اسب سپید آرزو...

اسب سپید آرزو...

نویسنده : f_yazdi

آرزوهايت را بر بال‌های اسب سپيد من بگذار تا بر بال‌هايش بوسه عشق بنشانم و در گوشش زمزمه كنم كه:

كجايی غريبه‌ی آشنا؟ من اين‌جا منتظرت هستم. تا طلوع آخرين بهانه برای زندگی.

من، تو هستم و تو منی. صدايم را بشنو و به نگاهت عمق بده. دريچه پر از غبار قلبت را به عمق نگاهم بسپار تا آن را در درياچه چشمانم بشويم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mirza_m
mirza_m
٩٣/١٠/١٤
٢
٠
شرمنده ولی چیزی متوجه نشدم.
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٠/١٦
٠
٠
سخت نگیرین.مهم اینه که بعد از خوندن یه نوشته یه حس تازه رو تجربه کنید
mirza
mirza
٩٣/١٠/١٦
٠
٠
حس تازه با فهمیدن حاصل میشه بانو!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/١٤
١
٠
سلام: زندگیتان از ناملایمات دورباد.شادکام و سلامت باشید.
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٠/١٦
٠
٠
سلام ممنون.زندگیتون رنگارنگ
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/١٦
٠
٠
سلام: متشکرم.
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/١٤
١
٠
واقعاخیلی کوتاهههههههههههه بودمنم زیادچیزی متوجه نشدمممممممممم
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١٤
٢
٠
ما چکار به شاعر داریم که میگه : رفتی دل من ساده خواهی امد / با گردوغبار جاده خواهی امد/امروز سوار اسب رویا شده ای/ فردا گلکم پیاده خواهی امد... اسب رویاهای شما خوش خبر باشه ان شالله:))
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٠/١٨
٠
٠
ممنون عزیزم سبک نوشتنت زیباست
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٤
١
٠
کوتاه و زلال؛ بدونِ پُرگویی و لکنت. پاینده باشید.
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٠/١٦
٠
٠
از لطف شما ممنونم.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٣/١٠/١٥
١
٠
چی شد؟
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١٠/١٥
١
٠
ميشه بيشتر نوشت / زيبا بود
f_yazdi
f_yazdi
٩٣/١٠/١٥
٠
٠
ممنونم از نطر همگی.
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/١٥
١
٠
کاش یکم بیشتر توضیح میدادید . قشنگ بود ، مرسی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣