فریادهای کودک درون‌تان را جدی بگیرید

فریادهای کودک درون‌تان را جدی بگیرید

نویسنده : خورشید

حسابی خسته‌ام. سر چهار راه ماشین را نگه می‌دارم تا از همان مغازه همیشگی قهوه و شکلات تلخ بخرم برای دوپینگ‌های شبانه یک نویسنده بودن.

روزهایی که سرم خلوت باشد می‌ایستم روبروی مغازه کناری و محو لوازم التحریرها می‌شوم. گاهی از سر نیاز، گاهی برای تکمیل کلکسیون پاک کن‌های رنگی‌ام و گاهی از سر شوق کودکانه‌ای که هنوز درونم زنده است خرید می‌کنم.

دیروز هم سرم شلوغ بود و هم به شدت خسته و کلافه بودم .بعد از خرید قهوه و شکلات تلخ دم در مغازه موبایلم زنگ زد. در حال مکالمه بودم که کاغذهای رنگی مدام به کودک درونم چشمک می‌زدند. مکالمه‌ام که تمام شد بی توجه به فریادهای کودک درونم راهم را به سمت ماشین کشیدم . اما کودک درونم دست‌بردار نبود، به سرش زده بود بادبادک درست کند.

چند قدمی بیشتر به ماشین نمانده بودم، آنقدر بی‌قراری کرد تا مجبور شدم برگردم و با کاغذهای رنگی و چسب‌های نواری رنگی از مغازه بیرون بیایم. مسیر مغازه تا خانه پا به پای کودک درونم چند باری بادبادک را ساختم و به آسمان‌ها فرستادم.

خانه که رسیدم از سرق شوق لباس‌هایم را روی کاناپه پرت کردم و نشستم بادبادک را درست کردم. کارم که تمام شد هیچ خبری از خستگی یک روز پرکار و اعصاب خرد کن نبود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ساده
ساده
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
کودک درون من که چیپس و پفک و نوشابه میخاد ولی بیشتر اوقات میزنم تو گوشش
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
عه چرا؟ گناه داره! بچه زدن نداره که :))
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
از بس تنقلات دادی سطح توقع ش بالا رفته ...یه مدت بهش فقط میوه بده ..خخ
ساده
ساده
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
میوه که گرون تره خخخ
خورشید
خورشید
٩٥/٠٧/٢٥
٠
٠
عجب کودک درونی و عجب تغذیه ناسالمی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
منم یه بار پارچه و نمد خریدم برا خودم کیف درست کردم. خیلی خوش گذشت... البته این کودکانه نیست ولی حس زنانه م بود که خیلی وقت بود کاری نکرده بود...
خورشید
خورشید
٩٥/٠٧/٢٥
٠
٠
یه چنین حس هایی رو دوست دارم . تجربه های ناب و اولین همیشه برام پر از انرژی هستن .
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/١١
٠
٠
عالی بود:دی منم کودک درونمو میزارم با بچه ها باشه و هر کاری بچه ها خواستن انجام بدن اونم بکنه
خورشید
خورشید
٩٥/٠٧/٢٥
٠
٠
بودن با بچه ها که اصلا روح کودک درون من و جلا میده
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٧/١٢
٠
٠
قشنگ توی قالب متن اوردید...واقعا نمیشه از کنار بعضی نیاز ها گذشت ..وسط همه ی مشغله ها ..دردسر ها ..چهار چوب ها ..قاعده ها ..باید ها ..نباید ..هر از گاهی کودکانه گی ارامش عمیقی میده به ذهن و وجود ...
خورشید
خورشید
٩٥/٠٧/٢٥
٠
٠
ممنون از شما که وقت گذاشتید بله دقیقا همین طوره
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات