وجودم در وجود تو خلاصه شده است

با تو زنده می‌شوم و بی تو می‌ميرم

نفسم در نفس تو جان گرفته است

هوای زندگی در تو خلاصه می‌شود

ای رهگذر كوچه‌های غربت، چشمان من در گام‌های تو گم شده است

نگاه من در چشمان تو خلاصه می‌شود

عشق از نگاه من و تو جان گرفته است

سرا پايم در نگاه مستانه تو محو می‌شود

طلوع تو، آغاز زندگی من است

بی تو اكنون، جان من به لب رسيده است

قلبم با طنين قلب تو، تپيدن گرفته است

جانم با حضور قلب تو، در انتهای جاده به تصوير می‌رسد

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Samira
Samira
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
الان این شعر بود ؟؟؟
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
الکی مثلا بعلههههههههههههههههه ........... :) مرسی از حضورتون :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
دلنوشت قشنگی بود... به دلم نشست..:-)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
مرسی آقای شمشیری ... این دلنوشت بخشی از اولین رمان من بود که در سال 85 نوشتم. ممنون از حضورتون :)
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
وجود بعضی کلمات داخلی مثل کوچه، زندگی، گام‌، محو، غربت، یه حال خوبی داشت :دی مرسی
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
ممنون از شما دکتر متنی.... خوشحالم که ارتباط برقرار کردید. قابلی هم نداشت :)
d_toktam
d_toktam
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
تصویرش جلو چشام حاضرشد:)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
ممنون از حضور شما. خوشحالم که ارتباط برقرار کردید باهاش :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
شعر که نبود. درسته؟ اما یک متن ادبی خوب بود و حتی اگه بیشتر روی ظرایف و بندها کارمی کردید قابلیت تبدیل شدن به شعر رو هم داشت. ممنون از شما :)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
در پاسخ به کامنت آقای شمشیری گفتم بخشی از اولین رمانم بود که سال 85 نوشتم .مرسی از حضور شما :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
رمان؟ جدا آفرین! :) اسمش چی بود؟ باید تم متفاوتی داشته باشه پس! چون من واقعا نتونستم حدس بزنم که بخشی از یک رمان بوده! خیلیم عالی :)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٢/٢٩
٠
٠
مرسی عزیزم. تو به من لطف داری ... اسمش مستانه بود :)) خوشحالم که خوشت اومد :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٢/٢٧
٠
٠
به نظرم یک عاشقانه ی ساده و زیبا بود. ممنون
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
خوشحالم که ارتباط برقرار کردید . مرسی از حضورتون :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
این که خلاصه بود .... بی صبرانه منتظرم شمارو کامل بخونم
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
بعله... منتظر بمانید.... مرسی از حضور شما :)
پربازدیدتریـــن ها
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
قرارمان فردا شب...

پشت سکوت تب دار ماه

٩٦/٠٣/٠٦
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
شعری سروده خودم

بانوی پهلوی

٩٦/٠٣/٠٦
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
بی هیچ تفسیری

رمضان یعنی رمضان!

٩٦/٠٣/٠٦
نوشته های خود خود من

به اسم صادق هدایت!

٩٦/٠٣/٠٦
دنبال تو می گردم

امیدوارترین عاشق این حوالی

٩٦/٠٣/٠٤
آن ها سالم اند یا ما؟

خودمان باشیم

٩٦/٠٣/٠٧
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
تبلیغات
تبلیغات