رفتي، رفتي و حتي پشت سرت را نگاه نكردي تا ببيني التماس چشم‌هايم را، بغض نگاهم را و تمناي دستانم را.

رفتي، رفتي و حالا نيستي تا ببيني روزها و شب‌هاي سياهم را، گل‌هاي سرخ پژمرده باغچه را، سكوت تلخ خانه را و اشك‌هاي سرد پنجره را.

رفتي، رفتي و حالا نيستي تا ببيني قلب سرد و خزان زده‌ام را، باران چشمان بهت زده‌ام را و خلوت شبانه‌ام را...

حالا آمده اي، آمده‌اي تا چه ببيني؟! جسم و جان سردم را؟!

سال‌هاست كه با ماه و ستاره و آسمان هم خانه شده‌ام. ديگر در زمين نمي‌جويمت، در آسمان پي تو مي‌گردم. بين اين همه ستاره، در اين سقف نيلي، تو را رصد می‌كنم. حالا ديگر ستاره‌ها هم به عشق من حسادت مي‌كنند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
^_______________^
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
:))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
بازی با تکرار کلماتِ "رفتی" و "امده ای" خیلی خیلی خوب در اومده در این یادداشت، کاش سطر آخر رو هم با چیزی شبیه به همونها تموم میکردید... البته که کلیت کار، خیلی خوب شده و واقعا به دلم نشست. منتظر یادداشت بعدی شما هستم..:-))
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
آخ ...... آخ ........ آقای شمشیری .......... خط آخر این یادداشت ، یک یادداشت خیییییلی ........ کوتاه جداگانه س که حالا نمیدونم من اشتباهی ب هم متصل کردم و send کردم یا.......... جیم اشتباها ب همدیگه متصلش کرده .......... در هر صورت معذرتتتتتتتتتتتتتتتتتتت....... مرسی از نگاهتون....... :)
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
منم منتظر نقدهای واقعا کار آمد بعدی شما هستم .....نقد هاتون برای من واقعا کمک کننده هستن . بسیار سپاسگزاریممممممممممممم :))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
خواهش میکنم... پیشششش میاد دیگه! :-)) منتظرم، این زیبا نوشتن ها رو ادامه بدید... :-))
Delaram
Delaram
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
حالا دیگر ستاره ها هم ... :-)
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
:)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
translator
translator
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
بسی زیبا بود. تشکر
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
مرسی از کلیک - حضورت و از نگاهت. سپاسگزاریممممممممممممممممم.............. :))
mina_h
mina_h
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
هعییییییییی:(
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٢٤
٠
٠
:)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
بسیااار زیبا بود.ممنون
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
مرسی عزیزم از نگاهت... چشات زیبا میبینه سپاسگزاریم :)
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
عالی بود (:
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
مرسی از کلییک- حضورتون :)
s_sali
s_sali
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
ولی حالا چرا... خیلی زیبا بود. ممنون
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
بهله... به قول شاعر : آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا/ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا /نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی/ سنگدل ، این زودتر می خواستی حالا چرا.... مرسی از شما :)
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
سلام؛ همیشه اینجور نوشته ها را دوست داشتم. چینش واژه های زیبا در کنار همدیگر. التماس چشم، بغض نگاه و تمنای دست. به نظرم پایان بندی شما فوق العاده بود، اما " حالا ديگر ستاره‌ها هم به عشق من حسادت مي‌كنند." را با " حالا آمده اي، آمده‌اي تا چه ببيني؟! جسم و جان سردم را؟!" درک نکردم. نوشتۀ شما بسیار عالی و نشان از قلم خوب شما داره. برای شما سالی بابرکت، همراه با نوشته های زیبا و خواندنی آرزومندم.
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
بسیار از شما سپاسگزارم آقای میرزا . خوش آمدید به یادداشتهای من بعد از مدتها. بله شما درست میگید به آقای شمشیری هم گفتم خط آخر یادداشتی جداگانه و خیلیییییییییییییییی کوتاه بود که اینجانب موقع ارسال سوتی داده و با هم ارسال کردم . من هم برای شما سالی نیکو و سرشار از آرامش آرزو میکنم . پایدار باشید. :)
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
ببخشید سلام ؛)
میرزا
میرزا
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
خواهش می کنم. تا آنجا که وقت اجازه بده حتما یادداشت های همه رو می خونم و شما هم منو عفو کنید. امیدوارم در تمام مراحل زندگیتون موفق و موید باشید!
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٢٥
٠
٠
شرمنده نفرمایید اختیار دارین .به همچنین
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
سلام:قلمتان ماندگاروجانتان سلامت باد.جالب بود
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
سلام استاد گرامی خوش آمدید. ممنون .سالی سرشار از آرامش و سلامتی براتون آرزو میکنم. مرسی از کلیک - حضورتون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/٢٦
٠
٠
سلام زنده باشید.عیدتان مبارک
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
هیــــــــــــــع...بله... شاعر میگه : تو این چند روزه که رفتی همش حرف میزنم باتو/ جلوی آیینه وامیستم خودم میدم جواباتو / شبیه خوبی هات میشم به جات میگم دوستت دارم/ با چشمای تو میخوابم، خودم تا صبح بیدارم ... شیک نوشتین...قلمتآن مستدآم (^_^)
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/٢٧
٠
٠
مرسی از شعر خیلی خوشگلت و از کلیک- حضورت دنیادیده جان :))
s_bayat
s_bayat
٩٤/٠١/٢٩
٠
٠
:)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠١/٣١
٠
٠
:))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤