وقتی تو نیستی تمام شب‌ها یلداست

وقتی تو نیستی تمام شب‌ها یلداست

نویسنده : سلما

می‌دانی نازنین، شب ِیلدا برای من فرقی با شب‌های دیگر ندارد. شب ِیلداهای مرا این یک دقیقه طولانی‌تر نمی‌کند. وقتی تو نیستی تمام ِشب‌ها یلدا که نه! بلندتر از یلدا هستند، تمام نمی‌شوند.

می‌فهمی چه می‌گویم نازنین !

باید مزه انتظار را چشیده باشی تا بدانی چه می‌گویم! باید به هر صدایی... به هر نوایی... گوش ِ دلت را تیز کرده باشی که مبادا صدای ِاو بیاید و تو نشنوی! باید دلت همرنگ ِدانه‌های سرخ ِانار ِشب‌های یلدا شده باشد.

تا این کلمات برایت ملموس باشند ...

من همیشه منتظرم... هر شب... و انتظار همه شب‌ها را طولانی می‌کند... انتظار ثانیه‌ها را کش‌دار می‌کند. عقربه شمار و دقیقه شمار ِساعت به تو دهن کجی می‌کنند، دستت می‌اندازند و ثابت قدم سر ِجای خودشان ایستاده‌اند ...

میدانی نازنین ِ من ! من سال‌هاست منتظرم ... سال‌هاست ....

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/٠١
١
٠
یک دقیقه بیشتر تحمل میکنیم نبودن کسانی که باید باشند اما نیستند
ayshem_sh
ayshem_sh
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
و چقد کشنده ست این انتظار ....
دلنیا
دلنیا
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
متن جالبی بودسلمابانووووووووووووو یک دقیقهههههههههههههههه وچه شب طولانیییییییییییییی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
سلام بانوی گرامی: بسیار زیبا نوشتید وبا احساس.امیدوارم که درکنار خانوادۀ محترم شادمان و سلامت باشید.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
لذت بردم... زلال بود و سرشار از احساس. دست مریزاد سلما بانو.
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٣/١٠/٠١
٠
٠
انتظار ثانیه ها را کش دار می کند... زیبا...
s_m
s_m
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
خیلی زیبا بود سلما خانوم. تشککر واقعا لذت بردم
a_behzad
a_behzad
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
شب یلدا..؟! شب چله..؟! بی تو اما همه شب های من شب یلداست..! امیر بهزادپور.
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
زيبا بود خسته نباشيد
ali007
ali007
٩٣/١٠/٠٢
٠
٠
مثل همیشه عاااااااالی سلما بانو...خودتون میدونین که چقد قلمتون رو دوست دارم...قلمتون مستدام،ممنون:)))
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/٠٣
٠
٠
هیـــــــــــــع روزگار :/
پری
پری
٩٥/١٠/٠١
٠
٠
سلام متن خیلی،خیلی زیبایی بود،با اجازه تون ی تیکه شو کپی کردم
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات