كاش كنارم بودی...

كاش كنارم بودی...

نویسنده : f_yazdi

كاش كنارم بودی و بار ديگر دستان گرمت را در ميان دستان سردم می‌فشردی و گرمای وجودت را نثار تن خسته‌ام می‌كردی و با نفس گرمت روح زندگی را در من می‌دميدی.

كاش، امشب هم مثل گذشته با هم مهتاب را به تماشا می‌نشستيم، اما نه، صورت مهتابی تو كه باشد، ماه كامل آسمان را می‌خواهم چه كار؟

كاش كنارم بودی و خودم را در انعكاس نگاهت می‌ديدم.

كاش كنارم بودی تا در چشمان دريايي‌ات غرق می‌شدم و تو ناجي من می‌شدی.

كاش... كاش... می‌آمدی تا به احترام آمدنت خانه قلبم را از غبار دوريت پاك می‌كردم.

پس بيا و ببين با هر قدمی كه برداری، ستاره‌های آسمان لاجوردی را در زمين خاكی و خاكستری می‌بينی! آری... ستاره‌ها را از خدا قرض گرفته‌ام تا سنگ فرش قدم‌هايت كنم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/١٤
١
٠
حرفهای قشنگی زدید... یه کوچولو احتیاج به روتوش داره ولی در کل خوشم اومد.. :-)) (اگر علاقمند باشید جزئی تر توضیح میدم)
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/١٤
٠
١
ممنون از کلیک-حضورتون :) چرا که نه . خوشحال میشم. میدونید آقای شمشیری تمام یادداشتهایی که برای جیم فرستادم ، به قول خودم محصول آن ِ من هستن.منظورم اینه که براشون اصلا وقت نگذاشتم. کاملا احساسین اکثرشون . و البته اکثرشون برای سالها پیشن . من جمله این یادداشت . اتفاقا خودمم زیاد از این یادداشت خوشم نمیاد.متاسفانه جیم در ترتیب انتخاب یادداشتها دقت نمیکنه و اولویت بندی نداره
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٢/١٤
١
١
خواهش میکنم. راستش رو بخواهید مطالبی رو که بنظرم(بنظر شخصیم) اصلا قابلیت ندارند یا خیلی زاویه دارند با اصول نگارشی، کاری به کارشون ندارم، و یادداشت هایی رو که می بینید بهشون کلنجار میرم و بالا پایین میکنم و تحلیل میکنم دقیقا به این معنان که "کاملا قابلیت های اولیه و استانداردهای نگارشی رو دارا هستند". و دلم نمیاد رهاشون کنم چون ممکنه با یک اشاره من تلنگر یا جرقه ای توی ذهنشون ایجاد بشه که کمکی شده باشه برای اعتلای قلمشون.... در مورد شما هم مطمئن نبودم که از نقدهام استقبال کنید، پس با اجازه یک نکاتی رو میگم: 1. در سطر اول کلمه "دستان" با فاصله کمی از هم دوبار تکرار شده، میتونستید به جای دومی مثلا بذارید: بازوان سرم.. یا انگشتان سردم(یه معادلی هم راستای دست) 2.در همون خط اول کلمه "گرما" سه بار تکرار شده که با توجه به "حجمِ خط"، سه مرتبه؛ بسامد پر دامنه ای محسوب میشه و همون اولِ کار خواننده رو پس میزنه اصطلاحا. 3.در خط دوم، جمله ای رو که به اون قشنگی می نویسید و کلمات رو کنار هم خلق میکنید؛ هرگز با علامت سوال تموم نکنید. نفس خواننده رو میگیره. به جای اینکه غرق بشه در واژه های شما، ناخواسته به سوالتون جواب میده. اینطور سوالها (اگر واقعا ضروری هستند) جاشون در اخر یادداشته. 4.در خط چهارم، "ناجی" معنای نجات یافته رو میده که اشتباهه و باید بجاش "منجی" بکار می بردید.(نجات دهنده). این اشتباه البته بسیار بسیار مصطلح شده و به غلط در میان همه مردم جا افتاده. 5. در سطر آخر ، "آری" سکته ای ریتمیک داده به جمله. "ا" و "ری" بیش از حد شناور هستند برای این جملات و کلمات ایستا. / اینها رو ننوشتم که بگم این یادداشت چه همه غلط داره! اتفاقا همونطور که عرض کردم، یقینا قابلیت های بالایی داره که ارزشش رو داره که اینقدر بخاطرش وقتتون رو بگیرم و کامنت مفصل بذارم. چون مطمئنم اگر همین جزئیات رو رعایت کنید قلمی بسیار پخته تر خواهید داشت. "شم" نویسندگی و "سوژه یابی" شما قابل تحسینه. بازی با کلمات رو بلدید. کمی رودربایستی با خودتون رو کنار بذارید و احساسات رو "عریان تر" (در عین نجابت و شرافت قلم) بکار ببرید، خواهید دید چه شاهکارهایی خلق میکنید. منتظر بعدیِ قدرتمندتر هستم... بی صبرانه :-))
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١٢/١٥
٠
٠
من با نظرات جناب آقای شمشیری موافقم.
Delaram
Delaram
٩٣/١٢/١٤
٠
٠
خط آخرتون خیلی محشره! :)
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/١٤
٠
٠
مرسی از کلیک - حضورتون :)) لطف دارین
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/١٤
٠
٠
ممنونم از شما آقای شمشیری که وقت گذاشتین و مرسی از نقد حرفه ای تون. چشمممممممممممم............سعی میکنم ولی گفتم که در حال حاضر دستم به قلم نمیره و تمام یادداشت های که چاپ خواهند شد از نوشته های قدیمی من هستن ... باز هم سپاسگزارم و همیشه از نقدهاتون استقبال خواهم کرد با افتخار :))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٤
٠
٠
سلام: دلنشین وزیبا بود. متشکرم
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/١٤
٠
٠
سلام ممنون از نظر شما و کلیک - حضورتون استاد :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٢/١٥
٠
١
سلام:زنده باشید
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/١٥
٠
٠
سلام پاینده باشید......
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١٢/١٥
٠
٠
قشنگ بود من خوشم اومد:)))... عالی بود:))
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/١٥
٠
٠
مرسی از کلیک - حضورت .لطف داری .......... :))
e_radmehri
e_radmehri
٩٣/١٢/١٥
٠
٠
چقد قشنگ و پراز احساس ....عالی بود
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/١٥
٠
٠
مرسی از کلیک - حضورت .......... ممنون :))
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
بهله... به قول شاعر : کاش همراز شبهای تاریکم تو بودی / ای عزیز عزیزتر از جانم /جانم به سر آمد از دوری تو /کاش همیشه هم پای من بودی/الهی هرگز داغت نبینم یار/کاش آنی در کنار من بودی ....شیک نوشتـــــــــی....قلمت مستدآم (^_^)
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٢/١٩
٠
٠
دنیادیده عزیز مرسی که خوندی یادداشتمو ...... :)) از شعر قشنگتم ممنون.......................
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤