نگاهی به فیلم بیگانه

نگاهی به فیلم بیگانه

نویسنده : sjalal

بیگانه داستان یک معلم نقاشی است که به بهانه دیدن خواهر ناتنی‌اش به خانه او می‌رود و ناخواسته درگیر اتفاقاتی می‌شود. باز هم با همان شخصیت‌ها، همان مولفه‌ها و همان روایت داستان آثار قبلی توکلی مواجه هستیم. که البته این نکته هم می‌تواند مولفه مثبت محسوب شود و هم منفی. بازی پانته آ بهرام جزو نقاط قوت فیلم محسوب می‌شود اما درباره نقش آفرینی امیر جعفری شاید بتوان عبارت تصنعی را به کار برد. چرا که نه به لحاظ چهره و نه به لحاظ دیالوگ شباهتی با مارلون براندو (شخصیت معادل در اثر اصلی) ندارد.

خوشبختانه توکلی توانسته انطباق پذیری مناسبی انجام دهد هر چند بخش‌هایی از اثر اصلی با فرهنگ ایرانی در تضاد است. توکلی در سه اثر آخرش روند یکنواختی را طی کرده و بیش از آن‌که حس نمایشنامه‌های تنسی ویلیامز به مخاطب القا شود، حس آثار قبلی توکلی در او ایجاد می‌شود. شاید به خاطر فلسفی و دشوار بودن آثار توکلی عده‌ای آن‌ها را دوست داشته باشند و عده‌ای نه. بیگانه اقتباسی است از نمایشنامه اتوبوسی به نام هوس نوشته تنسی ویلیامز.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/١٣
١
٠
کلافیلمهایییییییییی که به تقلیدازاثاردیگه تهیه شده باشدودوستتتتتتت ندارممممممممممممم
علیرضا
علیرضا
٩٣/١٠/١٣
١
٠
من از بازی امیر جعفری همیشه خوشم میمده. امیدوارم بتونم این فیلم رو ببینم :) ممنونم بابت معرفی
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/١٤
٠
٠
تشکر بابت معرفی.تنسی ویلیامز آثارش قشنگن. باید ببینیم توکلی چه کرده
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/١٤
٠
٠
سلام: باید فیلم را ببینم و نظر بدم.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨