تازگی‌ها یک جوری شدم. البته راستش را بگویم خیلی وقت است یک جوری شدم! سرگردان این و آن. فرصت فکر کردن به خودم را هم پیدا نمی‌کنم. نمی‌دانم چرا؟! آخر کار خاصی هم نمی‌کنم که؛ فقط می‌نشینم اخمالود به همه چیز و هیچ هیچ فکر می‌کنم. مثل الان که قلم ذهنم را نتراشیده برداشتم و دارم صفحه ووردم را سیاه می‌کنم، مطمئنم آخر کاری همه‌تان پیام می گذارید که این چی بود که گذاشتی؟!

به هرحال گفتم فرصتی پیدا شود کمی دوست‌های خوبم را سرکار بگذارم و جیم بزنم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٢/٢١
٢
٠
دلم میخاست یک نفر بود که میتوانستم با از همه چیز همانطور حرف بزنم که با خودم حرف میزنم...
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
اون یک نفر خداست...وزبان گفتنش هم دعاست...
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/٢١
١
٠
می فهمم ...
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
سلام...ممنون...
Cold
Cold
٩٤/٠٢/٢١
٢
٠
فکر به همه چیز و هیچ چیز .....
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
آره دیگه ...به همه چی فکر می کنیم ولی چیز هایی که هیچ هستند و در سرنوشت نهاییمون هیچ ارزش و جایگاهی ندارند...
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/٢١
١
٠
فکر کنم حال و هوای ما شبیه به هم است
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
سلام...جداً؟خیلی خوبه...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٢١
١
٠
این هم یه جور پریشان گویی نوشتاری هستش... می تونستید کمی بیشتر کنکاش کنید حفره های ذهنی تون رو ... :-)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
سلام...ممنون...
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٢/٢١
١
٠
:)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
ممنون...از لبخندتان..
m_s
m_s
٩٤/٠٢/٢١
١
٠
گاهی برای هیچ،یک جایی می رسدکه اآدم دست به خودکشی میزند.نه اینکه تیغ برداردورگش رابزند....شایدقیداحساسش رابزند!گاهی فقط برای هیچ!!!!!!!!!!!
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
سلام...آری...باید به اصل ها فکر کرد...
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٢/٢٢
١
٠
سلام...آری...باید به اصل ها فکر کرد...
m_s
m_s
٩٤/٠٢/٢٢
١
٠
دنیابرای اصل بودن چیزبدی نیست......گاهی فقط چیزکمی است!
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
منظورم اصول و ارزش هاست...
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
سکوتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
m_s
m_s
٩٤/٠٢/٢٢
٠
٠
آره موافقم....کاش یادمیگرفتیم واسه قشنگترشدن آینده ارزشهاروتولحظه هامون جمع کنیم.
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٠٣
٠
٠
بعضی روزا که تو لکی/غصه می خوری الکی/نمی دونی برای چی/حتی نمی دونی برای کی ..... هممون همینجورییم....به قول مهدی عسگری باید دلامونو تازه کنیم :))
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات