خلوت شفافش کدر شده بود

خلوت شفافش کدر شده بود

نویسنده : yekta_b

خودش را انداخته بود در بطن حادثه یا حادثه افتاده بود در بطن زندگی‌اش، نمی‌دانم. انگار سیاه چشمانش خوابی را گم کرده بود و نبض زندگی‌اش به شماره افتاده بود. این را می‌شد از نگاه برهنه‌ی مُرددش فهمید که در بهت یک رویا کم سو شده بود.

چه فرقی می‌کند چند شنبه‌ی کدام سال و ماه بود؟! تو فکر کن یکی از همین روزهای مثل هر روز مَحرمش شده بود، چه می‌دانم با چند سکه تمام بهار آزادی و چند شاخه گل رز قرمز و فلان و بهمان؟! اصلاً چه فرقی می‌کند؟! کدام احمقی می‌آید روی تخت پزشک قانونی بپرسد چند سکه مهر داشته که حالا سر از این‌جا درآورده آن هم برای اثبات تَرَک‌ها و شکستگی‌های جسم و روحش؟!

بدون رخداد هیچ معجزه‌ای، بی‌مهری پسری که آویزان مهریه هم شده بود، انداخته بودش زندان، چند و چونش بماند، همان که یک روزی برای اولین و آخرین بار در آن کت و شلور بژ براق در قد و قواره‌ای کوتاه و ریز نقش دیدمش و حالا لابد لباس راه راه زندانی‌ها را بهش پوشانده‌اند، اصلاً چه فرقی می‌کند؟!

خانم همسایه می‌گفت قاضی دادگاه تا فهمیده در همین هفت، هشت ماه عقد، یک بار دست دخترش شکسته و بار دیگر بینی‌اش، بدون هیچ پا در میانی امضاها را تند تند انجام داده و کار افتاده روی روال اداری‌اش. خانم همسایه می‌گفت همه‌اش تقصیر این خانه است، از وقتی آمده‌اند این‌جا پشت سر هم بد آورده‌اند، می‌گفت بد یُمن بوده برای‌شان، می‌گفت خانه را گذاشته برای فروش! می‌گفت همه‌اش تقصیر این خانه بوده، همه‌اش ...

حالا من می‌مانم و این یک دیوار فاصله که دست بر قضا از کوتاه‌ترین دیوارها محسوب می‌شود !

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٢/١٧
٠
٠
زیبا نگارش شده بود:) و البته که چه تجربه ی تلخی هست این جور ماجراها .خط اول پاراگراف سوم کمی ابهام داشت ..ممنون خانم یکتا :)
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
ممنون از نگاه شما دوست عزیز ، لطف کردین :) / بدون رخداد هیچ معجزه‌ای، بی‌مهری پسری که آویزان مهریه هم شده بود، انداخته بودش زندان : اون آقا پسر متاسفانه دست بزن داشت و خانومش هم ازشون شکایت میکنه و هم مهریه ش رو میذاره اجرا و اینجوری میشه که اون آقا میرن زندان !!! منظورم این بود ...
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٢/١٧
٠
٠
خوب بود :) اميدوارم ديوار كوتاهتون بلندتر بشه :)
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
از شما ممنونم که وقت گذاشتین جناب :) به دیواره مگه ؟! ؛)
Cold
Cold
٩٤/٠٢/١٧
٠
٠
واقعا تجربه تلخیه برای هرکسی....متنتون هم تلخیش رو منتقل میکرد...خیلی خوب بود...خسته نیاشید :)
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
تلخ تلخ ... حتی توصیفش ... / لطف دارین :)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٢/١٧
٠
٠
مفید کوتاه زیبا تلخ و دیگر هیچ....
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
بزرگوارید ...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٢/١٨
٠
٠
سلام؛ به موضوعی پرداختید که به جرأت می توان گفت در عین اینکه کلیشه ست (نه اینکه منظور موضوعِ متن شما باشه، منظور ذاتِ موضوعه) اما هیچ وقت هم جذابیت خاص خودش را از دست نداده و هم چنان ادامه دارد. از آن دست موضوعاتیست که در جوابش باید گفت: «این رشته/قصه سر دراز دارد». در هر صورت پرداخت به یک موضوع عامیانه و اجتماعی، خاصیتِ نابِ نوشته های شماست. از نقاط قوت کار شما، چینش واژگان به زیبایی در کنار یکدیگر است تا برسونید مفهوم مطلب رو. چرخش های راوی در متن و همچنین عدم استفاده از بعضی علائم نگارشی حتی موجب شده که از همان پاراگراف سوم که دوستمون هم اشاره داشتند، مقداری ابهام به وجود بیاد، اما به خوبی مفهوم کلمات منتقل میشن و مثل اینکه خودتون هم متوجه بشید در خط دوم پاراگراف، به حالت اولیه باز می گردید. در یک کلام انتخاب سوژه ای که قدیمی نمی شود و ضمنا عامه پسند و اجتماعی ست در کنار پرداخت و چینش کلمات شما، متن زیبایی را تحویل منِ مخاطب داده. ممنون.
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
درود . سپاس از دقت شما بزرگوار :) قبول دارم علائم نگارشی میتونست خیلی بهتر باشه ولی چرخش راوی رو من متوجه نشدم کجاست ؟!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/١٨
٠
٠
باز هم داستان این انتخاب های اشتباه ... ازدواج های از روی هیجانات عشقی قبل از بلوغ عاطفی و عقلی ... و آخر بازی
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
تکرارش باعث نشده تلخیش بره ، متاسفانه ... / ممنون که خوندین :)
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
نمیدونم چی بگم ولی امیدوارم روزی بیاد که دیگه این اشتباهات تو هیج کجا رخ نده
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
خیلی آرامان گرایانه ست ولی منم امیدوارم بانو :)
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
من فقط سکوت میکنممممممممممممممم چون تک تک دیوارهای پزشک قانونی باخون دل احساس کردممممممممممممم چون هرکس بهم میرسیدمیگفت خونه بدبوده چون هرکس بهم میرسیدمیگفت توخونتون دعاریختنننننننننننننننن ولی هیچکس نگفتتتتتتتتتتتتتتتت چراهمه بهم جواب دادنننننننننننننننننننننننن هیچ کس نزاشت بگم غرور داغون کردزندگیمو هیچ کس نزاشت بگم وقتی مردی به جای زندگی توسن خودش بخواد بیست سال بزرگتر زندگی کنه چی میشهههههههههههههه هیچ کس نزاشت بگممممممم وقتی کتکاشم حس میکردم دوسش داشتممممممممممممممممم ولی نه به دیگه من یک انسان نبودم یک موجود زنده بودم همین بی احساسسسسسسسسسسسسسسس امیدوارم کسی این حس منو نکشههههههههههههه
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
:( من متاسفم اگه این متن شما رو رنجوند بانو ...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
بانو غم سنگینی با خودتون داری.....
bano iran zamin
bano iran zamin
٩٤/٠٢/٢٠
٠
٠
خوشحالم که گذشت وتموم شدددددددددددددددددد
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
یه یادداشت کامل با فضایی انتزاعی و مونولوگ های تودرتویِ خوش آهنگ. استارت فوق العاده ای هم داشتید و کلماتِ پاراگراف اولتون کاملا مواج و ریتمیک بودند... موفق باشید :-)
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٢/٢٤
٠
٠
ممنونم جناب شمشیری بزرگوار، خوشحالم که اینطور بوده. یادتونه گفتم به دو تا یادداشت قدیمی ـم خوش بینم؟ ؛)
n_babaeinia
n_babaeinia
٩٤/٠٢/١٩
٠
٠
قشنگ بود
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٢/٢٤
٠
٠
ممنون که وقت گذاشتین :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
پرسپولیس بزرگ تر از همه نام هاست

پرسپولیس کبیر

٩٦/٠٣/٢٩
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات