خاطرات یک کلاس کنسل کن !

خاطرات یک کلاس کنسل کن !

نویسنده : sahar_m

طبق روال همیشه، استاد گرامی ساعت قبل، کل تایم استراحت را هم نگه می‌دارد که خدای نکرده یک ذره آب نخوریم آن زبان واماندمان سرکلاس بعدی باز شود. استاد ساعت بعد هم که شیطان‌تر از خود ما، از قصد دیر می‌آید که خستگی‌مان در برود، عین میرزا بنویس جزوه بگوید ما بنویسیم. خلاصه از این‌جا مانده و از آن‌جا رانده استاد عزیز تایم اول گفت امروز دیرتر هم تعطیل می‌کنم 

همه خسته و نابود رفتند سر کلاس بعدی. تا می‌خواستیم دهن باز کنیم، غر بزنیم می‌گفتند شما فوق می‌خوانید باید یک فرقی با بقیه داشته باشید ( اینجا فوق فرق بود، موقع کار پیدا کردن هرکسی پارتی داشته باشد فرق دارد)

خلاصه سرتان را درد نیاورم، استاد ساعت بعد آمد و خیلی جدی گفت: چتونه؟ صبحانه نخوردین؟

من هم که کلا کله‌ام بوی قرمه سبزی می‌دهد گفتم: نه. گفت: ناهار چی؟ گفتم: نه. گفت: با چی زنده‌ای؟ گفتم من که فتوسنتز می‌کنم، بقیه بچه‌های کلاسم هوازی هستن. 

آقا چشم‌تان روز بد نبیند. کلاس عین بمب منفجر شد. استادمان هم دید نمی‌تواند بیرون‌مان کند (تنها مزیت فوق خواندن همین است) گفت: باشه، کلاس کنسله برید خونتون. 

هیچی دیگر به بچه‌ها گفتم از هفته دیگه نفری ده هزار تومن می‌گیرم کلاس کنسل می‌کنم! کار پیدا نمی‌شود؛ این هم یک نوع کسب در آمد است ...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
vesal
vesal
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
بعللللله خدا شاننس بده:)
s_m
s_m
٩٣/١٠/١١
٠
٠
انشالله قسمت شما هم بشه. میخوایید نفری ده هزارتومن بدید تضمینی کلاس تعطیل میکنم. تو دوران کارشناسی بسی تجربه ها کسب کردم :دی
neyosha
neyosha
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
خخخخخخخخ چه باحااااااااااااال خخخخ
s_m
s_m
٩٣/١٠/١١
٠
٠
لطف داری :دی
faranak_b
faranak_b
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
نمیشه بیاین کلاسای ما رو هم کنسل کنید؟؟ از ترم بعد البته!
s_m
s_m
٩٣/١٠/١١
٠
٠
شما نفری ده هزارتومن بدید تضمینی هم کلاس کنسل میکنم هم امتحان :))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
همیشه سرزنده باشید ایشالا که خندوندید منو.... واقعا جالب بود! دست مریزاد.
s_m
s_m
٩٣/١٠/١١
٠
٠
لطف دارید آقای شمشیری. شاد باشید انشالله
saiideh70
saiideh70
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
هیییی بعضی وقتا چقد مزه و نمک میریختیم که شاید یه 10 دقه زودتر بریم اما کو استاد مهربون مثل مال شما!
s_m
s_m
٩٣/١٠/١١
٠
٠
بستگی به سابقه و همکاری هم کلاس هاتون داره :-))
Atefe_K
Atefe_K
٩٣/١٠/١٠
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ..ممنن:)
s_m
s_m
٩٣/١٠/١١
٠
٠
خواهش عاطفه جان .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/١٠/١١
٠
٠
سلام: خیلی جالب بود. ممنون
s_m
s_m
٩٣/١٠/١١
٠
٠
سلام استاد. لطف دارید. شاد باشید انشالله
2nyadideh
2nyadideh
٩٣/١٠/١١
٠
٠
:)))))))))))))) کم نگفتین؟؟ بعضی کلاسارو آدم حاضره جونشم بده کنسل شه :))))))))))))
s_m
s_m
٩٣/١٠/١١
٠
٠
اینم از هموناست :)) دیگه وقت نداد اذیتش کنیم :))
PDrAM
PDrAM
٩٣/١٠/١١
٠
٠
سلام و درود...من معمولا اهل کامنت نیستم...ولی خیلی جالب بود....خندیدم... :) موفق باشید :)
s_m
s_m
٩٣/١٠/١١
٠
٠
منور فرمودین آقا پدارم. لطف دارین . شما هم موفق باشید
r_qalam
r_qalam
٩٣/١٠/١١
٠
٠
سلام...پول می دیم لطفاً بیایید کلاس تنهاییمون رو کنسل کنید....
s_m
s_m
٩٣/١٠/١١
٠
٠
اون کارش پول نیست عشقه. در ارن زمینه کمکی از دستم بر نمیاد. با پول کارتون راه نمیفته.
s_ehsan
s_ehsan
٩٣/١٠/١١
٠
٠
من از دبیر فیزیک پیش دانشگاهی مون وقت استراحت میگرفتم.(آخه یه ریز درس می داد.)البته من صلواتی کار می کردم.
s_m
s_m
٩٣/١٠/١١
٠
٠
شما جزو خیرین هستی :دی البته اون موقع کوچیک بودی نمیدونستی کار پیدا نمیشه باید در آمد داشت :)) ممنون از حضورتون
r_qalam
r_qalam
٩٣/١٠/١١
٠
٠
اشتباهتون اینه که گمون می کنید عشق فقط بین زن و شوهره....عشق عصاره ی شیدایی قلبه
s_m
s_m
٩٣/١٠/١١
٠
٠
مگه من گفتم ازدواج کنید ؟ گفتم دواتون عشقه . :)
خورشید
خورشید
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
وای که چقدر خندیدم
s_m
s_m
٩٣/١٠/١٢
٠
٠
شاد باشی عزیزم. :)
yekta_b
yekta_b
٩٣/١٠/١٣
٠
٠
هیچ وقت هیشکی نبود کلاس های ما رو کنسل کنه ............. ای خدااااااااااااا ...
sahar_m
sahar_m
٩٣/١٠/١٥
٠
٠
انشالله خودم میام کنسل میکنم :)))
mirza
mirza
٩٣/١١/٠١
٠
٠
واقعا جالب بود، بعد از مدتها لبخند بر لبان میرزا نشاندین، ممنون.
sahar_m
sahar_m
٩٣/١١/٠١
٠
٠
خدا رو شکر . ممنون از شما که وقت گذاشتین
آقای_شوژ
آقای_شوژ
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
پورسانتِ استاد رو هم منظور کنید. قیمتارم بیارین بالاتر بازارِ بقیه ی هم صنفا کساد نشه! :))))
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
=))) گفتیم نرخ پایین باشه مشتری پسند باشه =))) ممنون از شما :)
ns_banihashem
ns_banihashem
٩٤/٠٦/١١
٠
٠
سلام پس همکار هستیم
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥