همه چشم‌ها به سوی توست، نمی‌دونم چرا گریون

ولی فهمیدم این رو که، یه جای خوب شدم مهمون

یه جورایی پر از فرق زمین و آسمون این جا

نمی‌شه حسی که داری، بگی یا که کنی پنهون

خدا رو می‌شه این جا دید، توی این صحن و این بارگاه

از این‌که دعوتم کردی بشم زائر آقا ممنون

داره پر می‌کشه این دل، نمی‌مونه توو این سینه

می‌خواد که ضامنش باشی، به درد اون بدی پایون

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٢٣
١
٠
:)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/٢٧
٠
٠
سلام و لبخند...
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٧/٢٤
١
٠
بسیار زیباست پاینده باشید
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/٢٧
٠
٠
سلام...سلامت باشید...ممنون...
پربازدیدتریـــن ها
من هیچوقت نفهمیدم

مشکل دقیقا چیست؟

٩٦/١١/٢٣
شعری سروده خودم

روی مرز هالیوود

٩٦/١١/٢٣
پا به ویرانی دلم می‌گذارد

چشم هایش

٩٦/١١/٢٥
التماس تفکر

«و» مثل ولنتاین

٩٦/١١/٢٦
صندوقچه افکارم

می نوشتیم آن زمانی که نوشتن مد نبود

٩٦/١١/٢٦
آرامش و لبخند

از پری تا پری

٩٦/١١/٢٣
تقدس حجاب

محتاج نگاهیم بانو

٩٦/١١/٢٦
500 تومان به او بدهید

گدای محتاج تر

٩٦/١١/٢٤
از دانشگاه رفتن و نگاه دیگران

يك ترم بعد

٩٦/١١/٢٣
سکوت می کنم

هر چه بادا باد

٩٦/١١/٢٤
زندگی کوتاه است

سی سالگی

٩٦/١١/٢٥
چطور می توانید چیزی ننویسید؟

جادوی نوشتن

٩٦/١١/٢٤
من غلام قدیس ولنتاینم

ولم تایم، روز عشاق

٩٦/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جویای محبت

٩٦/١١/٢٩
به‌سوی بهشت

در جمعیت

٩٦/١١/٢٥
صدای پای نم نم اش

بارونم

٩٦/١١/٢٨
شعری سروده خودم

تو قصد کشتنم را کرده ای

٩٦/١١/٢٨
خدایی که در این نزدیکی‌ست

طریق عاشقان

٩٦/١١/٢٨
فیلم بین حرفه ای شوید

مختصر نگاهی بر فرم و محتوا

٩٦/١١/٢٨
بس کنید!

بازی با عشق

٩٦/١١/٢٩