بدترین اتفاق جهان...

بدترین اتفاق جهان...

نویسنده : وبگردی

بعضی روزها همه چیز به هم می‌ریزد، دنیا رنگ می‌بازد، رنج‌ها جان می‌گیرند و تمام چشمه‌های زیر زمینی لبخند خشک می‌شوند.

همین روزهاست که همه چیز تغییر می‌کند، من به بدترین اتفاق‌هایی که ممکن است بر سرم خراب شود فکر می‌کنم .وقتی کیفم را زیر بغلم زده‌ام و از خیابان رد می‌شوم، به بزرگترین تصادف سال‌های اخیر فکر می‌کنم و خودم که احتمالا تا آخر عمر مجبورم روی ویلچر بنشینم! وقت ناهار به غذایی فکر می‌کنم که ممکن است در گلویم بپرد و خفه‌ام کند! بعد به تشییع جنازه‌ام فکر می‌کنم! و اگر در فکرهایم زنده بمانم به آینده هم می‌روم و تصور می‌کنم معتاد شده!ام، ترک تحصیل کرده‌ام یا در خانه مخروبه‌ای انتهای شهر زندگی می‌کنم! به از دست دادن آدم‌هایی که دوستشان دارم فکر می‌کنم! به نبودن عزیزترین‌شان یا به مریض شدن خانم جان، پا درد آقاجان، بدهی‌های بابا...

اما اتفاق‌های بدتری هم وجود دارد، شاید بدترین حادثه جهان، تنهایی باشد یا شاید جنگ یا سیل یا  زلزله ...

اما من فکر می‌کنم بدترین حادثه جهان ناامیدی ست، روزی که امیدها خاموش شوند جهان در تاریکی مطلق فرو خواهد رفت و همه راه را گم خواهند کرد و یا در دریا پیش از رسیدن به مقصد، غرق خواهند شد.

==============

منبع:

http://northeaster.blogfa.com/post/67

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Shadi_kh
Shadi_kh
٩٣/١٠/٠٧
٠
٠
زیبا و دوست داشتنی بود :) "تا وقتی که امید ناامید است/پایان شب سیه، بعید است! (مهدی فرج اللهی)"
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/٠٧
٠
٠
بدترین اتفاق جهان برای من اینه که دیگه ذهنم برای نوشتن من و یاری نکنه
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١٠/٠٧
٠
٠
امید واژه ای برای کلاه گذاشتن سر تقدیر است.تقدیر هم فقط کار خودشو میکنه شما فقط داری سر خودت کلاه میزاری با کلمه امید!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠٧
٠
٠
از لحاظ علم فیزیک شاید درست باشه، اما علم فلسفه ردش میکنه! کلاه گذاشتن نه! توجیه بگیم شاید بهتر باشه!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٠٧
٠
٠
سلام: درود وآفرین برشما.نومیدی تاریکی مطلق است که قدرت فکر و عمل را از انسان میگیرد.متشکرم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠٧
٠
٠
دست نوشته زیبایی بود...
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٠٧
٠
٠
زیبابوددددددددددددددددبه نظرمن زندگی فقط دریک کلمه معنی میشه اونم امیدددددددددد
s_m
s_m
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
دلنشین بود ، تشکر
Sahar_N
Sahar_N
٩٣/١٠/٠٨
٠
٠
امید خیلی چیزا رو عوض می کنه، به نظرم نقطه شروع خیلی از اتفاق ها، افکار ما هستن:)
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
اوهوم :)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات