آغوش تو پناهم / شعر

آغوش تو پناهم / شعر

نویسنده : ردپای قلم

رد و بدل می‌کنی

یه دنیا عشق با نگات

به سوی چشمای من

جونمو می‌دم برات

وقتشه که بگم تو

دار و نداره منی

خدا نیاره اون روز

که تو بخوای بشکنی

شکسته میشه قلبت

از بی وفایی من

تو که اونقد بزرگی

موندی هنوز پای من

نذر و دعاهای توست

که منو راه می‌بره

خدا بخاطر توست

که نازمو می‌خره

مادر مثل ماهم

آغوش تو پناهم

هنوز یه بچه هستم

سر تا پا اشتباهم

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٢/٠٩
٠
٠
چقد خوب بود :) ممنون :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
سلام..ممنون از حضور و ابراز محبتتون...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٠٩
٠
٠
ساده نوشتید و خیلی ساده هم میشینه روی قلبمون... مرسی :-)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
سلام...شما روح پاک و صاف و ساده ای دارید...ممنون...
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠٢/١٠
٠
٠
ساده و صمیمی :)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٢/١٣
٠
٠
سلام...لطف دارید به بنده...ممنونم از حضوزتون...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات