روی لب‌هایت بخزم

روی لب‌هایت بخزم

نویسنده : وبگردی

عشق را که نمی شود عمومی اش کرد. نمی شود داد بزنی که به قولِ حافظ، دل به جگر گوشه ی مردم داده ای... عشق را باید "ها" کنی زیر گوشِ کسی که فکرش را هم نمی کند که تو چقدر فکرش را می کنی..! عشق را باید خط کنی روی میزِ زیر دستش.. یا کتابِ "آیدا، درخت و خنجر و خاطره" ی شاملو... یا "دستان"ِ شجریان... یا... یا دستانِ خودش و خودت.

من آنقدر به دیگران حق می دهم که دیگر حقی برای خودم نمی ماند... من انقدر به دور بودن و دور ماندن تو از خودم حق می دهم که دیگر حالم از هرچه حق دادن به هم می خورد.. من دلم می خواهد پیش چشم هایت هوار شوم، که آی فلانی... آی جگرگوشه ی مردم! می خواهمت هنوز... آری هنوز هم، دریای اضطراب در سینه ی شکسته ی من موج می زند...! 

من دلم می خواهد پیش چشم هایت شعر شوم، اما شعر سپید... که با بی وزنی روی لب هایت بخزم... روی لب هایت بخزم...

روی لب هایت بخزم...

=========

منبع:زنــی کـه مـن بـاشـم

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
raha_sl
raha_sl
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
که با بی وزنی روی لب هایت بخزم...هیچ حرفی نذاش برای گفتن.. خیلی ممنون
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
زیبا بود
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
یک حسی داشت که دوسش نداشتممممممممممم
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
حس دویدن و نرسیدن شاید
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
یک حس تحقیرررررررررر
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
تحقیر؟توی عشق مگه تحقیرم هس؟؟
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
با عاطفه موافقم عشق واقعی جایی برای تحقیر نمی ذاره
s_m
s_m
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
چه قدر تلخ !
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
سلام:زیبابود.امیدوارم که دلتون همیشه لبریز از عشق واحساس باشد.خدایارتان
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
عالی بود، لذت بردم. حس تحقیر نبود، یه جورایی بغضِ فروخورده بود، فریادهای نزده بود... .
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
من هم با آقای شمشیری موافقم. دوست دارم گاهی اوقات فریاد زدن عشق را...
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
عشق را باید "ها" کنی زیر گوشِ کسی که فکرش را هم نمی کند ... چقدر قشنگ . :) قلمتون پایند ه :)
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
چه قد قشنگ..من خیلی دوس داشتم:))))))))))ممنون:)حس تحقیر نداش بنظرم:)
شاهدخت
شاهدخت
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
خیلی قشنگ بود به نظرم :)) واقعا لذت بردم
Esprichoo
Esprichoo
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
خيلي قشنگ بوود ((:
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
چه عکس متفاوتی انتخاب کردید برای پروفایل تون. خیلی انرژی میده به بیننده....!
Esprichoo
Esprichoo
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
ممنون میــــــــــــــــــگن که شبیه خودمه ^_^
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
جدا؟!! چه جالب! البته که از لحاظ روانشناسی هم توجیه داره. هر کس عکسی رو انتخاب میکنه که مطابق با روحیاتش باشه. رنگ بندی و اندازه و سایز و فرمش دقیقا مطابقت داره.
Esprichoo
Esprichoo
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
باید از اونی که این عکسو بهم پیشنهاد داه یه تشکر ویژه بکنم ((:
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
مهم فریاد نزدنست....
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

بزهکار

٩٦/٠١/٠٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید پس از آیت الله فقید

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

مِهر هایی که به آبان آورد

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساندویچ همبرگر

٩٦/٠١/٠٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

تکذیب های پادری‌ها راست بودند

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
تبلیغات
تبلیغات