هراس آدم برفی...

هراس آدم برفی...

نویسنده : e_bisarotah

 سالم‌ترین آدم‌ها همان‌هایی هستند که روی تخت بیمارستان یک درد موقت جسمی را تحمل می‌کنند و لبخند می‌زنند. یک جسم موقت! درد آدم‌ها از جای دیگری شروع می‌شود. بدتر از آن‌ها کسانی هستند که درد روانی دارند، روی تخت تیمارستان! و بدترین نوعش آن‌هایی هستند که درد روح دارند! روی تخت اتاق‌شان! مجبورند با روحی که درد می‌کند هر روز منتتظر بمانند. زندگی کنند. با همین روحی که هرگز نمی‌میرد و چقدر دردناک است که کسی هر روز روح آدم را چنگ بزند. 

دیگر  اشک‌هایش هم تنهایش گذاشته بودند. حالش از  دنیای مسخره بد می‌شد. خدایا آدم برفی دارد آب می‌شود. می‌دانم دوستش داری و می‌دانم که آدم‌ها بسیار بی‌صبرند، اما خدایا چرا هیچ آدمی برای آب نشدن آدم برفی‌ها عجله نمی‌کند؟! خدایا  فقط یک لحظه آرام کن آدم برفی را... سردش است! 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mojtaba_a
mojtaba_a
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
مشکل آدم برفی اینه که تنهاست ، اگه دوتا بودن اون وقت اون یکی سایه و چتری می شد بر دیگری تا آب نشود ...
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
اینطوری اون یکی میشد یه قربانی و این خوب نیست
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
بدتر از همه اون دسته ای هستن که قبول ندارن روحشون بیماره
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
خیلی متفاوت بود. شخصیتی که به مکانها داده بودید و در همین چند خطِ جمع و جور، درامِ خوبی رو که پخته بودید در نهایت به نفع متن تموم شد. یک یادداشتِ قویِ تئوری پرداز که مخاطب رو وادار به کنکاش میکنه. لذت بردم.
saiideh70
saiideh70
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
یعنی نظرتون از پهنا تو حلقم :)))))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
تختِ بیمارستان، تخت تیمارستان و تختِ منزل مکان هایی با هویت شده بودند در این متن.( ببخشید اینو باید در همون کامنت قبل می نوشتم از قلم افتاد)
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
من بااون قسمت ادمهایی هستندکه روحشون بیمارولی روی تخت اتاق خودشون موافقمممممممممممممم
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
مرسی حرف زیادی دارم که بگم اما زمانم کفاف نمیده
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
^ـ^پرفکت
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
سلام: خیلی خوب بود. متشکرم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/١٠/٠٩
٠
٠
سلام ... سپاس
s_m
s_m
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
خیلی عالی بود . آدم حس میکنه یه جورایی درگیر هر سه مورده . خیلی زیبا نوشتید
admincheh
admincheh
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
بدترین نوعش آن‌هایی هستند که درد روح دارند! روی تخت اتاق‌شان!کوبیدیم لایک را !
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١١
٠
٠
اوهوم... واقعنم.....مرسی قشنگ نوشتین (^_^)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٢/٢٩
٠
٠
چ میشه کرد؟! دنیا خوشی و ناخوشی دارد
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات