می‌دونم تو تکیه گاهی / ترانه

می‌دونم تو تکیه گاهی / ترانه

نویسنده : ردپای قلم

خسته می‌شم اگه گاهی می‌دونم تو تکیه گاهی

من اگه خونه به دوشم می‌دونم تو جون پناهی

اگه لطف تو نبود و شب و روز از هم نمی‌رفت

می‌شدم مثل یه سایه یا می‌موندم تو سیاهی

موج درد و غم و غصه رو سرم اگه بباره

می‌دونم که یکی هست که اون بالا هوامو داره

نه نمی‌گم به تو هرگز که چرا اینجوری میشه

اگه قسمت من اینه می‌دونم حکمتی داره

هوا دادی، نفس دادی، یک زمین توش پره نعمت

از گناه نفس گذشتی به دلم دادی تو فرصت

اگه چشمام ابری می‌شه می‌دونم بارون عشقه

که می‌باره رو دل من بدون ذره‌ای منت

یا علی می‌گم و میرم از میون آب و آتیش

با همین ذکر مقدس کار ندارم من به باقیش

 =================

تقدیم به دوستداران ولایت

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
F-jafari
F-jafari
٩٤/٠٣/٢١
١
٠
اگه چشمام ابری می‌شه می‌دونم بارون عشقه ...عـــــــــالـــــــــی مچکر.
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
سلام...ممنون از نظر و توجهتون...
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٢
١
٠
مرسی از این ترانه خوش ریتم و بی نقص :)....
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
سلام...شما همواره لطف دارید...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٣/٢٢
٢
٠
سلام ودرودبرشما:امیرالمؤمنین پناهتان باد.ممنونم
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
سلام...بسیارممنون...ازلطف شما...
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
سلام:شادمان باشید
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٢
١
٠
ترانه ی قشنگ و گوش نوازی بود سپاس:)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
سلام...ممنون...و سپاس...
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
سلام و ممنون...خدمت دوست و برادر بزرگوار...
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٣
١
٠
پرفکت بووووووووووووود=)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
خ ام ن ه ا ی..... خیلـــــــــــــی هم شیک وقشنگ...دست شما مرسی.....قلمتون مستدآم....اوقاتتون خوش (^_^)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
سلام...بسیارممنون...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات