از تاریکی می‌ترسم...

از تاریکی می‌ترسم...

نویسنده : f_yazdi

می‌دانستی تو تنها کسی هستی که باید به او اعتماد کرد؟! فقط به تو. با تو می‌توانم به زبان ساده و عامیانه از دغدغه‌ها و دل مشغولی‌هایم بگویم، حتی غر بزنم، البته گاهی و تو فقط گوش کنی. نه وسط حرف‌هاییم می‌پری، نه می‌گویی زودتر حرفت را تمام کن، عجله دارم. می‌توانم ساعت‌ها با تو حرف بزنم بدون این‌که تو را خسته کنم. اصلا خستگی در ذات تو راه ندارد. تو از همه مهربان‌تری با من. تو من را از همه بیشتر دوست داری. حتی اگر من آدم خوبی نباشم، حتی اگر در زندگی اشتباه کرده باشم، راهم را گم کرده باشم. از تو می‌خواهم هرگز دستم را رها نکنی و اگر راه را اشباهی می‌روم دستم را با مهربانی همیشگی‌ات بگیری و راه درست را نشانم دهی. از تو می‌خواهم نگذاری در برهوت زمین سرگشته و حیران شوم. نگذاری در دلم آشوب بیفتد. از تو می‌خواهم کمی از نور بی‌نهایت خود به من بدهی و مسیر زندگی‌ام را روشن کنی. خودت خوب می‌دانی که من از تاریکی می‌ترسم....   

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١١/٠٨
١
٠
خیلی به دلم نشست.. مرسی.
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
خواهش می کنم آقای شمشیری . ممنون از لطف همیشگی تون
ali_sh
ali_sh
٩٣/١١/٠٨
٠
٠
نوشته خاصی بود :)
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١١/١٢
٠
٠
ممنون : )
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٣/١١/٠٩
١
٠
خودت خوب ميداني كه من از تاريكي ميترسم :) مرسي.
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠١/٣١
٠
٠
بعله دیگه ........ممنون از کلیک- حضور شما و معذرت برای تاخیر......
ye_pesar
ye_pesar
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
الهی هیشکی گرفتار تاریکی نشه
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
آمین
Narges_V
Narges_V
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
زيبا بود!مرسي
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠١/٣١
٠
٠
ممنون.............. خواهش میشود :))))))))))) معذرت برای تاخیر
علیرضا
علیرضا
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
و خودت خوب می‌دانی که من در تاریکی راهم را گم می کنم... | خیلی خوب و دلنشین نوشته بودید، آفرین
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١١/٠٩
٠
٠
تشکر از شما
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٠
٠
٠
سلام: قشنگ نوشتید.امروز این دومین مطلب است که با خدا صحبت شده است.یزدان بخشنده نگهدارتان باد.
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١١/١١
٠
٠
سلام ممنون از شما آقای حسنی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١١/١٢
٠
٠
سلام: خواهش میکنم. سلامت باشید.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
نمی خواهم برگردم

حجره بهشت

٩٦/٠٣/٢٧
پرسپولیس بزرگ تر از همه نام هاست

پرسپولیس کبیر

٩٦/٠٣/٢٩
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات