ای حافظ شیرازی تو کاشف هر رازی؟!
راز فال‌های حافظ در چیست

ای حافظ شیرازی تو کاشف هر رازی؟!

نویسنده : f_tasnim

حتی اگر در تمام طول زندگی‌تان از ادبیات فرار کرده باشید و نمره‌های انشا راهنمایی و دبیرستان‌تان از عدد انگشتان دست هم فراتر نرفته باشد و یک بار هم حاضر به شنیدن یک بیت شعر نشده باشید، باز هم غیر ممکن است که تا به حال گذرتان به حافظ و شعرهایش نخورده باشد.

غیر ممکن است یک‌بار – هرچند به شوخی – نیت نکرده باشید و حافظ را باز نکرده باشید و به او تفال نزده باشید. حتی اگر یک بیت از شعرهایش را نخوانده باشید و فقط سر وقت همان فالنامه ته شعرش رفته باشید.

خواه این اتفاق روز اول نوروز باشد، خواه شب یلدا و موقع دانه کردن انار و قاچ کردن هندوانه و شکستن تخمه آجیل!

به نظر خودتان چرا بیشتر ما ایرانی‌ها حافظ را قبول داریم و حاضر می‌شویم رازهای دلمان را میان بیت به بیت اشعارش پیدا کنیم؟ 

 

|| از فال‌های مولانا تا تفال‌های فردوسیانه!

تا به حال این سوال به ذهن‌تان خطور کرده که آیا قبل از تولد حافظ هم این چنین فال و تفال زدنی در کار بوده یا نه؟! جالب است بدانید که از خیلی قبلتر‌ها تفال زدن به انواع و اقسام کتاب‌هایی که برای مردم مقدس و بزرگ بوده رواج داشته است. در یک دوره این تقدس به دیوان فردی مثل سنایی می‌رسد و در دوره‌هایی حتی به شاهنامه فردوسی و مثنوی مولانا هم تفال می‌زنند و جواب می‌گیرند. اما چیزی که خاص است این است که طی این همه سال هیچ کتابی در دقت، ظرافت و پاسخ گویی فال‌ها، به حافظ نمی‌رسد.

بهتر است بدانید که اصلا فال زدن مخصوص ملیت ایرانی نیست و در بیشتر سرزمین‌های دنیا و فرهنگ‌های مختلف بودند کسانی بودند که برای آرام شدن و یافتن جواب به چیزهای مختلفی تفال می‌زدند.

فال زدن یک اصطلاح انگلیسی به نام  Biblimonacy دارد که بسیار هم کهن است و به زمانی قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد. باورتان می‌شود که آن زمان به آثار هومر – که آثاری شبیه به آثار فردوسی در حماسه و ملیت است – فال می‌زدند و جواب می‌گرفتند؟!

 

|| لسان الغیب مبهم 

حتما شما هم مثل من به این فکرکرده‌اید که چطور طی این همه سال، حافظ این چنین با جواب‌های رازآلود در ابیاتش آدم‌ها را میخکوب می‌کند و جذبه و راستگویی‌اش را به رخ می‌کشد؟ 

عده‌ای از مردم بر این باورند، همین که «حافظ»، حافظ قرآن بوده و به گفته خودش  قرآن را در 14 روایت مختلف می‌خوانده و بیت به بیت غزلیاتش را با قرآن گفته، کافیست که مردم به او مطمئن شوند و یقین کنند که او از عالم غیب خبر دارد.

اما نکته مهم‌ترِ شعر حافظ، همین غیب آلودگی و ابهام در شعرهایش است. و شاید به همین خاطر است که به او لقب لسان الغیب داده‌اند و اعتقاد دارند که او از عالم غیب خبر دارد. ابهامی که باعث می‌شود هرکسی هرچه در شعر حافظ ببیند، هر ضمیری که در شعر او بشنود را، با افکار شخصی خودش برداشت کند و فکر کند حافظ دقیقا دارد حرف او را می‌زند. این  ابهام و نیافتن معنای دقیق حرف‌های او یکی از اصلی‌ترین بارزه‌های شعر حافظ است! کسی که تا به حالا، هیچ‌کس به گرد پای ابیاتش نرسیده است!

 

|| من طالب یک فالم؛ تو کاشف هر رازی؟

حالا که حافظ را باز کردیم و فال گرفتیم، یعنی راست است؟ عده‌ای به دل خودشان رجوع می‌کنند و سر تکان می‌دهند که بله که راست است! بعد هم می‌گویند حافظ دقیقا همان چیزی را گفت که ته دلم بود. همان چیزی را گفت که دلم خواست بشنوم! دروغ هم نگفته‌اند. حافظ گفته و درست هم گفته. اما واقعا می‌شود به همه حرف‌های حافظ اعتماد کرد و آن‌ها را پذیرفت؟ مگر نه این‌که تفال زدن نوعی کمک خواستن برای انجام کار است؟ حالا باید به حرف حافظ عمل کرد یا نه؟

چیزی که همه پژوهشگران ادبی و عرفان پژوهان به آن معتقدند، این است که فال راهبر به دنیای غیبی نیست. می‌تواند جلوه‌ای از دنیای غیر حقیقی داشته باشد و از راز درون آدم‌ها در بیت‌هایش پرده برداری کند اما نمی‌شود اعتقاد کامل بر این داشت که هرچه گفت درست است. حافظ مثل ما آدم بوده و خطا داشته، گاهی حتی بی پول می‌شده و از این بی‌پولی و بی‌عوایدی رنج می‌برده و حتی آن را در شعرهایش هم بیان می‌کرده. پس اگر تفالی هم زده می‌شود، محض دلخوشی و آرام کردن و درد دل کردن با آدمی است که حقایق وجود آدمی را می‌دانسته و می‌تواند آرام‌مان کند. مضمون‌های مختلف و رنگارنگ شعر او این حس را به دل همه آدم‌ها می‌اندازد که انگار این غزل مختص خودشان سروده شده و انگار حافظ دارد دقیقا با آن‌ها حرف می‌زند.

و به این توجه داشته باشید که شعر خودش نوعی تسلی خاطر آدم است و این خودش می‌تواند دلیل خوبی برای آرام کردن دل باشد. 

 

|| خاطرات خوش حافظانه

در تاریخ؛ خاطرات زیادی از تفال زدن آدم‌های بزرگ و شاه و شاهزاده به حافظ وجود دارد که بعضی از آن‌ها در نوع خودش جالب است. هر چند که با همه این اتفاقات هیچ کس نمی‌تواند صد در صد بگوید که همه حرف‌های حافظ از غیب است و درست است، برای نمونه خاطره زیر از شاه طهماسب صفوی که بسیار هم مشهور است؛

می‌گویند یک روز انگشتر گرانبهای شاه طهماسب صفوی گم شده بود. شاه دلتنگ و غمگین از نبودن انگشترش آخر به این فکر می‌افتد که تفالی به حافظ بزند، شاید دلش آرام گیرد. وقتی حافظ را باز می‌کند این بیت برایش می‌آید:

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد 

ز خاتمی که دمی گم شود، چه غم دارد

می‌گویند بعد از خواندن این بیت بود که دستش را به علامت تعجب به زانویش می‌زند و اتفاقا میان سجف لباسش برآمدگی حس می‌کند که از قضا همان انگشتر گم شده بود.

شما هم از تفال زدن به دیوان حافظ خاطره به یاد ماندنی دارید؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
kamran_shamshiri
kamran_shamshiri
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
حافظ ... نماد و سمبلِ عشق و عرفانه. یک کهن الگوست. فال هم صرفا یک سرگرمیه که البته به حفظ و به خاطر داشتنش کمک میکنه. این نظر شخصی منه.
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
منم تقریبا با نظر شخصی شما موافقم:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
سلام:فکرنمیکنم کسی باشه که سری به حافظ لسان الغیب نزده باشه.متشکرم
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
حافظه تاریخی است دیگه! خواهشات:)
دلنیا
دلنیا
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
من هرروزموبافال حافظ شروع میکنمم
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
واقعا؟:) ینی ب خاطر خواستن راه حل و اینا؟ یا صرفا سرگرمی؟
s_m
s_m
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
سلام. طبیعتا انسان ها همیشه دنبال یه راهی برای تسکین اضطرابشون هستن . فال حافظ هم یکی از همون راه هاست. از سرگرمی فال که بگذریم خوندن اشعار حافظ تو هر شرایطی لذت بخشه مخصوصا شب یلدا تو جمع خانواده :x
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
خود اشعار لذت بخشن، وقتی با قضیه فال و تفال و ایناها همراه میشه لذتش دو چندان میشه! بله، هم شب ِ یلدا...هم عید نوروز هم خیلی روزای دیگه:)
هاچ
هاچ
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
آره خاطره دارم! یه بار واسه پسر عموم فال گرفتیم واسش درومد: عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی... (خخخ) اینقدر خندیدیم! :دی
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
:دی ینی بضی وقتا عجیب ضدحال میزنه:دی
f.haghighat
f.haghighat
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
بله
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
:) مختصر و مفید!
Farzane_vatani
Farzane_vatani
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
یادمه یه بار امتحان ریاضی داشتم بعد خیلی خسته شده بودم تفال زدم اومد: چو ذکر خیر طلب می کنی سخن این است* که در بهای سخن سیم و زر دریغ مدار...........خیلی حال کردم باهاش:)) ممنون از مطلب خوبت
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
:))) چ نیتی! خواهش:)
ali_sh
ali_sh
٩٣/٠٩/٣٠
٠
٠
منکه انشام خیلیم خوب بوده و همیشه زیر 19 نمره انشا و املا و ادبیاتم نبوده / دوم اینکه فال هاش گاهی مواقع واقعا اون چیز که ما نیت کردیمو با جوابش اثبات میکنه و گاهی هم هیچ ربطیییییییییی به موضوع نیت نداره
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
شانسکیه! :)
آسمانه
آسمانه
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
من زیاد فال نمیگیرم . ولی دوستانی هستن که روزی ده بار فال میگیرن!
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
دوستان اهل دلن:))
m_choobdari
m_choobdari
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
واااااااای من دیشب فال گرفتم حافظ گفتش که اگه خون جگرهم بخوری و گریه و زاری کنی به وصال نمیرسی!!! اصن همه امیدم رو ناامید کرد... منتها باز اخر شب دوباره گرفتم گفت یکم سعی و تلاش کنی شاید بشه! گفتم دفه سوم اگه فال بگیرم دیگه حافظ شاکی میشه میگه بیا باباجان اصن عقد و عروسیتو خودم میگیرم!!!
f_tasnim
f_tasnim
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
ضد حالیه این حافظ ها:| :)) شما سعیتو بکن ایشلا میرسی :دی
sarah_n
sarah_n
٩٤/٠٢/٠٣
٠
٠
اصولا فال حافظ گرفتن اونم تو زمانای جمعی ُ اینا خیلی میچسبه!:دی ولی خب از همه ی شعرای حافظ میشه یه سری مفاهیمی رو استخراج کرد. ینی هرر صفحه ای رو هم که وا کنی میتونی چیزی پیدا کنی که یه ربطی هرچند کوچیک به کارت داشته باشه و به کارت بیاد.تقریبا تو همه شون میشه گفت داره میگه به خدا توکل کن، صبر داشته باش، تلاش کن و... . ما هم که هرچیزی بیاد یه چیزی از توش در می آریم و سقلمه میزنیم به صاحب فال! مرسی، دستتون درد نکنه.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠