شاید و باید زندگی ...

شاید و باید زندگی ...

نویسنده : p_shahidi

شاید و باید زندگی را از کودکی بهم آموختند! یکی مهربلن بود و می‌گفت: شاید این کار را می‌کردی و یا نمی‌کردی بهتر و یا بدتر بود. و یکی دیگر خشن و قاطع بود، می‌گفت: باید اینکار را انجام بدهی و یا نباید انجام بدهی.

و این شد آموخته‌های سلیقه‌ای و مصلحتی باید و نباید و شاید و نشایدهای دیگران....

باید که شاید را نباید گفت. تا از این اسارت نجات پیدا کنیم، تا از هر پایان تلخی، تجربه‌ای پر ارزش برای آغاز زیبایی ایجاد کنیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/١٥
٠
٠
از این شاید و باید های تحمیلی بدم میاد بچه باید تجربه کسب کنه
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/١٥
١
٠
کاش ادمینی که مطلب رو منتشر میکنه اگر اشتباه تایپی دید اصلاح کنه مثلا همینجا جمله دوم مهربان
mirza
mirza
٩٣/١٠/١٥
٠
٠
راست میگید، مسئولین حتما باید رسیدگی کنند.
mirza
mirza
٩٣/١٠/١٥
٠
٠
فاصله ی میان قطع و ظن، همان فاصله ی شاید و باید است، به نظرم نتیجه گیری درست نیست، چون ظنی را بدون اینکه در معتبر یا نامعتبر بودنش فحص شود، کنار می گذاریم.
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/١٥
٠
٠
من به تجربه درکناربایدونبایدهامعتقدمممممممم اگه تجربه نباشه زندگی کسل کنندست واگه بایونبایدنباشه زندگی بدون نظممممممممممممم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/١٥
٠
٠
سلام:ممنون از مطلب علمی فلسفی شما.زنده و پاینده باشید.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٥
٠
٠
این نکته ای که اشاره کردید یک مبحث مهم در فرهنگ عامه است. ریشه ای روانشناختی داره و برخی کشورها بشدت درگیرش هستند از جمله ما.
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/١٥
٠
٠
شاید ها و بایدها لازمه ی زندگی هستن ، نمیشه بچه همه چی رو تجربه کنه بعد بفهمه چیکار نباید بکنه و چیکار باید بکنه . ممنون از مطلب
yekta_b
yekta_b
٩٣/١٠/١٦
٠
٠
همیشه و همه جا پای یه شاید و بایدی در کار ِ ... ! همیشه ه ه ه ه ... !
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٦
٠
٠
زندگی همینه دیگه :))
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
می خواست زندگی کند

خفه اش کردیم

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات