تریپت جک ساله!
بررسی معضل خرابی ترموستات بدن بعضی از جوانان

تریپت جک ساله!

نویسنده : زهرا خنداندل

با شروع فصل سرما و سردتر شدن هوا؛ علاوه بر فروش  لباس‌های زمستانی عجیب و غریب مثل با فتنی‌های بدون آستین که نمی‌فهمی دقیقا منظور بافنده این بوده است که دست‌هایت سردش نمی‌شود یا کاموا کم آورده است! تیپ‌های عجیب و غریبی را هم در خیابان می‌بینیم که گاهی آن‌قدر باعث شگفتی است که  ناخداگاه چشم‌هایت را می‌مالی و مدام پلک می‌زنی که ببینی آیا درست دیده‌ای یا نه؟ نشستم خوب فکر کردم و یک چند دسته از این تیپ‌ها را نوشتم. شما هم اگر چیزی به ذهنتان رسید بنویسید دور هم بخندیم! 

 

تیپ یک: بالا زمستان؛ پایین تابستان

یک سری خانم‌ها هستند که در اوج سوز و سرما خودشان را آن‌قدر با کلاه و شال گردن و دستکش و بارانی و پالتو و... پوشانده‌اند که با نگاه کردن بهشان شدت سرما را حس می‌کنی. اما اگر کمی نگاه‌تان پایین‌تر بیاید، متوجه می‌شوید که نه آنچنان هم بنده خدا سردش نیست یا شاید ترموستات بدنی‌اش به مشکل خورده چون با یک‌ لا ساق یا ساپورت نازک زده است بیرون! آن هم با کفش‌های پاشنه پنجاه متری. من هر وقت یک همچین صحنه‌ای را می‌بینم با خودم می‌گویم: تلق و تلوق شمسی خانوم سردشه! شما هم اگر دید می‌توانید از جمله من استفاده کنید.

 

تیپ دو: کمرم با سرما بیگانه است!

متاسفانه این مشکل خرابی ترموستات تنها به خانم‌ها ختم نمی‌شود، بعضی آقایان هم هستند که ناحیه کمرشان سرمایش و گرمایشش را ازدست داده، بدین گونه که توی خیابان با موردهایی مواجه می‌شوی که یک کاپشن یا سویشرت تنشان است که طولش دقیقا تا نافشان است و یک شلوار (اکثرا لی) که دقیقا زیر نافشان بسته می‌شود. و قسمت منشوری ناف و کمرشان دارد هوا می‌خورد! در این گونه افراد اعتماد به نفس زیادی هم موج می‌زند و طوری با افتخار سینه سپر می‌کنند و راه می‌روند که انگار داداش کوچیکه آرنولد شوراتزنگر هستند. والا...

 

تیپ سه: نه برف، نه باران، چکمه را عشق است!

پدیده دیگری که اتفاق می‌افتد، پوشیدن چکمه تا روی زانو و بعضا بالاتر است! این پدیده از اوایل پاییز شروع می‌شود در حالی که نه برفی هست و نه بارانی، تازه اگر برف و باران هم باشد با آن چکمه‌های پاشنه مرتفع طرف با سر می‌خورد زمین، حالا حکمت استفاده از آن‌ها چیست الله و اعلم!!

یک بنده خدایی دم پاییز گفت دیگر فصل فصل گربه‌هاست. پرسیدم برای چه؟

گفت گربه‌های چکمه پوش را می‌گویم دیگر، فقط به خاطر کلاس می‌پوشند دریغ از این‌که ابتدایی را تمام کرده باشند. خداییش بنده خدا دقت نظر خوبی داشت.

 

تیپ چهار: گذاشتن ریش و بند پوتین!

در فصل زمستان، پدیده ریش گذاشتن هم به وفور در بین جوان‌ها دیده می‌شود. حالا به خاطر این است که صورت‌شان سرما نخورد یا یک حالت دپسردگی زمستانی و شکست عشقی را تجلی کنند، نمی‌دانم. این دوستان معمولا نیم بوت‌های بندی پایشان است که شلوارشان را هم داخلش کرده‌اند و در حالی که به شدت در خودشان گوله و جمع شده‌اند، مشغول قدم زدنند. به جان خودم با تیپتان مشکل ندارم، فقط تو را به خدا بند پوتین هایتان را ببنید، آدم را دلهره می‌گیرد یک وقت از خیابان که رد می‌شوید بندتان برود زیر پایتان و بوی حلوای‌تان بلند شود.

 

نقطه ته خط

مد شاید چیز قشنگی باشد. اما باید تا آنجایی پیش رفت که به عقل انسان شک نکنند! خدا وکیلی‌اش این رفتارها چقدر خنده‌دار است؟ قضاوتش با خودتان اگر هم قانع نشدید و دوست داشتید بروید ادامه بدهید، کسی جلوی‌تان را نگرفته که. اصلا بادگیر بپوشید با رکابی شبیه این فیلم‌های هندی، هرجور خودتان دوست دارید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٠٧
١
٠
من زیاداهل مدنیستم مهم برام اینه که بهم بیادددددددددددددددد همین
m-nik110
m-nik110
٩٣/١٠/٠٧
١٣
٣
سلام با تشکر ازخانم خنداندل برای مطلب ولی من یک نقد بزرگ به این مطلب دارم راستش من اصلن متوجه قصد و نیت نویسنده نشدم و حتی احساس کردم مطلب بوی تمسخر هم میدهد اگر نویسنده میخاهد مد گرایی را نهی کند خب از خوبی های بدی های یک مد بگوید نه اینکه جمله هایی مثه شمسی خانم و تلق تولوق و گربه های چکمه پوش و اینها را بیاورد وجود طنز در یک مطلب کاملن لازم است اما اینجا حشو آن خیلی توی ذوق میزد... و به نظرم حتی نویسنده اینجا به عکس خواسته خودش هم میرسد چون به جای نکوهش منطقی فقط از ابزاری به نام تمسخر استفاده کرده که همین سبب گارد گرفتن خواننده میشود لید هم خیلی حالم را بد کرد بیایید بگویید دور هم بخندیم! با اینکه به شخصه اصلن موافق این مدهای نیستم ولی با خواندن این متن یک حس بد به من القا شد!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠٧
٥
١
موافقم با شما...
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/١٠/٠٧
٥
٠
مطلب قشنگ بود ، نقد بجایی بود ، اما منم با این تمسخر مخالفم . مخصوصا شمسی خانم ... . طنز خوبتون تحت تاثیره یک سری کلمات قرار گرفته .
a_behzadpour
a_behzadpour
٩٣/١٠/٠٩
٢
٠
با سلام. نقدِ خوب، میتواند مختلف و در جاهایی متفاوت باشد. الزاما یک نقد سازنده، در همه جا و در همه ی زمانها یک الگو و یا پوسته ی مشخص ندارد. همانطور که به وضوح این مساله در رسانه های مختلف نظیر برنامه های مختلف تلویزیون (از بیست وسی گرفته تا مناظره ها و سایر ...)، روزنامه ها (همین خراسان و جیم خودمون)، وبسایتها و... مشهود است. به نظر حقیر، تنوع، لازمه ی نقد است، یک بار از منظر طنز، یک بار هم طلبکارانه و جدی! یک عکس، یک کاریکاتور، یک نوشته ی کوتاه، یک برنامه ی صامت تلویزیون، و حتی یک تبلیغ میتواند خود باعث نقد مساله ای شود. -------------- > در نقادانه بودن یک عنوان (از هر نوع که می خواهد باشد) نگاه مخاطب و خواننده و همیچنین انتخابِ بجاِ نوعِ آن توسط نویسنده حیاتی ست < ممنون از نوشته ی زیبایتان کاربر z_khandandel موفق باشید و سربلند.
دوستت
دوستت
٩٣/١٠/٠٧
٢
٠
من خواهش میکنم یک فیلتر برای کیفیت و مفاهیم مطالب بگذارید
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠٧
٢
٠
قلم توانایی دارید اما نگاهتون به مساله بشدت چالش برانگیزه. وقتی مطلبی رو به انتشار میذاریم و به معرض قضاوت افکار عمومی میسپاریم اجازه نداریم با شعور مخاطب بازی کنیم... . حرف بیشتری نمیتونم و ندارم که بزنم.
ali_sh
ali_sh
٩٣/١٠/٠٧
٢
٠
خخخ زیاد دیدم همچین /ادمیایی رو
چراغعلی
چراغعلی
٩٣/١٠/٠٧
٢
٠
بنده همه رو شدیدا و قویا تکذیب میکنم.
هاچ
هاچ
٩٣/١٠/٠٧
٥
١
من اگر خوبم اگر بد، تو برو خود را باش!
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/١٠/٠٨
١
٠
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
s_m
s_m
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
مطلب حالبی بود ، هر چند انتقاد دوستان هم درست بود ولی اگه اون قسمت تمسخرش رو کم میکردید واقعا فوق العاده میشد . موفق باشید
s_m
s_m
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
البته اینم اضافه کنم من دوستی داشتم توی تابستون بوت میپوشید و میگفت شیکه دوست دارم ، منم یه سری بهش گفتم منطقی نیست ، گفت تو بیشعوری هیچی از مد نمیفهمی ! بعد بهش گفتم دقیقا شبیه احمقا شدی ، بعد دیگه نپوشید . یه وقتایی واقعا زبون خوش جواب نمیده ولی در مورد همه اینطور نیست .
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/١٠/٠٨
٥
٣
سلام, به همه دوستان و عزیزانی که مطلب رو خوندن, ممنونم که نظر دادین.... این مطلب طنز هست که کاملا واضحه, و همونطور که در طنز ما حتی با مسؤلین هم شوخی می کنیم و تمسخر میگیریم بعضی از کارها و مشکلات اجتماعی رو این معضل تیپ های عجیب و غریب هم خنده داره و قابل بحث... من اصلا قصد اینکه بگم این خوبه یا بده یا کسی رو نصیحت کنم رو ندارم فقط خواستم بگم معقول نیست... و این نظر و برداشت من نویسنده است, اما ازتون ممنونم برای وقتی که گذاشتین و مطالعه ای که کردین... نظر همتون محترمه و هرکس عقیده ای داره...
ghodsi
ghodsi
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
سلام و عرض ادب. خوشحالم كساني اين نوشته رو نقد كردند كه خودشان مخاطب نقد شما نبودند. اين‌گونه كمتر دچار سوءتفاهم مي‌شويم. اما بين طنز مسئولين و مردم قدري تفاوت وجود داره. طنز جهت خندادن مردم نيست. بابت اصلاح جامعه است. و اين نوشته ميتونه موجب رنجش عده‌اي بشه و... موفق باشيد
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٠٨
٣
٠
والله چه عرض کنم :(( مد زمستون تابستون بر نمیداره...ما کل سال سر این مسئله درگیریم :/ منم مشکلم با این بافت های تور توریه که جنبه تزیینی دار وبرا رو لباس طراحی شده...بعد بعضیها رو سرشون میذارن اون شال با اون سوراخای گلو گشادش دقیقا چه کاری برا حفظ سرما میکنه ... من نمیدونم :(
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/١٠/١٦
٠
٠
البته در مورد این باید بگم ک ما هفته پیش خوندیم همین بافتهای پر سوراخ هم از سرما جلوگیری میکنن..حتی اونا ک سوراخاش بزرگن:/
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
هم پست رو خوندم هم کامنتا رو...کلا حرفی ندارم...
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
اینو نگم دق میکنم :| نمیدونم چرا ما نمیخایم یاد بگیریم به کار کسی کار نداشته باشیم...دوست داره پالتو با ساپورت ببپوشه..دوست داره بند کفششو باز بذاره...اون اینجوری تو حالشه...به منو شما چه آخه...
ghodsi
ghodsi
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
سلام بر شما. البته با عرض پوزش موافق نيستم كه هيچ كاري به كار با ديگران نداشته باشيم. بايد ياد بگيريم كه حد و حدود ما در مورد اظهار نظر درباره ديگران تا چه اندازه است. اين مشكل همه ماست.
z_khandandel
z_khandandel
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
سلام دوست گلم، من قبول دارم که هرکسی هرجور دوست داره در حال حاضر میتونه بیاد بیرون، اما خوب ماهم هرطور دوئست داریم میتونیم درموردش فکر کنیم... بعدشم آزادی بیان یک اصل هستش، به نظر من کاری که موجب بشه به عقل کسی شک کنی خنده داره، واقعا پوتین می پوشن تا زیر زانو نه برفی نه بارونی؟ خوب مضحکه دیگه...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠