نورٌ عَلی نوری / شعر

نورٌ عَلی نوری / شعر

نویسنده : ردپای قلم

ببخش نگاهت را، که می‌کند آرام

این قلب پُر درد را، سیّد علی آقام

خندیدنَت عشق است، وقتی که می‌خندی

آقا بخند آقا، لبخندتُ می‌خوام

شمعی و پروانه، از چه تو می‌رنجی!؟

از دست من شاید، از دست این کارام

اهلیِ تو کردم، این جان و این تن را

هر چی تو می‌خواهی! نه این‌که من می‌خوام

یک بار تو را دیدم، لرزه به پام افتاد

بغضم شکست انگار، ابری شدن چشمام

شوریده حالم چون، دیدم رخ ماهت

نورٌ عَلی نوری، خوب شد همه دردام

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
سلام...این شعر به گونم دیگه آخرین مطلبی باشه که اینجا گذاشتم...دوستان...خوبی یا بدی از من دیدید حلالم کنید...گهگاه سر میزنم..
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٠٦
١
٠
شعر خیلی قشنگی بود، ایشالا با شعرای جدید به ما سر بزنید
admin
admin
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
چقدر حیف. ما سخت منتظر شعرهای خوب شما هستیم
سعید نایب
سعید نایب
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
دوست عزیز "ردپای قلم". تشکر ویژه از جنابعالی بابت این شعر بسیار قشنگ. در امان خدا.
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
من زیاد نمی شناسمشون مثل امام خمینی !
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
خیلی بده آدم رهبران کشورشو نشناسه ها!!حتمأ برید بشناسینشون!
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/٠٦
٠
٠
:-)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
چه جالب؛ واسه رهبر شعر گفتید....
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٧
٠
٠
شعر جالب و قشنگی بود. متشکرم از شما و شاعر این شعر
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١٠/٠٨
٠
٠
چه قشنگ:)خداحفظشون کنه^_^
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/١٠/١٣
٠
٠
دیدارشون به آدم زنذگی میده...:)قشنگ بود
حلما
حلما
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
خندیدنت عشق است وقتی که میخندی... بسیار زیبا.انسان های شریف و بزرگواری ک ولایی ان مثل شما سایت کم داره جناب امبدوارم از تصمیم تون صرف نظر کنید حضور امثال شماها مهمه تو بعضی عرصه ها...سربلند باشید.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
سلام..ممنون...شما دارید اغراق می کنید...باشه..ی روزی برمی گردم...شما هم کاربر خیلی خوبی بودید و هستید...دعامون کنید...یا علی (ع)...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
ضمن عرض سلام و ادب : باید خدمت باسعادتتون بگم ، تولدتون مبارک :)
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات