ح حریفِ این دل نمی‌شم که عاشقته همیشه

خدا می‌دونه غروبِ جمعه دلِ من چی می شه

م منتظرم تا تو بیای بهار بشه خزونِ دل

تا تو بیای تموم بشه خستگی و جنونِ دل

ی یار ِهمیشگیم بیا بد جوری دلتنگت شدم

غروبِ جمعه شده و دوباره قهرم با خودم

د دنبال تو توو قلبای پاک و بدونِ نقطه‌ام

تو قلبایِ خسته‌ای که تو دنیا نیستن خیلی کم

ص صبر می‌کنم تا که بیای اگه که از غم نمیرم

دارم با قطره‌های اشک غصه رو از دل می‌شورم

ا ازم نمی‌مونه چیزی وقتی بهت فکر می‌کنم

با حسِ دوست داشتن تو دل از همه چی می‌کَنم

د دنیا بدون تو آقا جهنّمه پر از غمه

فقط به این دلم خوشِ که دستِ تو رو سَرمه

ق قسمت بشه اگه بیای فرشِ زیر پات می‌کنم

این قلبِ ناقابلمُ ای آقایِ مهربونم 

ی یارِ همیشگیم بیا صبر و قرارِ من کَمه

حریف ِ این دل نمی‌شم که می‌تَپه تو سینمه

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سلام؛ خیلی هم عالی و خوب و لذت بخش! این سبک سرودن شما هم در نوع خودش بسیار جالبه. سپاس :-)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
سلام...بسسیار ممنون...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
خواهش می کنم؛ موفق باشید!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
سلام:قلبتون سرشارازعشق وایمان باد.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
سلام...آرزوی سلامتی برای شما ...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
سلام زنده باشید
meshkat
meshkat
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
توو قلبای پاک و بدون نقطه... جالب توجه بود. راستی مصراع های فرد اسم خودتون رو میسازه؟
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
من دقت کردم نمی شد
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
سلام...نخیر...حمید صادقی...یکیاز دوستان...ممنون...شعر تون هنوز تموم نشده...خیلی سخت شده...
مشکات
مشکات
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
من راضی نیستم اذیت شین ها، همین که لطف کردین خیلی ممنونم.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
نه...گفتم...باید کامل شه...
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٦/٢٦
٠
٠
مثل همیشه یک شعر تولیدی خوب :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
سلام...برادر...شما لطف دارید...موفق باشید...
f_bi3daa
f_bi3daa
٩٤/٠٦/٢٧
٠
٠
سلآم ؛ قشنگ بود :,)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
سلام..ممنون...لطفتون رو می رسونه...
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
دلچسب و صمیمی :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٦/٢٨
٠
٠
سلام...ممنون...لطف کردید...
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
تبلیغات
تبلیغات