عشق، کمی سوزنده است / شعر

عشق، کمی سوزنده است / شعر

نویسنده : سلیمان حسنی

مهرِ تو بُوَد به سینه‌ام جوشنده/ طوفانِ ملایمی که شد، توفنده

عمری پیِ وصلِ تو نگارا بودم/ یابنده بُوَد عزیزِ من، جوینده

مهری که به سینه‌ام نشسته، از تو/ یزدانِ جهان خودش به دل افکنده

عشقت به دلم نگارِ زیبا، باشد/ دلچسب ولی، بُوَد کمی سوزنده

گفتند به طعنه‌هایِ مَردم، دادی/ یک پاسخِ دندان شکن وکوبنده

ابراز بُوَد، نیازِ عشقِ آدم/ درخواست کنم زِ تو، منم گوینده

حامی که دلش اسیرِ مِهرت گشته/ در راهِ رضایِ تو بُوَد کوشنده

آرامش دل شده نصیبش، آنکه/ ازجامِ تو دلبرا، بُوَد نوشنده

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
زیبابود:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام:متشکرم.این ازاولین شعرام درسالهای قبل بود.بدون دست کاری گذاشتم اینجا.
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام بسیار زیبا بود آقای حسنی .ممنون لذت بردم .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام:سپاسگزارم.خدانگهدارتان بادوشادمان باشید
هادی_قنبری
هادی_قنبری
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
استاد زیبا و روان بود؛ ولی خودمونیم بیت ششم و مصرع اولش سرعت گیر خواندم بود...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام سپاسگزارم ازمحبت شما.کامیارباشید
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
استاد این شعر هم کوتاه بود؛ هم دل کش :) لذت بردیم از خوندنش
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام برمدیرمحترم:متشکرم ازحضوروتشویقتون.شادکام وسلامت باشید.
admincheh
admincheh
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
:) برای ولادت امام رضا انجمن شعر گروهی نمی ذارین ؟منتظریم ها :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام:ممنون ازشما.یک جلسه ای داریم تهران که شایدخبرش راشنیده باشید.بزرگترین شهرهمسرایی توسط۵۰ شاعرکه قراره۴شهریوردرکتاب گینس ثبت بشه منهم دعوتم وبایدشعرموبخونم.۱۲۰ بیت ازاشعارمنم هست.شاعرانی ازکشورهای مختلف هستند.برای همین وقت نشدکه شعرگروهی بزارم.انشاءا...درعیدقربان.زنده باشید
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
لذت بردم از شعر زیباتون...قلمتون مانا:))))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٠٢
٠
٠
سلام:لطف دارید.تشکرمیکنم.خدایارتان
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات