همه چشم‌ها به سوی توست، نمی‌دونم چرا گریون

ولی فهمیدم این رو که، یه جای خوب شدم مهمون

یه جورایی پر از فرق زمین و آسمون این جا

نمی‌شه حسی که داری، بگی یا که کنی پنهون

خدا رو می‌شه این جا دید، توی این صحن و این بارگاه

از این‌که دعوتم کردی بشم زائر آقا ممنون

داره پر می‌کشه این دل، نمی‌مونه توو این سینه

می‌خواد که ضامنش باشی، به درد اون بدی پایون

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
elnazi
elnazi
٩٤/٠٧/٢٣
١
٠
:)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/٢٧
٠
٠
سلام و لبخند...
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٧/٢٤
١
٠
بسیار زیباست پاینده باشید
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٧/٢٧
٠
٠
سلام...سلامت باشید...ممنون...
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

فاعلی که همیشه مفعول است!

٩٦/٠٩/١٤
فرزندت را قورت بده تا قورتیده نشود

چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم؟

٩٦/٠٩/١٥
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
این سبک را زنده نگه داریم!

مکاتبه پشت صندلی

٩٦/٠٩/١٤
به مناسبت روز جهانی معلولین

به زندگی متفاوت نکاه کن

٩٦/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

می خواستم با عشق دنیایی بسازم

٩٦/٠٩/١٣
آرامش کنار تو

زندگی باغ تماشای خداست!

٩٦/٠٩/١٣
دوست دارم زندگی رو

تعریفی از خوشبختی

٩٦/٠٩/١٥
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
خاموشی همه جا را در بر می گیرد

شهر خاموش

٩٦/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

فخر عالم

٩٦/٠٩/١٥
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
تبلیغات