوشتتون نشدم فقط زیباییشو درک کردم....شرمنده ولی برای من کمی سنگین بود و غیر قابل هضم....ولی زیبا بود ممنون امیدوارم همیشه موفق باشین
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
ممنون آهوی عزیز. زیبایی در نگاه خودته. حق با توئه ... بعضی از متنهای من با یک بار خوندن، کارشون راه نمیفته متاسفانه و به تامل و مدارای بیشتری نیاز دارن. بازم ممنون از حضورت. همین که هستی خودش مایه دلگرمیه.
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
دربعضی مواقع به قول دوستان کلمات سنگین نیستن ولی این بارمفهمونی نوشته سنگینه که نه تنهاباعث سردی نوشته میشه ک هباعث میشه خواننده چندباری نوشته روبخونه تازیبایی شودرک کنه هدی عزیزنوشته فوق العاده ای بود واقعا ازنوشته هات لذت میبرمممممممممممممممممممممم
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
درسته حق با توئه دلنیاجان. ممنون که وقت گذاشتی و خوندیش. خوشحالم که هستی.
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
كامنتم تاييد نشده ! :|
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
ااا!!! چرااا؟! :/
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٢/٢١
٠
٠
نمیدونم. در مورد این مطلب و مطلب قبلیِ شما سوالی پرسیده بودم... خیلی عمیق و ملموس بود خانوم قاسمی نوشتتون. :) .
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢١
٠
٠
بااینکه سوال شما رو نمیدونم اما شاید این جواب من بهتون کمک کنه، این مطلب من در دیماه 93 نوشته شده بود و از قبل، در لیست انتشار قرار داشت و مطلب "غیرت..." رو حدودا ده روز پیش و براساس برخی سوءبرداشتهایی که در جامعه از این واژه به چشمم خورد، از دیدگاهی اخلاقی نوشتمش. و هردوی این مطالب بخشی از متن کتابی هست که در اقدام برای چاپ قرار داره. :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢١
٠
٠
و ممنون. لطف دارید. :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
من شدیدا حس ششم شما رو تحسین میکنم. :))) . راستی کتابتون چاپ شد لطفا اطلاع رسانی کنید. ممنون :))
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
:) // حتما. منم ممنونم از شما :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
بهله..... به موئي بسته صبرم نغمة تاراست پنداري/ دلم از هيچ مي‌رنجد دل يار است پنداري.... شیک نوشتی بالام جان...قلمت مستدآم (^_^)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
مرسی دنیادیده عزیزم ... حضورت همیشگی :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣